X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

حرفهای بی اساس یا مزاح شبانه؟

در برنامه نبض شبکه خبر گویا قرار نیست نقش کارشناسان اقتصاد سلامت پررنگ شود؛ کار به جایی رسیده است که موضوعی به نام واگذاری مدیریت بیمارستانها بدون حضور کارشناسان اقتصاد سلامت به فضایی برای دفاع دکتر امامی  رضوی از طرح دکتر طریقت برای واگذاری مدیریت بیمارستانها به روءسای بخشها تبدیل شود. 

البته بنده خدا امامی رضوی در لفافه حرفهایش با حمله به نظام استخدامی سی ساله سعی کرد اصل مقصود دکتر طریقت را که به نظر من همان تهدید امنیت شغلی پرستاران است به درستی بیان نموده است. 

واقعیت این است که آنچه در بیمارستانها دولتی به عنوان نارضایتی مردم مطرح است ریشه در بی نظمی و قانونگریزی متخصصین دارد. یعنی مسائل اصلی که همان دریافت زیرمیزی و عدم حضور متخصصین در بیمارستانهاست مربوط به عملکرد همین متخصصین است؛ حال چرا دکتر طریقت قرار می کذارد که طرحی را به اجرا بگذارد که تمام اختیارات را برعهده متخصصین بگذارد به این برمی گردد که دیگر هیچ نظارتی بر متخصصین باقی نمی ماند. 

وقتی چنین طرحی به اجرا گذاشته می شود تجربه نشان داده است که اتفاقی نخواهد افتاد جز پرشدن جیب برخی افراد. به جرات می توان گفت بی پشتوانه ترین و بی اساس ترین طرحی که بعد از انقلاب در حوزه بهداشت و درمان در حال مطرح شدن است همین طرحی است که هم اکنون توسط دکتر طریقت در حال پیگیری است. 

بنده به قاطعیت تمام عرض می کنم که تمام حرفهای دکتر امامی رضوی در مورد وجود تجربه موفق در واگذاری مراکز تصویربرداری به بخش خصوصی یک صحبت کاملا بی اساس و بدون ارزیابی و بدون پشتوانه علمی است. شما حتی یک مقاله و کار تحقیقاتی در کل نظام سلامت نمی توانید پیدا کنید که بیاید بحث واگذاری ها بخش تصویربرداری را رصد کند یا اطلاعاتی ارائه دهد. بلکه آنچه مسلم است این است که هیچ یک از مقامات وزارت بهداشت حاضر نیستند که در مورد این بحث پای یک مصاحبه کارشناسی بایستند. 

باید دست به دعا نشست و آرزو کرد که زمان طریقت به زودی به پایان برسد و زمینه ساز یک خسارت بزرگ در حوزه سلامت نشود. 

البته من تازه درک نمودم که چرا دکتر طریقت معتقد است هر لحظه می توان طرحی را در نظام سلامت اجرا کرد و شش ماه زمان زیادی هم است.

تاریخ ارسال: جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 11:06 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

خیلی ها سرشون توی برف کردند و انگار نه انگار؟

در هفته گذشته یکی از دوستان را دیدم که خیلی عصبانی و بهم ریخته بود ازش پرسیدم که چی شده؟ گفت :خبری به گوشم رسید که برق از سرم برد؟ گفتم داستان چیه؟ 

گفت:پرونده ای که خودم در دوره بازرسی جمعش کرده بودم و مستند به استعلامات قانونی و اسناد مالی بود؛ بالاخره به سرانجام رسید؛ اما چه سرانجامی؟؟؟ شرکتی که رقم زیادی از یکی از ادارات تابعه اداره کل طی قراردادی از نوع ترکمنچایی زیاد گرفته بود؛ طی قراردادی مجبور شد چیزی حدود بیست و دو میلیون تومان جنس را بازگرداند؛ اما کلیه عوامل تدارکات و ادارای و مالی که قرارداد ترکمنچایی را رقم زده بودند تبرئه شدند؟ حتی مسئول امور اداری که گواهی کارکرد برای افرادی که کار نکرده بودن صادر کرده بود و حقوق به حساب این افراد واریز کرده بود تبرئه شد؟ ؟؟؟؟؟ جالب تر اینه که برخی از فاکتورهایی که قلابی بودند و ....... همشون به پول تبدیل شدند؛ عنوان شد که اینها جرم نیستند و پرداخت پول به افراد بدون کارکرد و یا پرداخت وجوه فاکتورهای قلابی و مشکل دار تخلف محسوب نمی شود؟؟؟؟؟؟؟ 

اما این دوستمون که خودش این پرونده رو جمع کرده بود می گفت؛ کاش همش این بود؟ اخیرا مطلع شدم که طی احکامی افراد دخیل در پرونده برای پستهای بالاتر از قبل انتصاب شدند؟؟؟؟؟ گفتم عزیزم از قدیم گفتند کبوتر با کبوتر باز با باز بالاخره اونهایی که اینها را تبرئه کردند؛ قطعا در تعهد و سلامت کمتر از اینها نیستند خوب بزارید برند با هم کار کنند؟ 

دوستمان گفت البته باید کمی صبر کنند تا دولت اقبالشان بدمد؛ گفتم چطور می دمد؟ 

گفت با سننتهای خدا؟ گفت چه سنتی؟ گفت همان سنتی که به گمراهان و افراد باطل انقدر مهلت می دهد که در کار خود به تدریج گرفتار شوند؟ البته این سنت تنها شاید سه یا چهار ماه طول بکشه؟ گفتم یعنی تا اون چهار ما می خوای صبرکنی؟ گفت : نه دیگه آبم از سرم گذشته می خواهم انتحار کنم؟ گفتم یعنی چی؟ گفت می خوام این پروند و مستنداتم رو به همه نهادهای کشور برسونم؟ گفتم خوب اگه حل نشد چی؟ 

گفت هیچی: یه خط خدمت آقا می نویسم و به مولایم می گم شما فتوا دادید و ما به سر دویدیم اما اینها ادمهایی هستند که کوتاهی می کنند؟ 

گفتم حالا تکلیف تمام میشه ؟ گفت نه باید یک کمپین بزنم برای مبارزه با فساد مالی ؟ گفتم یعنی چی می خوای چیکار کنی؟ می خوای  خارج از نظام کار کنی؟ گفت نه می خوام هرچی بچه حزب اللهی عاشق نظام و انقلاب هستن رو جمع کنم دور هم و با هم یکصدا پیش بریم؟ 

گفتم اگر  قابلم یا علی و با هم دست دادیم. 

هر کی دوست داره به جمع ما بپیونده و با ایده هاش کمکمون کنه میتونه به آدرس وبلاگ ما نامه بده.

تاریخ ارسال: جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 09:14 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

مبارزه با فساد یک ضرورت حیاتی برای جذب اعتماد عمومی؟

آیا اعتماد عمومی آسیب دیده است؟ پاسخ قطعا بلی؟ اعتماد مردم آسیب دیده است و هر کس بخواهد بگوید نه قطعا خودش را به خریت زده است. اما باید بررسی کرد این اعتماد در چه حوزه ای و به چه دلیلی اسیب دیده است؟ اگر بخواهیم تحریمها را سبب تخریب اعتماد عمومی بدانیم باز هم خودمان را به خریت زده ایم چون مصداق بارزتر و حتی سخت تر این تحریمها دوران دفاع مقدس بوده است که مردم فوج فوج به جبهه ها می رفتند و مجاهدت می کردند؟ مادرانی که در صف تشعیع جنازه دومین و سومین فرزندانشان گریه می کردند از اینکه دیگر پسری ندارند که در راه انقلاب فدا کنند؟ اینها فیلم و داستان نیست بلکه واقعیت است؟ اما چیزی که امروز برای مردم قابل قبول نیست چگونگی حضور دلالان ودزدها و اختلاسگران در مدیریت کلان کشور با اینهمه نهاد نظارتی است؟ اینکه مدیرعامل یک بانک بزرگ امروز با اختلاس فراوان و چپاول اموال مردم در کشوری دیگر در ویلایی بزرگ خوش می گذراند؟ اینها برای مردم قابل قبول نیست؟ اینکه اگر کارمندی یک ریال جابه جا کند فردایش مجازات شود اما مدیران به راحتی ضوابط را نقض کنند؟ اینکه افراد مسئله دار مالی و پرونده دار با تلاش برخی دستها به مناصب عالی تر برسند؟ اینها مورد قبول هیچ عقل سلیمی نیست و قطعا مردم اینها را از همه افراد دارای مسئولیت کلان در کشور می پرسند و به عنوان یک مطالبه در سینه نگه می دارند؟ 

بسیاری از اگاهان و دلسوزان بر این باورند که مبارزه با فساد اقتصادی باید به یک راهبرد کلان و اساسی در ساختارهای دولتی ما تبدیل شود و موضوعی به نام سازمان مبارزه با فساد که این روزها زیرنظر رئیس قوه قضاییه تشکیل شده است بیانگر این است که مبارزه با فساد دیگر یک موضوع تنها اقتصادی نیست بلکه محوریت حاکمیتی و امنیتی پیدا کرده است و باید از دریچه اسیبهای امنیتی که این موضوع به کشور تحمیل می کند مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا به اعتقاد بنده امروز در برخی از حوزه ها فساد در حال رخ دادن و انهم در منظر عموم است. 

در واقع امروز مفسدین اقتصادی مصداق این مثل هستند که وقت مرگشان رسیده؛ زیرا دارند کاه از پالونهایشان می خورند. 

تمامی شواهد نشان می دهد که روز به سقف آویزان کردن مفسدین و حامیان موج سوارشان نزدیک است روزی که سر برکنار جوی ردیفشان کنند و گردنهایشان و دستهایشان را میهمان حدود الهی کنند؛ شاید این چند روزی که طمع کرده های قدرت خود را به مستی و بدمستی زده و چهره از نقاب بر می کشند تامردم آنها را بهتر بشناسند؛ برای انقلاب فرصتی باشد؛ آنانکه وقت عزلت منتقد و وقت قدرت مست لایعقل سرگرم فسادند؟ آنانکه به خوبی از یاران دور و برشان می شود که مصداق عین نجاستند چون غرق نجاستند؟ باشند تا دولت اقبالشان بدمد؛ انشاء الله. 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 04:38 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

وقتی بتونی روی موج سوار بشی همه با تو همراهند؟

یادش بخیر پاییز هفتادو هفت یادم همیشه خواهد ماند؟ آنوقت که با برادرم برای ثبت نام در رشته کاردانی رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران توی محوطه دانشکده محقر پیراپزشکی حاضر شدیم. کنجکاویهایی که توی ذهنم موج می زد و هم کلاسیها و هم دانشکده هایی که یکی یکی از راه می رسیدند. دختر ها و پسرهایی که همشون یک خصلت مشترک داشتند و ان این بود که با سیاست درنیامیخته بودند، خیلی زود من شاعر و ان بینوای بچه کاسب و ان درسخوانده شاگرد اول مجبور شدیم گرایش سیاسی خودمون رو مشخص کنیم، نمی تونم رد کنم که از ابتدا احساس می کردم که با جریان راست بهتر می تونم کار کنم و شاید فضای  دانشکده و همیشه چپ زدن من باعث شد که چون قدرت توی دستان جریان اصلاح طلب بود بیام طرف جریان مخالف، اما زمان گذشت و گذشت و گذشت تا فهمیدم که توی این مملکت یه چیزه عجیب به چشم می خوره و آن اینکه خیلی نیاز نیست که ادم سالمی باشی خیلی.......

ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 04:11 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

حراست یا امنیت؟

سوال اینجاست که ایا نهادی به نام حراست در بیمارستانههای همه جای دنیا وجود دارد یا نه؟ پاسخ بلی؟ نهادی به نام امنیت بیمارستانی در همه جای دنیا در بیمارستانها وجود دارد که در واقع پلیس بیمارستان هستند و کارکرد بسیار خوبی در تامین امنیت بیماران و کادر درمانی دارند. این پلیس های بیمارستانی ارتباط بسیار خوب و تنگاتنگی با اداره پلیس شهر دارند و به امکانات و تجهیزات بسیار پیشرفته ای مجهز هستند. اما اشتباه نکنید این افراد بیشتر از از انکه به سخت افزار مجهز باشند به نرام افزارهای مدیریتی یعنی دانش اینکار مجهز هستند الگوهایی مثل فیلترینگ همراهان و هواس پرتی مثبت و ...... نمونه هایی از شیوه های عملیاتی این افراد است برای اینکه بیشتر در این مورد بدانید در موضوعات مربوط به اقتصاد سلامت این وبلاگ جستجو کنید و یا اینکه می توانید به ما در بخش نظر دهید متصل شوید تا اطلاعات تکمیلی را برای شما ارسال کنیم.

تاریخ ارسال: جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:41 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

مردانی بسیار بزرگ و متدین؟؟؟پاسخی به دکتر ملک زاده.

بسمه تعالی

ولاتلبسوالحق بالباطل و لاتکتموالحق و انتم تعلمون

مطلبی که از جناب اقای دکتر ملک زاده در روز شنبه پنجم اسفند نود و یک در روزنامه شرق به چاپ رسیده است ، در خور تامل فراوان است. جناب اقای دکتر ملک زاده متاسفانه طبق آفتی که همواره در تریبونهای مختلف کشور دیده می شود، خود را نماینده اقشار مختلف جامعه نامیده و به نوعی زمینه دوستی شخصی خود را با برخی حضرات به کل جامعه پزشکی و شاید عموم جامعه نسبت داده و از اینکه افراد محبوبی ( به ظن ایشان) رد صلاحیت شده اند اظهار تاسف نموده اند.

یکی از این افراد دکتر محمدرضا ظفرقندی است که در یادداشت دکتر ملک زاده تحت عنوان چهره ای خدوم از او یاد شده است.

آقای دکتر ظفرقندی ریاست پیشین دانشگاه علوم پزشکی تهران ، به سبک شناخته شده ای در نظام سلامت به سمت ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزیده شده اند ....... 

مهدی اسفندیار


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 06:59 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر