X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

پناه بر خدا در سازمان نظام پزشکی چه می گذرد؟ گریزی بر اظهارات عجیب دکتر سید مهدی؟

عضو شورای عالی سازمان نظام پزشکی گفت؛ هدف سازمان تامین اجتماعی از کارت الکترونیک سلامت، جلوگیری از هدر رفت منابع این سازمان است و نه توجه به درمان بیمه شده ها؟؟

اگر به همین جمله با دقت نگاه کنیم، می فهمیم گه چرا بیمه ها ورشکسته اند، جایی که درک نشود که جلوگیری از هدر رفت منابع، یک وظیفه ذاتی سازمان بیمه گر و دقیقا مبنا و اصل ارتقای کیفیت و کمیت خدمات است، نمی دانم که چرا بعضی ها می خواهند حتما اظهار نظر کنند؟ بله آقای دکتر سید مهدی، متاسفانه یا شوربختانه باید گفت نقش و وظیفه ی نادیده گرفته ی شما در سازمان نظام پزشکی را بیمه ها بر گردن خواهند گرفت و با استقرار این کارت ها دیگر امکان پذیر نیست که هر مزخرفی تحت عنوان نسخه تحویل مردم شود و آب از آب تکان نخورد و از جیب مردم و بیمه ها برود و درد سازمان نظام پزشکی در انظار رسانه ها چیزی جز افزایش تعرفه ها نباشد، با استقرار این کارت ها، خیلی زود پزشک قلابی شناسایی می شود و امکان سه سال طبابت یک پزشک قلابی در مسجد سلیمان ، آنهم در بیمارستان دانشگاهی وجود نخواهد داشت و البته بماند...دیگر در سایه سار حذف نظارت بر درمان مردم، شاهد نابودی منابع بیمه ها نخواهیم بود...... 


تاریخ ارسال: شنبه 4 دی‌ماه سال 1395 ساعت 10:57 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

پاسخی به ادعای قاضی زاده ی هاشمی در نقد پذیری؟؟


خدمت آقای وزیر سید حسن قاضی زاده ی هاشمی عرض کنم که، تا حالا صد صفحه مستند نوشتم، گوش شنوا نداشت.. حالا مستند یا غیر مستند، اولین فردی بودم که سه سال پیش گفتم شکست قطعی هست.. الان هم میگم، به جز حوزه ی بهداشت اونهم در یکسال اخیر، عملکرد وزیر بهداشت، پوپولیستی و زیان بار و ویرانگر بوده، بیمه های ورشکسته و دولت ناتوان از تامین هزینه ها، نتیجه ی عملکرد.... سید حسن قاضی زاده هاشمی.... وزیر مولتی میلیاردر بهداشت ایران بوده... 



مورد دوم اینکه ، فرضا دو صفحه نوشتم، از مدیریت تکنولوژی سلامت، تقاضای القایی، سطح بندی خدمات و نظام ارجاع، خرید استراتژیک و خط مقدم بودن پزشکان عمومی و کاهش توزیع نابرابر منابع، کارگروهی بودن نظام سلامت، اصلاح نظام فی فور سرویس، سامانه جامع سلامت، کارت الکترونیک سلامت، تفکیک فعالیت پزشکان در بخش خصوصی و دولتی و لزوم طراحی و‌اجرای سیاست های جامع رفاهی و .... 

میخوام بدونم که اینها را قراره که حریرچی بفهمه که سیستم پرکپیتال رو کاپیتیشن تلفظ می کنه؟؟ یا خود قاضی زاده هاشمی که کارتل بزرگ بخش خصوصی هست و در بخش دولتی سیاست گزار هست؟؟ یا آقاجانی که لنگ بیمه ها رو ول نمی کنه و در نمی یابد که در نظام برنامه ریزی برای نظام سلامت منابع مالی را بصورت یکپارچه در نظر می گیرند؟؟ برای چه کسی با چه منطق و سوادی و از آن مهمتر انگیزه ی ملی بنویسم که بلای نظام سلامت ما در وهله ی اول تعارض منافع  هست که نمونه ی کامل ان مدل وزارتی و ستادی وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران است؟؟؟ 

خفته را بیدار کردن شدنیست... اما خود به خواب زده را هرگز؟!؟

اما شگفتا که کسی سخن از تحمل مخالف می کند که تا کنون جرات نشستن در برابر یک منتقد طرح تحول سلامت را در رسانه ی ملی ایران که از طرح موهوم تحول سلامت ، چشم بسته حمایت کرد، نداشت.




مهدی اسفندیار

www.salamatnews.blogsky.com

تاریخ ارسال: چهارشنبه 1 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:50 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

آقای روحانی، لااقل عذاب مان را زیاد نکنید؟!؟!

چند روز پیش اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور ، از عصبانی شدن قاضی زاده ی هاشمی تعجب کرد؟؟ با خودم گفتم، اگر فرض را بر این بگذاریم که در این دولت ، آنقدر سطح کارشناسی پایین است که کسی نفهمیده، اشتغال و تولید و معیشت و سازمان های بیمه ای و .... زیر پای طرح تحول سلامت له شده!

حالا اگر فرض را براین بگذاریم که آنقدر اوضاع بهم ریخته هست که دولت نفهیده که حقوق های نجومی چه با افکار عمومی کرده!

حالا اگر فرض را بر این بگذاریم که دولت نمی داند برنج از سال گذشته تا کنون پنجاه درصد افزایش قیمت داشته!!

حالا فرض را بر این بگذاریم که دولت آنقدر بی خبر است که نمی داند در سیستم دولتی چند صد مدیر دوشغله داریم...

یعنی این رو هم متوجه نمی شوند که دکتر حسن قاضی زاده ی هاشمی ،آدمی تندمزاج و پرخاشگر است؟!؟؛ یعنی این سخنان از یک وزیر در رسانه ها نشانگر عصبانیت و پرخاشگری، اگر نیست پس نشان از چه دارد؟!؟!

لطفا اینکهای زیر را بخوانید و قضاوت کنید؟!؟


قاضی زاده هاشمی؛

برخی افرادی که این رفتارها را انجام می‌دهند، در ظاهر افرادی دیندار هستند اما سطحی‌نگر و جوان هستند و هنوز ریشه اخلاق در آنها شکل نگرفته است، آنها حرف‌هایی را می‌زنند که رسانه‌های معاند می‌زنند و با وجود این افراد دیگر نیازی به رسانه‌های بیگانه و معاند نیست.»


قاضی زاده هاشمی؛هاشمی؛


خودشیفتگی مسئولان کار دست مردم می‌دهد در کشور ما هر کسی اظهار نظری دارد مثلاً‌ یکی سردار علم بوده، نوحه می‌خواند و رئیس‌جمهور و مسئولان را زیر سؤال می‌برد دیگری می‌شود سردار حرم و در همه حوزه‌ها اظهار نظر می‌کند؛ یکی نیز سردار قلم بوده و در همه حوزه‌ها حرفی دارد. 


قاضی زاده هاشمی؛

:وزیر بهداشت در مطلبی که در وبسایت شخصی خود منتشر کرده منتقدان طرح تحول سلامت که عمدتا از پرسنل بهداشتی درمانی و کارشناسان حوزه سلامت و کارشناسان رسانه ای هستند را "قلیل " و "بیمار" و "تنگ نظر " خواند.
سلامت نیوزوزیر بهداشت منتقدان طرح تحول سلامت را بیمار خواند


و بماند باقی مسائل.... آقای وزیر را ارام کردن هنر هست ، نه عصبانی کردن...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:22 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

امروز پنج سال گذشت و دقیقا من هر ماه با شما بودم..

با بیش از ۵۱۵۰۰۰ نفری که مرا شرمنده ی محبت خودشون کردند ، پنج سال کنارم بودند ، از همه ی شما سپاسگزارم، از همه ی عزیزانی که راهنمایی ام کردند، از همه ان هایی که نقد تند مرا به جان و سینه ی بسیط خود خریدار شدند.... با یک دنیا احترام و محبت که تقدیم همه ی پرستاران، پزشکان ، پیراپزشکان و .... بالاخص اساتید محترم اقتصاد سلامت دارم. امید که روزی صداقت و راستی بنای ما باشه....

خدا رو شکر می کنم که آن قدر لیاقت یافتم که با ۶۳۳ یادداشت ، میانگین هشت صد و پنجاه باز دید را از هر یادداشت ثبت کنم ، از عزیزان سللمت نیوز ، انصاف نیوز، خبرگزاری دانشجو ، یزد نیوز، خانه پرستار، معتدلان، هم میهن، تامین پرس و..... که بارها و‌ بارها، حقیر را لایق محبت خود دانسته و مقاله ی اینجانب را منعکس نموذه اند تشکر می کنم و از خدای عز و جل. خواستار دلی پر از امید در این شب های سرد آخر پاییز هستم

ارادتمند همه ی شما مهدی اسفندیار

تاریخ ارسال: جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 11:58 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

وزیر بهداشت دولت یازدهم، ورژن ۲۰۱۶ احمدی نژاد!!!

از عدالت سخن می گوید و چشم بر اختلاف صدها برابری درآمد در وزارت مطبوع خود می بندد؟ از منطق می گوید و مخالفان طرح موهوم تحول سلامت را همراهان دشمنان مردم می داند!؟ از علمی بودن مدل مدیریت خود سخن می گوید و  خبری از راهنمای بالینی در وزارت مطبوع وی نیست ؟ او قاضی زاده ی هاشمی هست ، همانکه بیشترین حضور در رسانه های حکومت نصیبش شد و معتقد است که مظلوم واقع شده است؟ معجزه ای دیگر از هزاره ی سوم و کسی هست که از دین مبین اسلام و انسانیت سخن می گوید و از ادب و کرامت سخن می گوید و منتقدان خود را دیوانه و حسود خطاب می کند؟ این وزیر منحصر به فرد است، از گفتگو و نقد صحبت می کند و نقد پذیری و انصاف و اخلاق، اما در برنامه ی ثریا، از صحبت  تلفنی، از دیالوگ حضوری با نائب رئیس مجلس نیز هراس دارد و مخالفت می کند ، از حضور و رو در رویی با منتقد در هراس و وحشت است؟!؟!


اما چرا او شبیه احمدی نژاد است؟ 


او تنها وزیر دولت یازدهم می باشد که میراث دار سبک و سیاق احمدی نژاد است، او سئوال را با سوال پاسخ می دهد؟؟ او همچون احمدی نژاد به جای اجرای برنامه ی چهارم و  پنجم توسعه ، برنامه ی خودش را اجرا کرد ؟

تنها کسی هست که توانست، همچون احمدی نژاد که ششصد میلیارد دلار را طوری خرج کرد که کسی نفهمید کجا رفت!؟ ( البته احمدی نژاد متولی دو جین  وزارتخانه و دو قوه و سه سپاه بود) اما قاضی زاده هاشمی فقط برای وزارت بهداشت و اداره ی سلامت مردم در طول سه سال ( احمدی نژاد هشت سال ) حدود چهل میلیارد دلار را خرج کرد و بماند از سی میلیارد دلار که بیمه ها خرج کردند ؟؟

اینکه بروی در جنوب کشور و از ورود گرد و غبار به کشور در نقطه ی صفر مرزی بازدید کنی؟ ؟!؟!؟!؟!؟!

اینکه شوخان دخترک معصوم نیازمند جراحی چشم ،تیتر رسانه ها شود و  آقای وزیر چهره ی انسانی اش  برای یک مملکت به نمایش گذاشته شود،  اینها بدجوری انسان را یاد احمدی نژاد و کارهایش می اندازد؟ اما سرچی در گوگل کافی است تا عکس های یادگاری قاضی زاده هاشمی با عمو پورنگ، لباس بختیاری، هنر پیشه ها و.... را ببینی تا بفهمی که چقدر قاضی زاده ی هاشمی رهرو و مقلد بی چون و چرای احمدی نژاد است؟؟


اما در برنامه ی ثریا، آقای وزیر برگ آخر را رو کرد ، اولا که بر سازمان صدا و سیمای ما که سر در گمی و آشفتگی در آن موج می زند، منت نهاد که تنها وزیری بود که پایش به برنامه ثریا باز شد ؟؟  دوم اینکه با زیرکی تمام به جای پاسخگویی به سئوالات مدیر برنامه، حمله ای جانانه به دولت محمود احمدی نژاد کرد ؟ درست همان تاکتیکی که احمدی نژاد استفاده می کرد ( حمله به هاشمی رفسنجانی) ؟

شاید برنامه ثریا ی قبلی را دارای چندین محاسن بزرگ دانست؟

۱_ بالاخره صدا و سیمای ما فهمید که هزینه ی حمایت از یک شخصیت پوپولیسم گرا تا چه حد زیاد است؟

۲_ حذف منتقدان از رسانه و حذف کارشناسان از برنامه های تخصصی نتیجه اش ظهور طلب کارانی چون قاضی زاده هاشمی و محمود احمدی نژاد می شود،.

۳_  ثابت شد احمدی نژاد ممکن است که بر نگردد، اما احمدی نژادیسم زنده است و ممکن است در کالبد یک فوق تخصص چشم پزشکی ظهور کند.... حالا یکی با مسکن مهر و دیگری با طرح تحول سلامت... که الحمدالله از نظرسنجی های سازمان صدا و‌سیما نشان داد که مردم، ائمه ی جماعات و ... همه از این دو بزرگوار راضی اند، تا شاید درسی شود برای انکه نفهمد ،خود کرده را تدبیر نیست.


تاریخ ارسال: جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 01:55 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

ترساندن از ظهور مجدد احمدی نژاد یا بدیل وی، تنها اهرم دولت برای حضور مجدد در پاستور؟؟

نگاهی به سپهر سیاست ایران زمین در سال 96 نشان از بیم و امیدهای فراوان برای تکرار مجدد دولت روحانی برای چهار سال دیگر است. اینکه این بار نیز تیغ اصلاح  طلبان به حدی برنده باشد که بتواند دوباره مردم را به پای کار دولت بیاورند، موضوعی نیست که به این سادگی بتوان از قطعیت آن صحبت کرد، زیرا سوالاتی فراوان پیش روی عملکرد دولت آقای روحانی در افکار عمومی وجود دارد که  نمی توانم به راحتی از کنار آنها بگذرم، معتقدم که دولت  روحانی  سوای از اینکه مخالفان سیاسی سنتی خود را دارد و در  دور دوم  ریاست جمهوری اگر بخواهد پاستور را از ان خود کند باید به این مهم دقت کند که از جمع موافقان سیاسی دولت شاخه هایی جدا شده اند که اگر چه مخالف سیاسی  دولت نیستند، اما مخالفان صنفی دولت هستند و از عملکرد دولت  در سیاست گزاری های داخلی و بخصوص در ارتباط دولت با مردم چندان راضی نیستند . شاید بشود با قطعیت تمام گفت که دولت روحانی  سبدی از آرای خود را از دست داده که این ریزش بسیار بیشتر از حد انتظار بوده است که اگرچه این سبد به آرای  اصولگرایان اضافه نخواهند شد، اما کاهش این ارا دو مرحله ای شدن انتخابات را قطعی می کند و  یک چهره ی منتقدی که از نظر سیاسی خنثی باشد ؛  می تواند رقیب بالقوه ای برای آقای روحانی باشد و اگر هم رقیب اصولگرا پای کار نیاید، امکان آمدن مجدد مردم به پای آرای دولت روحانی سخت است،  بخصوص اینکه دولت  دچار چالش هایی اساسی  مقبولیت در اقشار زیر است.

1_ در میان معلمان باید داستان دولت را تمام شده فرض کرد و  رغبت معلمان برای آمدن به پای سخنان آقای روحانی زیاد نیست و شاید تنها افزایش بیش از پنجاه درصدی حقوق و مزایا و رساندن سطح معیشت معلمان از وضعیت اسفناک فعلی به سطحی نزدیک خط فقر بتواند بارقه های امیدی برای اینکه مجددا به دولت اعتماد کنند به وجود بیاید، اما به هرحال اگر هم این طیف پای کار نیایند، احتمال افزوده شدن آرای آنها به سبد اصوگرایان با خاطره های مشعشعی که از عملکرد اصولگرایان در دوره احمدی نژاد دارند نیز نزدیک به صفر است. منتهی ریزش آرا را در میان جامعه ی  فرهنگیان کشور  جدی تلقی می کنم .

2_ کارگران: کارگران در دولت اقای روحانی وضعشان تغییری نکرده است  ، اما اگر دکتر قاضی زاده ی هاشمی بتواند با لابی های گسترده در مجلس بخش درمان را از تامین اجتماعی جدا کند، احتمال اینکه این طیف از حالت رخوت و بی تفاوتی به جریانی مخالف آقای روحانی تبدیل شوند نیز وجود دارد. منتهی باید از نظر دور نداشت که جامعه کارگری از قبل نیز گرایشات  مایل به چپ داشته است، اما سیاست دولت در بحث رفاه کارکری هیچ چیزی حتی برای نوشتن در یک سطر نیز نداشته است، شاید بتوان گفت که دولت از سقوط بیش از پیش  توان خرید کارگران پیشگیری نمود.... همین ..یا اینکه بگوییم که اگر دولت روحانی نبود وضع بدتر می شد.

3_ اما پرستاران که جنگ آنها با وزیر بهداشت و تیم وی هر روز و هر روز بیشتر و سخت تر می شود و در طول سه سال  و اندی روزی نبود که پرستاران از این مشکلات و دغدغه هایی که برای آنها به وجود آمد رهایی یافته باشند. از  طرح تربیت کمک پرستاران که القای تهدید امنیت شغلی  برای پرستاران بوده تا دنیایی از شکایت بابت طرح قاصدک  و  محرومیت از مطب برای متخصصین جوان  و اعتراضات فراگیر آزمایشگاهیان و قشر عظیم و فعال دیگری مثل پیراپزشکان و ماماها نیز در دولت تدبیر و امید سه سال تمام با سیاست های دولت جنگیدند و اکنون به آخر این ماراتن در خرداد سال آینده نزدیک می شوند.

4_ دانشجویان و دانشگاهیان: دانشجویان را باید کمی ازاد تر از دولت قبل و البته به شکل سلیقه ای و  شرایط متغیری را از دانشگاه به دانشگاه  دیگر متفاوت دید که  کم نیستند دانشگاه هایی که ریاست آنها هنوز تغییر نکرده است و یا اینکه بدنه ی آنها همان مدیران با سلیقه های سابق  هستند که باید گفت دکتر فرهادی و دکتر هاشمی در تامین نظر  جناح مخالف دولت سنگ تمام  گذاشتند. اما دولت هزینه های زندگی دانشجویی را به شدت افزایش داده است و این موضوع چندان دل خوشی برای دانشچوبان باقی نگذاشت.

5_ هسته ای مرکزی به نام روشنفکران که این جریان به زعم بنده پشت دولت خواهد ایستاد.

حالا باید چالش هایی چون استقراض سنگین برای اجرای طرح تحول آقای قاضی زاده ی هاشمی ، کاهش رتبه ی کسب و کار ایران در رنکینگ جهانی و بسیاری از موارد دیگر را به ماه های آینده اضافه کرد که آمدن فردی چون ترامپ می تواند حتی دست آوردهای مثبت سیاسی دولت رو تحت تاثیر قرار دهد.

شاید تنها شانس دولت رو بشود افزایش احتمالی بیست الی سی درصدی قیمت نفت دانست. در چنین شرایطی شاید تنها برگ برنده و ابزار دولت در کارزار سیاسی پیش رو، ترساندن مردم از ظهور مجدد محمود احمدی نژاد یا بدیل وی باشد، البته چنین اشتباه فاحشی از سوی جریان نامنسجم و سرگردان و متفرق اصولگرایی بعید نیست، اینکه جلیلی، حداد، قالیباف ، رقبای روحانی باشند ، به نظرم  در آنصورت می شود بازی را به دنیای پلی تیک سیاست بازی و امواج رسانه ها سپرد که در این بازی احتمال پیروزی اصولگرایان صفر است .... اما بعضا به این فکر می کنم که آیا امکان کاندیدا شدن یکی از وزرای دولت فعلی وجود دارد ؟؟؟ یعنی اصولگرایان امکان پیچیده کردن بازی را دارند ؟؟؟ 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 09:33 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

سانسور، منشا فرهنگی یا حکومتی؟؟

چندی پیش  مقاله ای در پاسخ به اظهارات یکی از نمایندگان مجلس نوشتم که با توجه به لینک نماینده مذکور از یکی از شهرستان ها بود، مقاله را برای برخی از سایت های محلی آن استان فرستادم، در حالیکه مقاله رویکردی علمی و نقادانه داشت و اگرچه از ادبیات تندی هم استفاده شده بود، اما معتقد بودم که نظر نماینده ی مذکور بسیار پرت و بی اساس و بدون مطالعه بوده است، مع الوصف دیدم که دو سایت در آن استان روی این موضوع کار کردند که ظاهرا هر دو گرایش اصلاح طلبانه داشتند، اما نکته ی قابل توجه این بود که با وجود بازخورد مثبت این مطلب در میان بازدیدکنندگان و پیغام و نظرات مثبت و منفی که برای بنده ارسال شده بود، برخی افراد تحت عنوان ناشناس و شناس کامنت هایی در سایت عای محلی گذاشته بودند که با ادبیات بسیار زننده از بنده انتقاد کرده بودند که چرا چنین مقاله ای نوشتم، اما تا اینجای کار مسکلی نبود، مشکل و پیچیدگی کار در آن بود که هیچ کامنت موافقی در نظرات نیامده بود و به همین خاطر یک کامنت موافق با خودم را روی سایت گذاشتم و دیدم که اصلا کار نمی شود و نشده است ، اینجا بود که برای هزارمین بار برایم اثبات شد که بحث رای مردم و دموکراسی و رسانه های آزاد و معتقد به مبانی گردش آزاد اطلاعات ، موضوعی نیست که بتوان با گرایشات راست و چپ به آن پرداخت بلکه، یا اینکه بر اساس میل و رغبت حکومتی به ان پرداخت، چه آنکه بسیاری از افراد نزدیک به رهبری معظم انقلاب نیز بر این باورند که میل و رغبت ایشان برای ایجاد کرسی های آزاد اندیشی و بیان مشفقانه و بدون محدودیت مشکلات در داخل کشور، بسیار بیشتر از دستگاه های متولی فرهنگ و رسانه در کشور است، در واقع باید در جان مطلب عرض کنم که ریشه های فرهنگی سانسور و حذف مخالف بسیار عمیق تر از ریشه و تمایلات حکومت است ، چه آنکه می بینیم و دیده ایم که ارزش های دموکراسی و آزادی بیان و تکریم منتقد زیر پای تکریم افراد له می شود ، ولو اینکه این اقدام توسط جریان هایی صورت می گیرد که تحت پرچم آزادی بیان در سپهر سیاسی ایران عرض اندام کرده باشند، سانسور در مغز و اندیشه و فرهنگ یک جامعه باید نطفه داشته باشد تا بتواند نمود پیدا کند که این نمود می تواند در رسانه های حکومتی شکل بگیرد یا در رسانه های به ظاهر مستقل و معتقد به گردش اطلاعات که از درج نظر یک شهروند نیز خود داری می کنند ، به هر حال معتقدم که توسعه ی فرهنگی ، توسعه ی سیاسی اگر به درستی صورت نگیرد، صحبت از توسعه ی اقتصادی کردن ، افسانه ای بیش نیست و اول باید این امر را در فرهنگ جستجو کرد که به مثابه ی هوایی هست که تنفس می کنیم.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 01:23 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر
( تعداد کل: 650 )
<<   1     2      3      4     5      ...      93   >>
صفحات