X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

اگرچه شب تاریک است اما مهتاب می طلبد....

اگرچه شب تاریک است اما، مهتاب می طلبد قدمهای ما را در کنار ساحل، آنجا که سوسوی چشمان، نوید از طلوع صبحی می دهد که تراووش شعاع نور، چشمان دو انسان را به حقیقت عشق باز می کند،  

پس بیایید قرارمان را نزدیک ساحل بگذاریم تا خاطره امواج شنهای تلنبار اندوه را پاک کند. 

 

مهدی اسفندیار سوادکوهی

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 06:17 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

صبح سهم من است ای همه شب دلیل بیداریم؟

صبح سهم من است ای همه شب دلیل بیداریم، 

 اما این صبح که مزد همه شب بیداری است را به تو تقدیم می کنم  

تا دیگر هیچکس اسیر برق چشمانت در شبهای بلند عاشقی نشود. 

 

مهدی اسفندیار سوادکوهی

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 06:13 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

تار و پود خیالم را به بلندای کدام دار آویختی؟

تار و پود خیالم را به بلندای کدام دار آویختی که دستانم پینه و قامتم خمیده شد، اما نقش توکامل نشد؟؟ 

اگرچه داستان بی انتهای مصوری، 

 اما بدان که برعهدم می مانم  

 می سوزم و دم برنمی آورم. 

مهدی اسفندیار سوادکوهی

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 06:10 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

برو ای نقطه سیاه در نگاه که در افق هرآنچه جز تو هست زیباست

نیامده بودم که تو! مرا نگاه کنی 

 برو به هر کجا که می خواهی 

 مرا قلبی تپنده میان سینه هست 

 ضربانش از محبت محبوب و نفسی 

 که جستجوگر یارست. 

 برو ای بوی بد مرداب! 

 چه مهم که نامت چیست؟ 

که عمریست مزاحمی! 

برو ای نقطه سیاه در نگاه 

 برو که در افق هرآنچه جز توهست زیباست. 

 

مهدی اسفندیار سوادکوهی

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 05:57 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر