X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

پاسخی به وزیر بهداشت در ادعای مطرح شده در همایش مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام؟!؟

اگر کشورهای اسلامی بخواهند تجربه ی طرح تحول سلامت را از ایران بگیرند چه عایدشان می آید؟!

۱_ انتخاب سیستم فی فور سرویس در نظام پرداخت ها که‌ دنیا مطرود بودن و مردود بودن آن را پذیرفته است 

۲_ افزایش تعرفه ها در یک سیستم بدون گاید لاین به معنای افزایش تقاضای القایی و کیفیت نازل خدمات پزشکی دنیا آن را رد کرده است .

۳_ نابرابری و بی عدالتی در توزیع منابع که سهم درمان چند برابر سهم بهداشت خواهد بود و مردم شهرهای کمتر برخوردار کمتر می توانند از اعتبارات استفاده کنند.

۴_ ورشکستگی سیستم بیمه ای کشور و ناتوانی در پاسخگویی به سایر نیازهای مردم

۵_ تحت الشعاع قرار گرفتن سایر نیازهای کشور و باز ماندن از تولید و ...

۶_ سپردن تصمیمات کلان کشور به دست افرادی که‌ خود در تصمیمات حاصله منتفع هستند .

۷_ نارضایتی شدید سایر گروه ها ی پزشکی 

۸_ ناکارآمدی در تشخیص دارا و ندار و تخصیص غیرهوشمندانه ی منابع...





اما الزامات اجرای طرح تحول سلامت در سایر کشورها


۱_ طرد و تخریب و تحقیر منتقدان 

۲_ صرف بیشترین زمان برای حضور در رسانه ها و کانون های سیاسی به جای حضور در کانون های کارشناسی

۳_ حذف تمامی غیر پزشکان از مناصب تصمیم گیری 

۴_ برگزاری سمینارها و گفتگوهای رسانه ای بدون حضور منتقدان و کارشناسان مستقل 

۵_ بی توجهی نسبت به ریزگردها و شیر مدارس و صرف تمام توان کشور برای تامین منابع طرح تحول سلامت

۶_ افزایش مالیات ، قیمت سوخت و نان و تامین منابع بیمه های وابسته به دولت ازمحل فروش نفت

۷_ تحمل تورم ۱۷ درصدی حوزه ی سلامت با وجود تزریق چند ده میلیارد دلار پول

۸_ عدم تغییر شاخص های معیوبی چون میزان هولناک سزارین و بیماری های قلبی و در عوض افزایش دستمزدها ی متخصصین این حوزه

۹_ لزوم حضور یک کمیسیون ویژه در مجلس نمایندگان با اکثریت متخصصین  پزشکی برای هماهنگی با طرح مذکور 


به زودی انشالله این مقاله به زبان لاتین برای بهره گیری کشورهای مسلمان از نعمت طرح تحول سلامت ایران به نگارش در خواهد آمد.




امیدواریم هیچ کشوری مثل کشورما در این باتلاق گرفتار نشود بخصوص اینکه از کشورهای دوست و برادر ما هستند .

تاریخ ارسال: شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 12:36 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 2 نظر

چین چگونه با فساد مبارزه کرد ، مقاله ای جامع و علمی در موضوع مبارزه با فساد در چین

مهدی اسفندیار:

ایستادن بر قله رشد اقتصادی جهان تنها نتیجه آزادسازی اقتصاد چین در سال 1978 نبود. باز شدن دروازه های اقتصاد روی دیگری هم داشت و آن بافته شدن فرشی از فساد اقتصادی در این کشور است که شکافتن رج به رج آن و بافت از نو می تواند عواقبی برای آینده اش داشته باشد.



به گزارش روابط عمومی سپاهان همراه به نقل از ایرنا، فساد اداری و اقتصادی در همه کشورهای جهان با درصدهای مختلفی وجود دارد و دولت ها و دستگاه های قضایی نیز قوانین مختلفی برای مبارزه با این پدیده اتخاذ کرده اند.


جمهوری خلق چین نیز از جمله کشورهایی است که با فساد مالی در نظام دولتی و اداری خود مواجه است که به اعتقاد صاحب نظران و کارشناسان نظام تک حزبی، ساختار قدرت به شدت متمرکز و عدم تفکیک قدرت به شکل واقعی آن؛ از دلایل اصلی بروز چنین پدیده ای است.


این که چین در چند دهه گذشته رشد خیره کننده ای در اقتصاد داشته بر کسی پوشیده نیست اما در کنار این رشد خیره کننده همواره یک نگرانی و ترس در کادر رهبری این کشور وجود دارد که چند سالی است بر سر کار آمده اند و آن چیزی نیست جز «گسترش بی رویه و افسار گسیخته فساد در کشور بویژه لایه های مختلف حزب کمونیست».


شاید یکی از دلایل توجه مسئولان عالی رتبه چین در مبارزه با پدیده فساد همین رشد اقتصادی خیره کننده ای بود که تیم رهبری جدید را با چالش های تازه ای مواجه کرد.





به دنبال قدرت گرفتن کادر جدید رهبری چین در ماه مارس سال 2013، نشست عمومی هجدهمین کمیته مرکزی حزب کمونیست چین برگزار شد و نقشه راه این نشست با تکیه بر سیاست تمرکززدایی و با رویکرد متوازن سازی و جامعیت بخشیدن به فرآیند اصلاحات و کاهش نابرابری های اقتصادی و اجتماعی مورد بحث و پیگیری قرار گرفت و چشم انداز روند اصلاحات و برنامه های کلان چین را تدوین و ترسیم کرد.


هدف نهایی تیم جدید رهبری چین از اصلاحات آن است که این کشور شاهد ظهور یک چین نسبتا دمکراتیک، با درآمد سرانه خوب،تقویت پول ملی، جامعه مدنی مدرن تر، تغییر جهت گیری سیاسی با اتکا به اراده عمومی جامعه و…. باشد.


مبارزه با فساد اقتصادی در چین


«قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق». این حکم مشهور «لرد آکتون» فیلسوف انگلیسی قرن نوزدهم در هر برهه از تاریخ می تواند شاهد مثالی داشته باشد. شاهد مثال قرن بیست و یکمی این جمله معروف نیز جمهوری خلق چین است.


ایستادن بر قله رشد اقتصادی جهان تنها نتیجه آزادسازی اقتصاد چین در سال 1978 نبود. باز شدن دروازه های اقتصاد روی دیگری هم داشت و آن بافته شدن فرشی از فساد اقتصادی در این کشور است که شکافتن رج به رج آن و بافت از نو می تواند عواقبی برای آینده اش داشته باشد. با این حال آموختن شیوه های چنین مبارزه ای خالی از لطف نیست و می تواند آموزنده باشد.


آغاز مبارزه با فساد در چین


با روی کار آمدن کادر رهبری جدید حزب کمونیست چین، این حزب در سال 2013 بیانیه ای منتشر و در آن تاکید کرد که مبارزه با فساد مالی و اختلاس در یک دوره پنج ساله یعنی از سال 2013 آغاز شده و تا 2017 ادامه خواهد یافت.


در این بیانیه به مفسدان بزرگ و کوچک عنوان «ببرها» و «مگس ها» داده شده و تصریح شد که سبک کار کشور و حزب حاکم در این مدت بر مبارزه راسخ با فساد متمرکز خواهد بود. حزب حاکم چین در این بیانیه که شبیه به یک برنامه مبارزه با فساد است، همچنین از فساد به عنوان یک پدیده عمومی نام برد که دارای شاخ و برگ های زیادی شده و باید از ریشه خشکانده شود.


نتایج اجرای سیاست جنگ با«مگس ها و ببرها»


پس از آنکه «شی جین پینگ»، رئیس جمهوری خلق چین سخنرانی هشدارآمیز خود را درباره فساد قرائت کرد، فعالیت کمپین مبارزه با فساد رسما آغاز شد و اولین هدف آتش بار این سیاست، اخراج ناگهانی معاون حزب کمونیست در استان «سیچوان» بود که تنها چند هفته بعد از اعلام آغاز به کار کمپین، انجام شد.


پس از آن، گروه های تحقیقاتی به استان های مختلف اعزام شدند. ناگهان خبر کشف فساد گسترده ای در استان «جیانگشی» بود که شوک اولیه اما مورد انتظار را وارد کرد. در اثر این کشف 10 نفر از مقامات محلی و معاون فرماندار اخراج شدند و پرونده های این افراد برای بررسی بیشتر به دادگاه ارجاع شد.


در نیمه دوم سال 2013 یک کمیته مجاز برای بررسی عملکرد «ژو یونگ کانگ»، عضو سابق کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب کمونیست و رییس سازمان امنیت داخلی این کشور تشکیل شد. شیوه نزدیک شدن به «ژو» با کنار زدن، اخراج کردن و دستگیری افرادی بود که به هر ترتیبی با او در ارتباط بودند. نوامبر سال 2013 دور جدید بررسی های فساد اقتصادی در دیگر شهرهای چین آغاز شد. پس از افشای نتیجه تحقیقات در ابتدای سال 2014 چهار نفر از اعضای رده بالای شورای حزب کمونیست به سرعت اخراج شدند. رسانه های چینی از این واقعه با عنوان «زلزله بزرگ سیاسی» یاد کردند.


در آن زمان که سکوت کمیته مبارزه با فساد درباره فرجام کار «ژو یونگ کانگ» افکار


 عمومی را به سمت شایعه کشانده بود، ناگهان خبر اخراج ژنرال «شو ژای هائو» عضو سابق دفتر سیاسی حزب کمونیست و نایب رییس کمیسیون مرکزی ارتش در سال های 2004 تا 2013 منتشر شد.


وی دارنده بالاترین رتبه نظامی بود که تا آن زمان پایش در پرونده فساد اقتصادی گیر کرده و از حزب اخراج شده بود.


در دسامبر 2014 نوبت به مشاور ارشد ششمین رییس جمهور خلق چین رسید. وی چهارمین ببر بزرگی بود که کمپین مبارزه با فساد اقتصادی شکارش کرد. اخراج رسمی او از حزب در سال 2015 اتفاق افتاد.


آخرین شکار دستگاه قضایی چین مربوط به کمتر از دو هفته پیش بود که طی آن «لینگ جی هوا» مشاور ارشد سابق «هو جینتائو» رئیس جمهوری پیشین چین، به جرم فساد و دسترسی غیرقانونی به اطلاعات محرمانه دولتی به حبس ابد محکوم و همچنین اعلام شد که «گوا بو شیونگ» معاون فرمانده کل قوای چین که مدتی قبل دستگیر شده بود، به دلیل فساد کلان مالی به حبس ابد محکوم شده است.


این در حالیست که این کشور همچنین با اجرای عملیات موسوم به «شبکه آسمان» تاکنون موفق شده است 61 متهم فراری را که به کشورهای کانادا، آمریکا، ایتالیا و استرالیا گریخته بودند، به کشور بازگرداند.


ماموران دستگاههای قضایی چین همچنین در خلال فقط یک ماه 4500 نفر را دستگیر و مورد بازجویی قرار دادند.


جرم بیشتر این افراد این بود که در جریان فعالیت های خود در سطوح دولتی و حزبی، برخلاف مقررات و قوانین از امکانات دولتی سوء استفاده کرده اند.


از جمله دیگر تخلفات آنها استفاده از خودروهای دولتی برای مصارف شخصی، رفتن به سفرهای شخصی با هزینه دولت، برگزاری مراسم ازدواج و تدفین با برداشتن وجه از صندوق های دولتی و دریافت هدیه و رشوه بوده است.


تلاش دولت چین برای ریشه کن کردن فساد در حالی صورت می گیرد که مردم این کشور نیز خواستار تشدید این مبارزه شده اند و از سال 2013 – سال شروع مبارزه جدی با فساد – اداره مبارزه با فساد ملزم شده به صورت ماهانه گزارش های خود در این ارتباط را در اختیار مردم قرار دهند.


آیا مبارزات فعلی نتیجه بخش است؟


برخی از کارشناسان در چین معتقدند که این حرکت می تواند مانع فعالیت های غیرقانونی شود و اقتصاد پررونق این کشور را رنگ و لعاب بهتری ببخشد. گروه دیگر هم که این حرکت را با دوربین های سیاسی رصد می کنند، معتقدند که برخی از این برخوردهای خشن، برای حفظ مشروعیت حزب کمونیست لازم است.


بعضی از مقامات دولتی چین نیز به صراحت اذعان می کنند که فساد چنان در بدنه اداری این کشور، ریشه دوانده که مبارزه با آن با هزینه های بسیار زیادی همراه است.


آنان معتقدند، نباید به این مسئله به عنوان یک برنامه کوتاه مدت نگریست بلکه تنها در یک دوره زمانی بلندمدت می توان به موفقیت آن امیدوار بود.


«بن هیلمن» استاد دانشگاه استانفورد که تخصص وی مطالعه چین است، در کتاب «حمایت و قدرت» به خوبی نشان داده که فساد در رشد اقتصادی چین چه نقشی داشته است.


او می نویسد که فساد اداری به واسطه شبکه حمایتی درون کشور چگونه می تواند روند امور اقتصادی را تسهیل کند. همچنین به گفته «مایکل جانستون»، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کلگیت همیلتون در نیویورک، سیاست های مالیاتی متناقض و یک سیستم بانکداری سیاسی با سازماندهی ضعیف فرصت کافی را برای رشوه خواری، پارتی بازی و … فراهم کرده است.


تلاش های حزب کمونیست برای مبارزه با فساد، اگرچه منافع آنی این حزب را تامین می کند، اما چندان به مذاق سرمایه گذاران خارجی خوش نمی آید.


نکته مهمی که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت، آن است که با شروع اصلاحات، بزرگترین قربانیان فساد در چین، پس از مردم، همین احزاب و استانداری ها بوده اند.


اگرچه تعدیلاتی که طی حدود سه دهه اخیر در نگرش اقتصادی دولت چین بروز کرده باعث رشد اقتصادی سریع این کشور شده است، اما به نظر می رسد که کندی روند اصلاحات سیاسی زمینه ساز مشکلاتی مانند نابرابری چشمگیر اقتصادی و فساد گسترده دولتی شده که حتی در فضای نسبتا بسته این کشور هم گاه اعتراضات آشکاری را به همراه آورده است.


به طور حتم شرایط مبارزه با فساد در چین حساس تر از قبل شده و حوادث ناشی از برخورد با مقام های ارشد شرکت های بزرگ نفتی، نشان می دهد که دولت «شی جین پینگ» همچنان برای اجرای قانون کار سختی پیش رو دارد.


منبع سایت ؛ سپاهان همراه

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 07:20 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

بالاخره طرح تحول به ضد خود تبدیل شد، ارایه ی خدمت درمانی به نیازمندان ممنوع؟!!

روحانی درست در جایی که‌ نمی بایست، دچار مشکل شده است ، پدر معنوی خود را از دست داده است، ترامپ با دنیایی از دیوانگی روی کار آمده است و معلوم نیست با برجام روحانی چه کند؟!؟

اما بالاخره وزیر بهداشت روحانی تهدید خود را عملی کرد؟!؟ ارایه خدمات درمانی به کارگران ، یعنی پایین ترین اقشار جامعه، در چند استان کشور متوقف شد؟!؟ و با وجود به شماره افتادن نفس های تولید، وزیر  بهداشت اقدامی جهت کاهش بار وحشتناک هزینه های طرح تحول سلامت ، بر نداشته‌ است ، حالا دولت در سال آینده گرفتار آنچه شد که‌ قرار نبود بشود ، کل بودجه ی عمرانی دولت تحت الشعاع هزینه های جاری قرار گرفت ‌‌یعنی در عمل دولت روحانی فاتحه الصلوات 


البته واقعا سبک مدیریت آقای روحانی ، قطعا چنین تیر خلاصی رو می طلبید ، تعلل های غیرقابل درک در مبارزه با فساد و فاجعه ی صندوق فرهنگیان که‌ نشان داد ، دولت روحانی در موضوع مبارزه با فساد تافته ای جداگانه از دولت احمدی نژاد نیست و در نهایت اینکه روحانی با شعار مبارزه با فساد از همه ی دستگاه های دیگر کشور عقب افتاد و حالا نزدیک ترین عضو خانواده ی وی نیز در مظان اتهامات سنگینی هست که‌ دست برادر را در بیان لزوم مبارزه با فساد به شدت بسته است ، بالاخره چه کسی باور خواهد کرد که‌ رئیس جمهور از مسائل نزدیکان و حتی دفتر خود بی اطلاع باشد... 


اینکه در سال ۹۶ چه اتفاقی بیفتد ، مشخص نیست اما ، قطعا از بودجه پیداست که دولت هیچ کار موثری برای تولید نکرده است و تمام حیثیت خود را مصروف به طرحی کرده است که‌ امروز از ارایه ی خدمت به فقیرترین لایه ی جامعه ناتوان است.....



آقای روحانی یادتان هست که‌ چطور پزشکیان فریاد می زد و به شما هشدار می‌داد که‌ در حال فرو  رفتن به باتلاق هستید و جنابعالی در هر مجالی از این طرح دفاع کردید؟؟؟

یادتان هست که‌ طریقت با چه ناله و فریاد و ..... به شما می گفت که‌ نروید در این چاه ویل و شما رفتید ؟!؟


یادتان هست که‌ جامعه پرستاری که راویان زنده و خبرنگاران در صحنه ی طرح تحول سلامت بودند چقدر فریاد زدند که‌ این طرح دارای عقبه ی غیرعلمی و توهم گونه هست اما شما تمام حیثیت اجرایی خود را در گرو این طرح گذاشتید؟!؟


حالا طرح تحول به ضد خود تبدیل شده است ، یعنی قرار است به کسانی که‌ پول ندارند ، خدمت ارایه ندهد...... یعنی کارگران 



آقای روحانی ، قطعا جنابعالی تنها کسی هستید که بخاطر اجرای طرح مضحک و پوپولیستی تحول سلامت باید به یک تاریخ جواب بدهید.

( از بابت اینکه شما را نقد می کنم از شما سپاسگزارم )


تاریخ ارسال: چهارشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 08:53 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

استراتژی پهلوان عسگر یزدی الگوی اداره ی وزارت بهداشت

بعد از درگیری و بد دهنی های مکرر اعضای دولت به یکدیگر در انظار رسانه ها، اینبار تهدید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مبنی بر عدم ارایه خدمت به بیماران تامین اجتماعی مثل بمب در حال ترکیدن است ، اقدام و یا حتی تهدیدی به این شدت و حدت  را نمی توانم به هیچ عنوان بدون هماهنگی با ستاد وزارت بهداشت تصور کنم. موضوع هم نکته ی مبهمی ندارد، دولت به تامین اجتماعی بدهکار است و تامین اجتماعی به یکی از وزارتخانه های دولت ، یعنی توپ دقیقا در زمین دولت است ، دولتی که‌ به دلیل بی توجهی به نظرات کارشناسان اسیر باتلاق طرح تحول سلامت شده است و در حساس ترین شرایط گرفتار شده است و نه توان مهار قاضی زاده ی هاشمی را دارد که‌ بتواند به نوعی از او بخواهد آتش تهیه را از روی دولت بردارد و نه می تواند با وی برخورد کند زیرا ، تمام ارکان دولت او را تایید کردند و خاک بر دهان منتقدان پاشیدند ؟!؟

داستان دکتر قاضی زاده هاشمی و آقای روحانی شبیه داستان پهلوان عسگر یزدی و پدرش شده است ، پدر پهلوان عسگر در تکریم فرزندش بخاطر شکست پهلوان عثمانی مقرری براش تعیین کرد تا هر روزه به مقدار دلخواه شکر از بقال سر کوچه بخرد و‌بخورد ، بالاخره آنقدر مصرف شکر پهلوان عسگر بالا رفت که‌ دیگر از عهده ی پدر برنیامد که‌ هزینه را تامین کند، اما پهلوان عسگر که‌ به آن مقرری عادت کرده بود ، روزی خر پدرش را از طویله بلند کرد و برد پشت بام خانه گذاشت ، پدر بیچاره که‌ هرکار کرد نتوانست خر را به تنهایی با کمک سایرین پایین بیاورد ناچار شد در برابر پهلوان عسگر تسلیم شود و با فروش بخشی از دارایی خود مقرری را فراهم کند، حالا ظاهراً الگوی پهلوان عسگر در وزارت بهداشت ما در حال تکرار است ، طرح تحول بیمه ها را ورشکست و دولت هم ناتوان ، تا مقرری دیر شود تهدید به ندیدن بیماران ( بردن خر به پشت بام) و دولت ناچار به گرفتن وام از بانک رفاه می شود و دوباره مقرری برقرار می شود و  بعد از مدتی بانک رفاه نیز ورشکست می شود و مقرری دیر می شود ، دوباره خر به پشت بام می رود و‌ دوباره با انتشار اوراق قرضه مقرری فراهم می شود ، اما بازهم ...... بالاخره دیپلماسی پهلوان عسگر تا اینجا در برابر دولت جواب داده است.

تاریخ ارسال: جمعه 1 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 12:04 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

بازهم کارهای نمایشی در یک تراژدی ملی....

در فقه می خوانیم که‌ جمع اضداد ممکن نیست و در واقع مالایطاق امکان پذیر نیست ، منتهی در صدا و سیمای ما این موضوع برای خبرنگاران در خبر گفتن باید صورت بگیرد، یک دستگاه آب پاش در حال آب پاشیدن است و یک دستگاه بیل مکانیکی در حال بازی کردن با لاشه های سنگین تیرآهن های عظیم الجثه است ....

خبرنگار سیمای ما می گوید؛ کار آوازبرداری  با سرعت در حال انجام است و وجود تیر آهن های عظیم الجثه کار آواربرداری را کند کرده است؟!؟!؟ 

بعضی از جریانات سیاسی که‌ انگار بهانه ای برای کوبیدن قالیباف پیدا کرده باشند ، تمام انرژی خود را صرف  کوبیدن قالیباف کردند و یادشان رفت که‌ کارهای دیگری هم در برابر چنین حوادثی باید انجام شود ، مثل دعوت مردم به جلوگیری از تجمع در محل حادثه؟!  اصلا قابل درک نیست که‌ برخی جریانات کوته فکر سیاسی چرا اینقدر احمق شده اند که موضوع کاندیداتوری قالیباف را جدی گرفته اند ، یعنی واقعا فرضا که این برادر ما اعتیاد به کاندیداتوری داشته باشد ،مردمی که‌ بخواهند به این بنده ی خدا رای بدهند کجا هستند؟!؟ یعنی هنوز کسانی هستند که‌ با این داستان املاک نجومی و سوختن پلاسکو و  آلودگی هوا و ..... باز بخواهند به قالیباف رای بدهند؟!؟ پاسخ روشن است، در چند دوره کاندیداتوری قالیباف هم این پاسخ مشخص شده است. خوب چرا باید انرژی مردم را با پرداختن به این برادر همیشه کاندیدا خراب کرد؟!!  البته معتقدم که‌ احترام دکتر رضایی و دکتر قالیباف رو باید بخاطر نقش ارزنده ای که در گرم کردن تنور انتخابات در این دو دهه داشتند حفظ کرد.


اما نکته ی جالب تر تصاویری بود که‌ نشان می‌داد ، تهران هیچ آمادگی حداقلی برای مواجهه با آتش سوزی در ساختمان های بزرگ ندارد ..... نکته ای که تا کنون هیچ یک از اهالی شورای شهر پاسخی برای آن نداشتند ، بالاخره  این مسئولین محترم که‌ هزینه ی ریخت و پاش های خود را با فروش شهر و تراکم و ایجاد ساختمان های بلند مرتبه تامین می کنند ، آیا نباید فکری برای خاموش کردن این ساختمان های عظیم الجثه در صورت بروز آتش سوزی بکنند؟!؟ 

این مسئله نشان می‌دهد که‌ در کشور ما فرهنگ مدیریتی بزن و در رو در نهاد افراد مختلف در هر حوزه‌ای وجود دارد در شهرداری ساختمان ها مجوز می گیرند و امکانات شهری فراهم نمی‌شود و در خودروسازی خودروی معیوب تحویل مردم می شود و کسی پاسخ نمی دهد، در صنعت گارانتی می دهند و خدمات نمی دهند و در آخرین مورد اتفاقی که برای خودم افتاده هست.... ظرف دوماه ، یکبار عوامل شهرداری به بنده کارت پارک فروخته اند که روی ماشین نصب کردم و مبلغی را بخاطر همان کارت پارک گرفته اند و بعدا گفته اند کارت پارک ها جمع شده ، باید دوباره قبض بدهی ، چند روز پیش دیدم که‌ پارکبان ها با گوشی موبایل به سمتم  می آیند و درحال یادداشت شماره پلاک خودروی بنده هستند و اینبار گفتند پول بده برای شارژ در یک سیستم جامع؟!؟ اینبار هم اینگونه شارژ شدم .....بله مدیریتی که‌ تمام ذهنش سوراخ کردن جیب مردم برای درآوردن پول باشد فرصت فکر کردن برای شهر را ندارد، نتیجه ی آتش سوزی پلاسکو نیز در نهایت به این خواهد انجامید که شهرداری موظف می شود؟!؟ با افزایش فلان درصدی عوارض شهری ساختمان ها را بیمه کند؟!؟!  




تاریخ ارسال: جمعه 1 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 11:01 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

علائم قوی از متلاشی شدن دولت روحانی ، کابینه کار روحانی را می سازد، مخالفان زحمت نکشند؟!؟

بعد از درگیری و بد دهنی های مکرر اعضای دولت به یکدیگر در انظار رسانه ها، اینبار تهدید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مبنی بر عدم ارایه خدمت به بیماران تامین اجتماعی مثل بمب در حال ترکیدن است ، اقدام و یا حتی تهدیدی به این شدت و حدت  را نمی توانم به هیچ عنوان بدون هماهنگی با ستاد وزارت بهداشت تصور کنم. موضوع هم نکته ی مبهمی ندارد، دولت به تامین اجتماعی بدهکار است و تامین اجتماعی به یکی از وزارتخانه های دولت ، یعنی توپ دقیقا در زمین دولت است ، دولتی که‌ به دلیل بی توجهی به نظرات کارشناسان اسیر باتلاق طرح تحول سلامت شده است و در حساس ترین شرایط گرفتار شده است و نه توان مهار قاضی زاده ی هاشمی را دارد که‌ بتواند به نوعی از او بخواهد آتش تهیه را از روی دولت بردارد و نه می تواند با وی برخورد کند زیرا ، تمام ارکان دولت او را تایید کردند و خاک بر دهان منتقدان پاشیدند ؟!؟

داستان دکتر قاضی زاده هاشمی و آقای روحانی شبیه داستان پهلوان عسگر یزدی و پدرش شده است ، پدر پهلوان عسگر در تکریم فرزندش بخاطر شکست پهلوان عثمانی مقرری براش تعیین کرد تا هر روزه به مقدار دلخواه شکر از بقال سر کوچه بخرد و‌بخورد ، بالاخره آنقدر مصرف شکر پهلوان عسگر بالا رفت که‌ دیگر از عهده ی پدر برنیامد که‌ هزینه را تامین کند، اما پهلوان عسگر که‌ به آن مقرری عادت کرده بود ، روزی خر پدرش را از طویله بلند کرد و برد پشت بام خانه گذاشت ، پدر بیچاره که‌ هرکار کرد نتوانست خر را به تنهایی با کمک سایرین پایین بیاورد ناچار شد در برابر پهلوان عسگر تسلیم شود و با فروش بخشی از دارایی خود مقرری را فراهم کند، حالا ظاهراً الگوی پهلوان عسگر در وزارت بهداشت ما در حال تکرار است ، تعرفه ها را زیاد کرده اند و بیمه ها را ورشکست و دولت هم ناتوان ، تا مقرری دیر شود تهدید به ندیدن بیماران ( بردن خر به پشت بام) و دولت ناچار به گرفتن وام از بانک رفاه می شود و دوباره مقرری برقرار می شود و  بعد از مدتی بانک رفاه نیز ورشکست می شود و مقرری دیر می شود ، دوباره خر به پشت بام می رود و‌ دوباره با انتشار اوراق قرضه مقرری فراهم می شود ، اما بازهم ...... بالاخره دیپلماسی پهلوان عسگر تا اینجا در برابر دولت جواب داده است.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 30 دی‌ماه سال 1395 ساعت 10:35 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

سه سال... سکوت... ترس یا خرد.... مهدی اسفندیار؟!

سه سال پیش بود که‌ مسئولیت تحقیق و تفحص از یکی از نهادهای عمومی کشور را به پایان بردم و با امید فراوان به اصلاحات احتمالی در دولت تدبیر و امید در گوشه ای نشستم و در کار رسانه و خبر و ادامه تحصیل در رشته ی حقوق مشغول شدم، اما سیل تماس ها و شکوه و گلایه ها و همدردی ها بسیار بیشتر از حد تصور بود، اما به این می اندیشیدم که‌ وسع تکلیف من کجاست؟!؟ 

درخواست دوستان از نهادهای نظارتی و تعهدی که‌ به کشورم داشتم از یکسو و فشار جسمی و ناراحتی قلبی که‌ دامن گیرم شده بود از سوی دیگر و از دیگر سو به این می اندیشیدم که‌ پاسخ مردمی که‌ مستأصل از پاسخگویی مسئولین و از سویی امیدوار به گشایش امور به سویم می آیند را چگونه باید داد؟!؟ 

در نهایت نه از سر خودخواهی بلکه از سر تدبیر نتیجه گرفتم که‌ باید مدتی تمرین سعه ی صدر کرد و در طوفان حوادث کمی گداخته شد، باید نگاه کرد و صبر کرد که‌ شاید این صبر نیز مرحله ای باشد که‌ باید پیش تر از این می آموختم، به هر تقدیر این روزها خبرهای عجیبی به گوش می‌رسد؟!؟ متخلفین بازرس شده اند و  متهمین شاکی؟!؟ 

و بعضا زبان بی ادبی از تهدید برون می آید چه آنکه در سایه ی بی تفاوتی و تعلل ها ، جری شدن هاست ، شغال ها از لانه برون آمده اند صدای شیر را تقلید می‌کنند و گربه ها ادای ببر در می‌آورند و توله موش ها ادای پلنگ؟!؟

اما خوب چه باید کرد هنوز هم صبر؟؟؟ قلم این توتم من ، او که‌ با خدای من ناظر است که‌ جز برای سربلندی کشورم ، نیتی برای راندن آن نداشته ام و جز به اصلاح امور ملتم نپرداختم، چگونه بنگارمش... آرام و نهفته..... یا..... پر خروش و معترض.... در این باره باید تصمیم گرفت، تصمیمی از نوع اشدا علی الکفار و رحمابینهم .... یا علی


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:40 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر
( تعداد کل: 671 )
<<   1     2     3      4      5      ...      96   >>
صفحات