X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

چرا، علی ربیعی، علی ربیعی نیست؟!؟

علی ربیعی معروف به عماد ، یک نیروی شناخته شده ی امنیتی است که‌ در دولت اصلاحات وارد عرصه ی سیاسی کشور شد. خواستگاه علی ربیعی از بدو انقلاب جریان کارگری بود و بعدها با ورود به سیستم امنیتی ، بخاطر نوع شغلش کمتر در میان جامعه شناخته شده بود. علی ربیعی فارغ التحصیل دکترای مدیریت استراتژیک می باشد و در زمینه مبارزه با فساد تألیفی هم داشته است. شاید رفتار دانشگاهی در علی ربیعی تاثیر گذاشته و آنقدر وی را استحاله کرد که‌ دیگر نمی توان در رفتار صدارتی این مرد نشانی از رفتارهای امنیتی دید. رفتاری که‌ شاید برای یک وزیر در عرصه ی حاکمیت لازم نیز باشد. گریه هایش در جلسات مختلف و روحیه ی لطیف و ظریف در رفتار صدارتی وی شاید برای خیلی ها جالب و جذاب هم باشد ، اما باید مطالعه کرد و دید که آیا این رفتار به عنوان یک متن در غالب رفتارهای علی ربیعی دیده می‌شود با اینکه یک حاشیه است و بس...

علی ربیعی با گفتمان مبارزه با فساد وارد یکی از  چالش برانگیزترین حوزه های دولت دکتر روحانی شد و در واقع مسئولیت سه حوزه ی بسیار مهم را بر عهده گرفت. 

۱_ اشتغال

۲_ سلامت 

۳_ رفاه و تعاون 


در مورد اشتغال که بهتر است صاحبنظران قضاوت کنند و اگر منصفانه بگوییم تعاون نیز مثل گذشته در حاشیه است . اما سیاست های رفاهی این دوره ،عملا معطوف شده است به بسته های غذایی و .... دیگر هیچ

در موضوع سلامت ،کاش علی ربیعی خودش بود و حداقل به عنوان یک کارشناس امنیتی به موضوع نگاه می کرد که‌ شاید می توانست با نگاهی به چالش های خاورمیانه و از سویی نگاه علمی به سیاست های دولت های گذشته ، خیلی زودتر از امروز کشور را از چالشی که طرح تحول سلامت برای آن ایجاد کرد نجات بدهد ، رفتار منفعل ‌‌ و  اغلب رسانه ای علی ربیعی سبب شد که‌ دو بازوی قوی اجرای سیاست های رفاهی وی، یعنی تامین اجتماعی و بیمه سلامت چنان در گرداب هزینه ها گرفتار شوند که برای اولین بار در تاریخ کشور برای پرداخت هزینه های حوزه ی سلامت کشور ناچار شد که اوراق قرضه منتشر کند، با این وجود شرایط انتخابات سال آتی به گونه ای است که‌ دولت چاره ای جز ادامه ی اشتباه ندارد و باید در این مسیر حرکت کند ، در حالیکه وزیر تعاون به خوبی می توانست در همان زمان استارت خوردن طرح تحول سلامت ، ضمن موافقت با کلیات طرح از دولت بخواهد که این طرح را منوط به تکمیل کار کارشناسی و برآورد هزینه کند و دنباله روی محض اشتباهات قاضی زاده هاشمی در دولت نباشد. حتی انتظار می رفت که نگاه امنیتی علی ربیعی بتواند در این برهه به درد کشور بخورد ، که نشانی از آن نیز پیدا نشد. با این وجود حداقل انتظار از علی ربیعی این بود که‌ بعد از سه سال از گذشت  روز رای اعتماد به این سوال جواب دهد که واقعا منظورش از روی دست گرفتن کتاب زنده باد فساد در صحنه مجلس چه بوده است و چه خروجی این کتاب برای کشور و حوزه ی عملکرد وی داشته اشت؟؟ شاید بی راهه نباشد که آرزو می کردیم کاش علی ربیعی همان امنیتی می ماند و امنیتی صدارت می کرد که‌ شاید ، مدیریت مبتنی بر تجربه ی صرف، بهتر از مدیریت مبتنی بر علم صرف می بود ،به هرحال در دوران علی ربیعی کوچک شدن و تکه پاره شدن وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی را شاهدیم و کاهش اختیارات این وزارتخانه و هیچ برون دهی از آنچه علی ربیعی در صحن مجلس ادعا کرد نداریم، شاید اینجاست که‌ افسوس می خورم که‌ کاش علی ربیعی خودش بود.... کاش

تاریخ ارسال: جمعه 17 دی‌ماه سال 1395 ساعت 05:15 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

نامه ی سرگشاده ی وزیر بهداشت به رئیس جمهور، حیرت انگیز ،بی سابقه ، اما قابل پیش بینی؟

نامه ی رسانه ای وزیر بهداشت به رئیس جمهور, از نظر سیاسی غیرقابل توجیه و غیر قابل باور است، درست پنج ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری قاضی زاده هاشمی دقیقا حرف هایی را می زند که‌ تنها سرسخت ترین مخالفان رئیس جمهور بر زبان می آورند، برجام را شکست خورده و ادعاهای رئیسش را رد کرده و بر بدعهدی  طرف های غربی تا کید می کند، از درون دولت وزیری به برجام اعتراض می کند که بخاطر موفقیت طرح غیرعلمی او ، دولت تمام هزینه های اعتراضات معلمان و پرستاران و کارگران و صنعت گران و ..... را به جان خرید و بی سابقه ترین اعتبارات تاریخ این مرز و بوم را در اختیار وی قراداد، حالا روحانی مانده است و طرح تحولی بر زمین خورده و فقدان اعتبارات بی حد و مرزی که برای استمرارش لازم است و التهاب میان کارگران و ........ حال چه قاضی زاده هاشمی به عنوان کاندیدای انتخابات بیاید و رقیب رئیسش قرار گیرد و چه نیاید، با این نامه سند و گواهی بی نظیری که‌ دست رقبای روحانی داده است کار را بر روحانی سخت و دشوار کرده است ، کشاندن اختلافات دو وزیر به سطح جامعه و .......اینها به اعتقاد من هیچگاه قابل پیش بینی نبود، مردی که‌ می توانست هم عیادت شجریان برود و  هم در سخنران مجامع حزب الله باشد ، مردی که‌ فرد اول دولت در فضای رسانه های کشور بود و..... او از ابتدا نشان داد که می تواند ، یک رقیب بالقوه برای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری باشد؟!؟ حالا این تنها مخالفان سیاسی روحانی نیستند که‌ دست آوردهای سیاسی و اجتماعی دولتش را زیر سوال می‌ برند بلکه یک وزیر دولت مستند می گوید که ، برجام اشتباه بود، آری سلامت نیز یک حوزه ی سیاسی است. حالا باید گفت که‌ مرزهای رئیس دولت شکسته شده ، نه توسط غیر که از درون کابینه، این را قاضی زاده ی هاشمی می گوید که‌ مشکل بانک ها حل نشده و بدعهدی صورت گرفته و نه حسین شریعتمداری.......

به راستی به عنوان یک فرد رسانه ای چگونه باید از کنار این نامه گذشت؟!

قاضی زاده ی هاشمی چه لزومی داشت که‌ چنین نامه ای را رسانه ای کند؟!؟ چه دست آوردی برای قاضی زاده ی هاشمی نگارش چنین نامه ای به ارمغانی می توانسته برای هاشمی قاضی زاده داشته باشد؟!؟ 

چه نگرانی در وزیر بهداشت وجود داشته که استراتژی رسانه ای کردن این نامه را در پیش گرفته است؟!؟

از همه مهمتر اینکه الان دکتر روحانی چه کاری می تواند برای قاضی زاده ی هاشمی بکند و با دستوری ارایه دهد؟!؟

به عنوان یک فعال حوزه ی سلامت اذعان می کنم که‌ واردات و تامین دارو در دولت روحانی به مراتب بهتر از دوران قبل بوده است و شرکت های دارویی به راحتی واردات دارو را انجام داده اند؟!؟ به راستی چرا قاضی زاده ی هاشمی با اشاره به چند شرکت دارویی دنیا ، منع معامله با آنها را نماد ضعف برجام معرفی می کند؟!؟

شاید نامه ی وزیر بهداشت زنگ هشدار را برای روحانی بعد از سه سال و نیم به صدا درآورد ، زنگی که‌ فریادهای پزشکیان و منتقدان و کارشناسان و علی ربیعی و .... نتوانست به صد در بیاورد....


کار روحانی سخت شده است، او حتی نمی تواند ساختمان های غیراستاندارد مسکن مهر و راه آهن نا آماده را افتتاح کند ، او باید فقط آمار بدهد و جواب منتقدان خود را در روزهای انتخابات، در حالی که‌ قطعا یک برگ مستنداتشان نامه ی حسن قاضی زاده ی هاشمی می باشد.......

تاریخ ارسال: چهارشنبه 15 دی‌ماه سال 1395 ساعت 12:43 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

شوخی های سیزده بدری غضنفر وزارت بهداشت با پرستاران؟!؟

معاون پرستاری وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: وزارت بهداشت در این دوره کارانه های پرستاران را دو و نیم برابر کرد، ظرفیت پذیرش دانشجوی پرستاری دو برابر شداجرای پروانه صلاحیت حرفه‌ای ابلاغ شد و برای اجرایی شدن تعرفه گذاری خدمات پرستاری هیچ کم نگداشت.


بنده یک پرستار نیستم اما توسط شخص غضنفر میرزابیگی به عنوان خبرنگار حامی پرستاران ، در سال ۹۲ تقدیرنامه گرفتم، وقتی به این سخنان ایشان در لباس معاونت پرستاری وزارت بهداشت نگاه می کنم ، با خودم فکر میکنم که‌ آیا این غضنفر همان غضنفر است با غضنفری دیگر شده، چرا محاسبات ایشان این جور از آب در آمده، اگر ظرفیت پذیرش پرستاران دو برابر شده ، خوب این می تواند تهدید جدی برای امنیت شغلی آنها باشد و در سیستمی که‌ پرستاران کوچکترین سهمی در تصمیم گیری های نظام سلامت ندارند ، افزایش تعداد پرستاران در بازار کار می تواند خطر آفرین باشد.

خدمت دوست غضنفر سابقم عرض کنم که‌ یادم می آید در همان موقع شخص شخیص عالی معتقد بودید که‌ پرستار کم نداریم بلکه تعداد زیادی از همکاران به خاطر نا مناسب بودن شرایط کاری ، خانه نشین شده اند سال ها به کارهای غیر پرستاری روی آورده اند، حالا چرا شما تعداد پرستاران را دو برابر کرده اید را نمی دانم؟!؟

اما از سویی اگر کارانه پرستاران دو نیم برابر شده ، باید بدانید اعتبارات بخش درمان حدود چهار برابر. شده ، حالا چرا کارانه ی پرستاران فقط دو نیم برابر شده؟!؟

از سویی به اعتقاد بنده پرستاران ، اگر حقوقشان همه اضافه شده باشد ازمحل جان کندنی هست که‌ نسبت به قبل دو و نیم برابر شده است؟!؟

اما برادر چرا با این همه خدمت ..... هر روز طیف وسیعی از این عزیزان زحمت کش در غالب نامه و اعتراض و ..... معترضین اضافه می شود؟!؟

فرمودید که آیین نامه کار حرفه ای پرستاران را ابلاغ کردید؟!

آقای میرزابیگی، هماهنگی با سازمان نظام پرستاری در این مورد شده؟!؟ اگر جنابعالی جای متولیان نظام پرستاری بودید، در صورت عدم هماهنگی‌ در برابر سئوال من خبرنگار می نشستید ، چه می گفتید؟!؟

بنده تصورم این هست که‌ انشالله از همکاران پزشکتان در وزارت بهداشت ، هماهنگی با صنفتان را برای صدور آیین نامه حرفه ای آموخته باشید؟!؟

راستی عزیز از کمک پرستارانی که شش ماه تربیت کرده اید چه خبر؟!

نکته ی آخر، منظور رئیستان از غضنفر چه کسی بوده؟!؟

به هر حال گمان می کنم جنابعالی با اقدامات خودتان در وزارت بهداشت باید خود را در معرض قضاوت پرستاران بگذارید و  از آنها بخواهید که غضنفر ها را معرفی کنند.

راستی تعرفه خدمات پرستاری اجرا شد؟!؟ هیچ کم نگذاشته یعنی چی؟!؟یک مورد کوچکش کم گذاشته شده، بودجه و اعتبارات، باور کنید در دریای پولی که‌ این سال ها به وزارت بهداشت تزریق شده، این مورد خیلی کوچیکه و کار بیش از صد هزار پرستار راه میافته.....

با تقدیم احترام و اعلام آمادگی برای شنیدن سخنان جنابعالی

(حسب اعلام آمادگی وزیر محترم بهداشت برای شنیدن سخنان منتقدان)

تاریخ ارسال: دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 02:15 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

استعفای مدیرعامل تامین اجتماعی

خبر احتمال  استعفای قریب الوقوع ، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در برخی از کانال های فضای مجازی درج شده است و این موضوع برای بسیاری از مدیران و صاحب نظران و فعالان حوزه تامین اجتماعی بسیار سوال برانگیر و ابهام آور شده است؟ 

مروری بر پیشینه مدیریتی نوربخش در دوران مدیریتش در دولت اصلاحات و همینطور در دولت فعلی و سایر فعالیت های وی حکایت از این دارد که وی اساسا هیچ استعفایی تا کنون نداشته است و از این رو باور این مطلب به لحاظ نگاهی به پیشینه این مدیر ارشد دولت کمی سخت به نظر می رسد.

دومین نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که اساسا نوربخش اهل درگیری و یا اصطلاحا اصطعکاک با اطرافیان نیست و در این راستا نه تنها به سبک ترکان و جهانگیری مواضع چندان  بر علیه مدیران سابق در دولت گذشته نداشته است بلکه حتی در موضوع تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی نیز ترجیح داده است غالب مدیرانی که نامشان در این گزارش درج شده است را در پست های مدیریتی دیگر به کار بگیرد تا خاطره ای چالش زا و تند از خود به جا نگذارد و در این راستا می شود گفت که بخشی از فعالان  حوزه تامین  اجتماعی ،چندان رضایتی از نوربخش به خاطر این محافظه کاری هم ندارند. (اگرچه صاحب این قلم نیز اذعان می کنم که برخی از مدیران یاد شده در این گزارش به خاطر سرعت العمل کار گزارش تحقیق و تفحص می توانستند اصلا نامشان در گزارش نباشد که معاونت سابق درمان و حتی برخی از مدیران ارشد نزدیک به دفتر مدیرعامل سابق را باید یاد کرد) لذا با در نظر گرفتن این رویه نیز  سخت می توان تصور کرد که مدیری چون نوربخش که ترجیح داد از کنار مسائل گذشته به آرامی بگذرد، بخواهد در برابر تصمیم رئیس جمهور دولتی که خود عضو آن است استعفا را انتخاب کند.

اما تحلیل سوم که موضوع استعفا را به کل دچار تردید می کند این است که نگاهی به همراهی تمام عیار دکتر نوربخش با طرح تحول سلامت و ایستادگی وی در برابر اعتراضات سنگین فعالین اجتماعی و منتقدان این طرح، تردیدها را در مورد استعفای دکتر نوربخش به شدت افزایش می دهد.

اما تحلیل چهارم از این سئوال مطرح می شود که چرا استعفا؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟ آیا پذیرش و تمکین از تصمیم رئیس جمهور در مورد مجزا کردن  صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی و بردن آن به زیر نظر نهاد رئیس جمهوری ، برای دکتر نوربخش و سازمان تامین اجتماعی سنگین تر وخسارت بار تر از پذیرش طرح تحول است که دهها هزار میلیارد تومان از دارایی های این سازمان را مصروف خود کرده و هم اکنون بدهی سنگین ده ماهه را به خاطر مطالبات نامحدود جامعه پزشکی رقم زده است؟

این سوال می تواند دو پاسخ و دو تحلیل جداگانه را به همراه داشته باشد:

1_ بودجه درمانی به دلیلی تنگنای شدید در پرداخت حقوق مستمری بگیران تا حدی صرف پرداخت حقوق شده است و  تفکیک کردن اعتبارات بخش درمان به زودی می تواند چالش بزرگ برای سازمان تامین اجتماعی به همراه آورد که دکتر نوربخش نخواهد این چالش به نام وی تمام شود.

2_ تصمیم به استعفای دکتر نوربخش موضوعی داخلی بوده و بی ارتباط با داستان دستور رئیس جمهور و در واقع استراتژی استعفای دکتر نوبخش با عنوان اعتراض به تصمیم رئیس جمهور بتواند از ایشان به عنوان چهره ای محبوب بین فعالان جامعه کارگری بسازد و از این رو تصمیم به همراهی با وزارت بهداشت برای اجرای طرح تحول سلامت را موضوعی فراتر از تصمیم مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی معرفی کند.

اما در  صورتیکه پاسخ اول صحیح باشد ؛ سوال اینجاست که آیا دکتر روحانی تصمیم گرفته است ، مسئولیت عواقب سنگین سیاسی اجتماعی عقب ماندن حقوق بازنسشتگان را آنهم درست در آستانه ی ریاست جمهوری اخیر بپذیرد؟ و در صف طویل معترضان و منتقدان سیاسی و اجتماعی خود ( معلمان و کارگران . صنعت گران و سیاسیون و پرستاران؛ یک جمعیت عظیم بازنشستگان را نیز اضافه کند؟ 


با توجه به موارد پیش گفت اگر موضوع استعفای نوربخش درست باشد تنها پاسخ دوم می تواند به منطق نزدیک باشد. اگرچه معتقدم با پیش فرض همه نوع احتمال استعفای اقای دکتر نوربخش ، احتمال استعفای ایشان به جز اینکه خواست وزیر تعاون باشد ، مردود و غیرقابل باور است.

تاریخ ارسال: شنبه 11 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:33 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

تمام بدبختی ما از روزی شروع شد...

حمله ی اخیر دکتر قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت ، به وزارت رفاه را باید پاسخ گفت... آقای قاضی زاده گفته ای که‌ بدبختی شما از روزی شروع شد که یک سازمان بیمه ای در هوا، هواپیما و در دریا کشتی و ....... دارد.

آقای قاضی زاده ی هاشمی ، امیدوارم خوب بشنوی سخنان من بیمه شده را...

تمام بدبختی من از روزی شروع شد که‌ رئیس جمهور منتخب من که‌ فارغ التحصیل حقوق هست و سرهنگ نیست ، سیاستگذاری و اجرا و نظارت را یکپارچه به دست کسانی داد که‌ از محل تصمیمات و عملکرد خود منتفع هستند .....

تمام بدبختی من بیمه شده از روزی شروع شد که‌ دولت من ده ها هزار میلیارد تومان پول را برای سلامت مردم دست شما داد تا خرج طرحی موهوم کنید ، که فاقد اولیه ترین و پایه ای ترین مبانی اصولی مدیریت نظام سلامت است

تمام بدبختی من بیمه شده از آنجا شروع شد که‌ رئیس جمهور ما نتوانسته است مسائل درون دولت را حل کند و دعواهای داخل دولت را به بیرون نکشاند تا حداقل آرامش ما را نگیرد؟!

تمام بدبختی من بیمه شده از آنجا شروع شد که‌ دولت تدبیر؟! امید؟؟؟ دستور فروش اوراق ربوی جهت دریافت طلب دولت از صندوق کارگران را صادر کرد؟!؟

تمام بدبختی من بیمه شده ، از آنجا شروع شد که‌ در حضور گور خوابی مردم در قبرستان، بیکاری جوانان و تعطیلی و نیمه تعطیل بودن بنگاه های تولیدی، ده ها هزار میلیارد تومان از پول بیت المال خرج طرح پوپولیستی تحول؟!؟ مضحک سلامت شد؟!!

تمام بدبختی من بیمه شده از آنجا شروع شد که‌ دولت من ندانست به جای تدوین سیاست  های منسجم رفاهی ، حق پرداختن به یک حوزه ی کوچک از درمان را ندارد؟!؟

تمام بدبختی من جوان مستاجر کشور از آنجا شروع شد که‌ هیچ کس در دولت نفهمید که یک کارگر حداقل بگیر کشور توان بازپرداخت وام ۱۶۰ میلیونی را با اقساطی سه برابر حقوق ماهیانه اش را ندارد؟!؟

آقای قاضی زاده ی هاشمی ، تمام بدبختی من از آنجا شروع شد که‌ رئیس‌جمهور منتخب بنده تجربه ی پنجاه ساله ی دنیا را در عدم بکارگیری پزشکان در راس امور سلامت کشور را کناری نهاد و یک چشم پزشک مولتی میلیاردر را به عنوان وزیر معرفی کرد؟!

آقای قاضی زاده ، تمام گرفتاری من از روزی شروع شد که‌ ابتدایی ترین اصول مدیریت دنیا در دولت رخت بر بست و ندانستند که خلاف اخلاق و خلاف منطق و خلاف اصول مبارزه با فساد هست که‌ فعالان بخش خصوصی را برای تصمیم گیری در بخش دولتی بگماریم؟!؟

تمام بدبختی بنده از آنجا شروع شد که‌ وزیر کشور و بالاترین مقامات اجرایی دولت نتوانستند یکبار در حضور کارشناسان امر از طرحی که ده ها هزار میلیارد تومان هزینه بر شانه های اقتصاد مملکت وارد کرده دفاع کنند؟!؟

تمام بدبختی های بنده از آنجا شروع شد که‌ ۲۰۰۰ خدمت جدید به سیستم بیمه ای کشور تحمیل شد و کسی نپرسید که  از کجا  هزینه ها تامین خواهد شد؟!؟

تمام بدبختی های بنده از آنجا شروع شد که‌ با وجود تحقق پیش بینی های منتقدان طرح موهوم تحول سلامت ، بازهم جنابعالی ذره ای از خضوع و نشانه ای از بازگشت از مواضع خود نشان نمی دهی؟!!

.تمام بدبختی های بنده از آن است که‌ سیستم سلامتی بر کشور حاکم هست که‌ سه سال یک فرد عادی با جعل مدرک به طبابت مردم در یک بیمارستان دانشگاهی می پردازد و آب از آب تکان نمی خورد و جنابعالی و همکاران به مدد سیمای ملی برای افزایش تعرفه های چنین خدمتی سه سال تمام تیتر اخباری؟!؟  (منکر زحمات بزرگان نیستم، خواستم بدانی چه در سیستم شما امکان چنین اتفاقی)


تمام بدبختی ها از آنجا شروع شد که‌ یک دولت مرد به مردم نگفت  که تمام هزینه های طرح تحول ، غیر مستقیم از جیب مردم تامین شده است؟!؟


بدبختی ها زیاد و ....... زبان حاشا بلند....

آقای قاضی زاده ی هاشمی روزی مردم خواهند دریافت که‌ این دست و دل بازی شما در بیمارستان های دولتی با پول چه کسانی صورت گرفته، همین اکنون نیز تاخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان شروع شده و مصائب دیگر نیز برای دولتی که حرف نمی شنود ، به زودی آشکار خواهد شد...... 


بدبختی های شما با دستور آقای رئیس جمهور برای در اختیار گرفتن منابع بیمه ها و مالیات بر ارزش افزوده و سهم از هدفمندی یارانه ها هم رفع نخواهد شد، روزی را که‌ فریاد بزنی ، بدبختی های ما از روزی شروع شد که‌ خزانه را رئیس جمهور در اختیار گرفت نیز نزدیک است، چاه ویلی که طرح تحول شما بر مملکت تحمیل کرد، به زودی خفتگان را بیدار خواهد کرد.  


راستی افرادی که‌ در فارابی چشمشان را بخاطر داروهای تقلبی از دست داده اند را یادتان هست؟؟ 


به امید توفیق شما


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1395 ساعت 03:18 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

آقای روحانی ، بیمه شده های تامین اجتماعی ،چون بغضی چهل میلیونی برای نه گفتن به شما خواهند آمد.

دستور آقای روحانی برای واریز شدن درصدی از درآمد تامین اجتماعی به حساب خزانه ی کشور از چندلحاظ قابل بررسی هست که‌ خروجی آن بی شک رای سنگین عدم اعتماد یک ملت و بخصوص جمعیت چهل میلیونی تامین اجتماعی به ایشان است

۱_ آیا کارگزاران روحانی در وزارت رفاه قانون گریز با سو استفاده کننده هستند که‌ باید کار از دست آنها خارج و به جایی دیگر محول شود؟؟

۲_ آیا روحانی و دولتش توان علمی و مدیریتی  رسیدگی به اسناد اداری را ندارند؟!؟ که‌ لازم است از مسیری دیگر ورود پیدا کنند؟!؟

۳_ آیا رئیس جمهور در جریان بدهی انباشته ی خود به صندوق کارگران نیست که به جای پرداخت بدهی دولت به این صندوق ، دستور گرفتن وام ربوی را جهت پرداخت بدهی سازمان تامین اجتماعی به دولت صادر کرده است؟!؟

۴_ عیار منطق و استدلال از دولت روحانی رخت بر بسته است؟!؟ 

۵_ آیا رئیس جمهور تسلیم  فضاسازی های رسانه ای اخیر طیف وزیر بهداشت  شده است؟!؟



جناب آقای روحانی از برجام که بگذرم باید اعتراف کنم که‌ رفتار مدیریتی شما برایم تجلی رفتار دولتی پوپولیسم گرا و ناشنوا در برابر نظرات کارشناسی و خونسرد در برابر فساد اداری، دارای رفتارهای متناقض و غیر علمی می باشد. تا دیروز گمان می‌ کردم که‌ جنابعالی و سیستم مدیریتی شما به دنبال یک حداقل هایی برای رسیدن به آرای مردم هستید ، متاسفانه باید عرض کنم که‌ شما در داخل کشور همه ی طیف های اجتماعی را نسبت به خود بدبین و ما امید کردید و سیلی از بی تجربه گی ها و بی تدبیری ها و امواج بلند ناامیدی را خلق کردید.

دولت جنابعالی با اجرای طرح گران و بی کیفیت و غیرعلمی و صنفی تحول سلامت به شدت در باطلاق هزینه ها گیر کرده است، شما اولین رییس جمهوری هستید که دستور فروش اوراق قرضه را برای پرداخت بدهی ها به بخش سلامت صادر کردید، در واقع به جای پرداخت بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی، طلب خود را با وام اخذ کردید و سود آن را باید ضعیف ترین اقشار جامعه پرداخت کنند، مسکن راکد و وام های مسکن بی خاصیت که پرداخت آن از توان کارگران و کارمندان ساقط است و تولید تعطیل شده و هزاران چالشی که شما هیچ توفیقی در حل آن نداشتید؟ آقای روحانی چون بغضی فروخفته بسان جمعیتی چهل میلیونی  دوشادوش معلمان ، کارگران، پرستاران، کشاورزان ، دامداران و صنعت گران قطعا در خرداد ۹۶ پای صندوق رای خواهیم آمد تا ورقی در تاریخ رقم بزنیم که برای سپهر صدارت و ریاست ایران زمین برای همیشه ی تاریخ ثبت سود که‌ عاقبت اجرای طرحی بدون پشتوانه و سراب گونه و بی تفاوتی یک دولت نسبت به آرای کارشناسان اقتصاد سلامت و صاحبنظران حوزه ی سلامت، قربانی شدن رئیس جمهوری بود که‌ همه ی تخم مرغ های خود را در سبد سلامت گذاشت، اما در بیخ گوش او در نزدیکی پایتخت کشورش مردم گریخته از سرما در گورها دسته  خوابیدند؟!؟  و شما بمانید و دوستان متخصص پزشکتان، همانهایی که هر ساله دیدارتان را با آنها فراموش نکردید ؟!؟ 

آقای رئیس جمهور ، قطعا مسیولیت رفتار امروز شما با کسانی هست که‌ تمام سرمایه ی اجتماعی خود را هزینه ی روی کارآمدن جنابعالی کردند، امروز کمپین نه به روحانی را راه خواهیم انداخت ، از امروز با تکیه بر آرای دانشمندان و متخصصین حوزه ی سلامت و اقتصاد خواهیم گفت که کاهش نرخ تورم نه از بلوغ دولت شما بلکه از رکود حاصل شده و طرح تحول سلامت نه از توجه دولت شما بلکه از محل بیمه ی کارگران و بازنشستگان تامین شده، دیگر مجال سکوت نیست، سکوت شما خواهد شکست اما قطعا دیرهنگام..... وعده ی دیدار ما خرداد ۹۶ ، انتخاباتی با نه به روحانی و نه به همه ی پوپولیسم گرایان این مملکت، ما خواهیم آمد تا نه بگوییم به طرفداران مسکن مهر و اقتصاد صدقه ای، نه به کسانی که‌ با اجرای طرح تحول کیسه ی سازمان های عمومی را خالی کردند و ده ها هزار میلیارد تومان بر دست کارگران بدهی برجا گذاشته اند.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1395 ساعت 02:25 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

سعید الصحاف وزیر اطلاع رسانی صدام و ایرج حریرچی سخنگوی وزیر بهداشت

آمریکایی‌ها عراق را در محاصره دارند و ارتش عراق با حدود ده سال تحریم و دست کم چهل سال عقب ماندگی از لحاظ تکنولوژی و محاصره سخت اقتصادی در برابر ارتش متحدین صف آرایی کرده اما سعید الصحاف کسی هست که پشت تریبون می رود و از شکست قطعی دشمن صحبت می کند و....... ارتش آمریکا نیمی از عراق را گرفته است، اما سعید الصحاف بازهم در تلویزیون حاضر شده و از شکست سنگین ارتش العلوج ؟؟؟ ( واژه ای که اختراع  شده توسط سعید الصحاف بوده و سبب ورود یک کلمه به دیکشنری های عربی و انگلیسی شده ) خبر داد؟!؟

ارتش متحدین وارد بغداد شد و از پنجره هتل الرشید بغداد ( محل مصاحبه سعید الصحاف) دود و آتش بلند شده؟!؟ بازهم سعید الصحاف خبر از تار و مار شدن ارتش العلوج داده و این آخرین حضور مردی بود که‌ به خاطر شخصیت فکاهی خود ، تبدیل به طنز و ضرب المثل شده و حتی بعد از تسلیم شدن به نیروهای ارتش آمریکا ، هیچ کس او را محاکمه نیز نکرد.....


حالا داستان ایرج الحریرچی سخنگوی وزارت بهداشت و سبک اطلاع رسانی وی ،  آدمی را یاد سعید الصحاف می اندازد.... آنجا که از افزایش تنها ۱۲۰ درصدی تعرفه ها سخن می گوید و تنها  چند صباحی بعد، افزایش چهارصد درصدی منابع بیمه ها منتشر می شود که با این افزایش  هم کفاف هزینه های درمان مملکت را نمی دهد؟!؟


آنجا که هر نوع حقوق چند ده و چند صد میلیونی را رد می کند اما تنها چند صباحی بعد ، شریفی مقدم دو جین فیش چند صد میلیونی ارائه می کند....

آنجا که از واژه کاپیتیشن استفاده می کند که اصطلاح یا کلمه ای نوین در انگلیسی و فارسی و عربی است.

آنجا که از کاهش نابرابری بین پرستاران و پزشکان سخن می گوید اما اعتراض فراگیر پرستاران به تبعیض و بی عدالتی روزی نیست که در کشور رخ ننماید

آنجا که صحبت از حمایت از حقوق کارگران می کند و تنها چند روز بعد تمام خانه های کارگر کشور سیل نامه های استمداد و کمک برای خلاصی از نقشه وزارت بهداشت برای در اختیار گرفتن منابع تامین اجتماعی راهی مجلس و دولت و حتی بیت رهبری می کنند.


 از همه جالب تر اظهار نظر حریرچی در مورد خدمات القایی هست؟!؟ که‌ معتقد است در طرح تحول سلامت چنین چیزی نداشتیم؟!؟  یا اصلا  به اندازه ای که قابل طرح باشد نبوده؟!؟ اینکه سعید الصحاف  ما چگونه در یک سیستم‌ درمانی بدون ثبت کشوری و سیستم جامع الکترونیکی توانسته میزان خدمات القایی را بفهمد ، معمایی شده که حل آن از عهده ی انیشتین نیز ساخته نیست؟!؟

به هر حال بنده به عنوان یک فرد رسانه ای ، نمی دانم که چرا با دیدن ایرج حریرچی یاد سعید الصحاف می افتم... اگرچه مطمئن هستم با سقوط کامل طرح تحول سلامت ، هیچ کس حریرچی را محاکمه نخواهد کرد.... شاید از این لحاظ نیز سرنوشت مشابهی ببن سعید الصحاف عراق و سعید الصحاف ما وجود داشته باشند؟!؟ 



گل آقا...... شب ستون

۹۵/۱۰/۵ 

www.salamatnews.blogsky.com


تاریخ ارسال: یکشنبه 5 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:39 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 3 نظر
( تعداد کل: 650 )
<<   1      2      3     4     5      ...      93   >>
صفحات