سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

پیشرفت تکنولوژی ، مشکل یا فرصتی بزرگ برای حکومت داری به شیوه ی ایدئولوژیک

نگاهی به حکومت های ایدئولوژیک در دو دهه ی اخیر، به لحاظ کیفیت و تعداد بیانگر این است  که در حال کاستن از کمیت و کیفیت هستند، حکومت هایی که بر اساس تمرکز شدید قدرت در سطوح بالا شکل گرفته اند ، هر ساله به لحاظ کمیت و کیفیت حکومت داری به سبک ایدئولوژیک در حال کاهش هستند که شاهد تغییرات بنیادین در میان حکومت های عراق و یمن و لیبی و مصر و تونس و .... هستیم حکومت هایی مثل کویت و آذربایجان و ... هم درحال واگذاری بیشتر امور به مردم هستند و برخی از این حکومتها لاجرم مجبور شدند که پوست اندازی را بپذیرند که در این میان می توان سوریه را اشاره کرد که اسد ناچار به پذیرش حضور بازرسان بین المللی ، برای نظارت بر انتخابات و مشارکت مخالفان در تشکیل حکومت گردید ، در همین ترکیه نیز شاهد حضور رسمی حزب کردها در ساختار حکومت بعد از یک قرن هستیم. اما تمامی این اتفاقات در حالی رخ می دهد که این نظام های سیاسی بر شمرده شده، به دلیل عدم مشروعیت واقعی در بین مردم ، بیشترین تمرکز را بر دو نقطه قرار دادند 

_ تبلیغات حکومتی  

_ تقویت نهادهای امنیتی 

در واقع امنیتیزه کردن تمام ساختار و جهت گیری های حاکمیت که در همه ی ابعاد فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بروز کرده بود  این ساختارها به لحاظ توان بالا در جذب افراد چاپلوس و فاقد نگرش کلان و از سویی منفعت طلب، از درون دچار پوسیدگی شدیدی کرد ، که فساد سیاسی ، شدیدترین فسادهای اقتصادی دنیا از جمله آفت هایی بود که ستون  های ایدئولوژیک نظام های برشمرده را در هم نوردید،  نظام  هایی که آب شدن  هسته ی فکری ملت را نسبت به آرمان های تبلیغ شده می دیدند و متاسفانه به حدی ناکارآمد شده بودند که نای مبارزه باذفساد اقتصادی و نا برابری فرصت ها و تبعیض و بی عدالتی و پذیرش اشتباهات را نداشتند و  با دمیدن بر طبل تبلیغات بی طرفدار حکومتی ، سعی بر بقای حاکمیت بدون مقبولیت خود داشتند که دراین  بین می توان ، معمر قذافی را احمق ترین رهبر این کشورها برشمرد که گمان می کرد ایدئولوژی سوسیالیستی ، کتاب سبزش هنوز جذابیت لازم را در بین مردم و جوانهایی با بیش از ۵۰ سال تفاوت سن با قذافی ، مورد توجه خواهد بود ، عدم به روز رسانی آرمانها و بسیاری از ایرادات برشمرده در ستون فوق در حکومت داری را می توان به شکل عام و تام در مورد قذافی و حکومت واقعا ابلهانه اش دید، وی با بنا نهادن حکومت بر اساس اصل وفاداری به جای در نظر گرفتن اصل شایستگی و بایستگی های کارگزاران سبب شد که تشکیلات این حکومت دچار بی خبری از بیرون و دنیای واقعیت شوند و درست در هنگامی که این حکومت خود را در اوج قدرت و مکنت می دانست ، سرنگون شد. درست مثل فواره ای که به اوج رسیده بود و از شکوه ریزش  تندش نیز مسرور بود و عاقبت سخت بر زمین خوردن را نیز درک نمی کرد.

شاید اگر بخواهیم تشابه ای برای این نظام های ساقط  شده بشماریم باید به نکات زیر اشاره کنیم؛

۱_ تن ندادن به قواعد حکومت داری و پذیرش مشارکت واقعی مردم

۲_ فامیلی شدندهرم قدرت

۳_ فضای بسته ی رسانه ای و فرهنگی

۴_ سانسور


اما دلایل اصلی و بسیار مشابه مه می توان برای سقوط این حکومتها بر شمرد به نظرم عبارتند از:


۱_ ناتوانی در ایجاد و یا به روز کردن ایدئولوژی که سبب فاصله گرفتن  توده از حاکمیت شد

۲_ تهدید دانستن سرمایه های اجتماعی و عدم مشارکت دادن آنها در حکمرانی که سبب شد، تنها پشتوانه ی حاکمیت آنها نهادهای امنیتی باشند، لذا در جایی که لازم بود توده ها علیه تهدیدهای بیرونی بسیج شوند، سرمایه های اجتماعی عملا کارایی لازم را نداشتند که اگر بخواهیم مثالی بزنیم باید به این اشاره کنیم که وضعیت در سوریه ی اکنون چگونه است و وضعیت ما در دوران جنگ چگونه بوده است که  در کشور ما با تدبیر حضرت امام، حضور دائم سرمایه های اجتماعی در جنگ مزید حضور مردم بوده است.

۳_ این نوع حکومتها قادر به برقراری ارتباط درست با بیرون از مرزها نبود ه اند لذا...سرمایه گزارن و دانشمندان و نخبگان سایر بلاد کمتر در این کشورها حضور یافتند و این امر سبب عقب ماندگی اقتصادی و علمی این کشورها شد

۴_ اما طرد نخبگان در نهادهای حاکمیتی به دلیل تفاوت و اختلاف ایدئولوژیک سبب ایجاد یک سیستم سنگین اداری و دولتی و .... در تمام ساختارها گردیده که  موجب بروز ناکارآمدی ، فساد و .... شده و این سیستم قادر به تامین حداقل های نیازهای کارشناسی یک حکومت برای بقا نبوده اند که  شاید بتوان به فرار کارگزاران قبل از حاکمان با چمدانهای پر از پول و یا حسابهای بانکی در آن طرف آبها اشاره کرد که وجه اشتراک تمامی این حکومت ها بوده است که حتی تا فرار داماد و بستگان شخص اول هم شاهد بوده ایم.

۵_ این حکومتها به حدی خود را در حفظ ساختار موجود متعهد و ملزم می دانستند که این قاعده ی عجیب و نانوشته و غیر معقول بلای جانشان شد...اما آنها که کمی باهوش تر و زیرک تر بودند دست کم جانشان و خانواده ایشان را پای این حکومت داری نگذاشتند، که می توان به تفاوت مبارک و قذافی در مصر و لیبی اشاره کرد، که حتی برخورد حامیان غربی آنها نیز با این دو دیکتاتور متفاوت بود.


همه ی این مواردی که بر شمرده ام مهم بوده اند ، اما نکته فلج کننده که من آن را غافلگیری و دلیل اصلی سقوط این حکومتها و نشانی بر ضعف شدید بدنه ی کارشناسی حکومت های  ساقط شده می دانم، دفاع کجکی و گارد بسته ی آنها در  برابر تکنولوژی  بوده است ، که  در برابر پدیده هایی مثل اینترنت و ماهواره و .... دیده ایم.... اما شاید عمر بسیاری از اینها آنقدر بزرگ نبود که ببینند در سال ۲۰۱۶ ماهواره، اینترنت و .... رایگان و بدون نیاز به هیچ نوع ابزاری قابل دسترس برای همه‌ی کسانی  هست  که تا دیروز نبود..... حال اصل  غافلگیری را چه باید کرد.....


به همین خاطر هست که پیشرفت تکنولوژی رابرای حکومتهای ایدئولوژیک همچون  تیغ دو لبی می دانم که اگر در  قاعده ی بسته ی  حفظ موجودیت فعلی به‌لحاظ کمیت و کیفیت خلاصه شود ، واقعا خطرناک ، بی اثر و همان تداعی گر گارد بسته است اما اگر با تکنیکهای مدرن و تعامل و کاهش سطح اصطکاک های اجتماعی حاکمیت با مردم برسد، یه تظر می رشد می تواند در حکومتهای پسا مدرن ، منهای کره شمالی که شرایط خاصی دارد و منهای دنیای مدرن باید آن را قلمداد داد..با نو به نو کردن تاکتیکهای حکومت داری و ایدئولوژی های مدرن و بهتر ، از این ظرفیت بهتر بهره گرفت. شاید تجربه ی حکومت ایران در مواجهه با ابزارهایی جون تلگرام و واتس آپ و ....برای همه ی حکومتها می تواند بسیار ارزشمند باشد و نماد خردگرایی و مواجه شدن عقلانی با مقتضیات زمانه باشد ، وگرنه حاکمیت ما نیز در صورت اتخاذ گارد بسته ،هیچ زیرساخت  نرم افزاری و سخت افزاری برای مواجهه با مینی ماهواره هایی که قرار است در سال ۱۲۰۱۶ رایگان اینترنت پر سرعت در اختیار جهان قرار بدهند نمی داشت.

شاید تشکیل حلقه هایی بسیار قوی از نخبگان درجه ی یک ، ولو حتی مخالفان جدی نظام در ارکان حکومت ما را بتوان تدبیری بزرگ و تفاوت شگفت ما با سایر حکومتها تداعی کرد که شاید تنها زوایای از تفاوت های ما با این حکومتهای تک بعدی ساقط شده در خاورمیانه می باشند که نمونه ی بی بدیل این موضوع اذعان آقای ظریف به تکلیف رهبری نظام به وی در مورد مکلف بودن به بیان عقاید خود در سیاست خارجی در نزد ایشان ولو حتی با داشتن عقیده و نظری صد در صد مخالف با معظم له اشاره کرد.

با همه ی این تفاوتهای کلان بر شمرده ، ما نیز هنوز در مباحثی چون مبارزه با فساد اقتصادی و موضوع آقازاده ها و افزایش اعتبار رسانه ملی  شدیدا نیازمند افزایش اقناع عمومی هستیم. وقت آن  رسیده است که باور کنیم ، دیگر در حضور هزاران ماهواره و شبکه ی اینترنتی رایگان جهانی ، جا دارد که پرونده های عمومی نظیر تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی  با اولویت و قاطعیت و سرعت بیشتری رسیدگی و اینگونه متهمان راست راست راه نروند و بر روان افکارعمومی رژه نروند .... 

 




دیدارهای تازه ی احمدی نژاد و تکنیک های رسانه ای؟؟ رسالت آنان که خود را روشنفکر می پندارند چیست؟

امروز خبری در رسانه‌ها درز کرد که حکایت از فعالیت جدی، رئیس دولت های نهم و دهم  برای فتح مجلس آینده دارد، او بخوبی می داند که هیچ پایگاهی در شهرهای بزرگ ندارد، نگاهش به دنیایی است که در فضای بی خبری شکل می گیرد، آنانکه نمی دانند مشکلات اقتصادی کشور به این راحتی ها و به این زودی ها حل نخواهد شد، آنانکه بیکاری و تنگ دستی به حق آنان را به ستوه آورده است، اینان طعمه های خوبی برای شکار رای هستند، در کنار این مسئله متاسفانه فرصت سوزی های عجیبی از سوی دولت برای اقناع افکار عمومی صورت گرفته است و آنهم رژه ی برخی از مدیران نالایق دولت گذشته است که با چتربازی سیاسی دردو ر جدید در دولت تدبیر و امید هم ماندگار شده اند و اینان می روند تا چون سربازان اسب چوبی راه یافته به قلعه کار را تمام کنند، خصوصا آنانکه اتهام دست درازی به بیت المال را دارند اما همچنان در پست های مدیریتی ماندگار شده اند و آنانکه خوش نام نبود ه اند ، اما همچنان هستند، این دسته اگر هیچ کاری هم نکنند ، در یاری رساندن به احمدی نژاد از آن سو موفق خواهند بود که می توانند افکار عمومی را در دو جهت قانع کنند، نخست اینکه اگر اتهامات واقعیت داشت چرا ماندگار شدیم و دوم اینکه مبارزه با فساد دولتی در ارکان دولت تدبیر و امید ، گزینشی و هدفمند است.


اما در این میان نقش روشنفکران و آنان که دل در گروی این آب و خاک دارند چیست؟ 

بدون شک باید ضمن یاری رساندن به دولت در تقویت نقاط قوت به تبیین مشکلات پردازند، قهر ما مخالفان دیگر معنایی ندارد، باید آنچه در دوره ی بخصوص دوم دولت قبل گذشت در مسائلی مثل تزلزل مدیریتها و طرح های گرانقیمت نیمه کاره و هزینه های واقعی مسکن مهر و .... تبیین شود. جا دارد تا اعضای محترم دولت به جای جنگ بر سر غنیمت بودجه بر سر هدف دولت متحد شوند.امروز هر ایرانی فهیمی خود یک رسانه هست، امروز و این روزها به سرعت برای ترمیم حقوق معلمان در حال از دست رفتن است و دولت می تواند با افزایش اثربخشی در بخش درمان که برابر کل بودجه ی درمانی هزینه تراشیده است، هم حقوق معلمان را ترمیم کند و هم با مدیریت تقاضای القائی فرصت نفس کشیدن به بیمه ها برای جبران حقوق مستمری بگیران بدهد. امروز وقت آن فرا رسیده است که با کمی گذشت از منافع صنفی ، وضع رقت بار جامعه ی پرستاری سر و سامان داده شود،وقت آن فرا رسیده است که دولت با تمرکز بر نهادهای نظارتی داخلی ، اقدامات حداکثری در استقرار یک سیستم دولتی کمی کارآمدتر بکوشد و رتبه ی خود را در فساد اداری به نقطه ی مطلوب تری برساند... کارهای شدنی فراوانی هست که باید دولت مردان انجام بدهند و کارهای فراوان تری هست که باید روشنفکران و خواص همچون یک رسانه ی سیار به دوش بکشند، این کشور مملو است از مدیران خوش فکر و کاربلد و دست پاک از هر دو جریان سیاسی که می توانند خدمات موثرتری نسبت به آنچه امروز در شرف وقوع است ارائه دهند.


کاش به جای فرصت سوزی با رد و بدل کردن مطالب نه چندان کارآمد برای این روزها.. در فضای مجازی، بیشتر درد را درک می کردیم و همراهی می کردیم.    .......... کاش.........

ما عوام هستیم یا روشنفکر؟ واقعیا خودمان را خودمان را بشناسیم؟

شما را دعوت کنم تا به چندین نکته ی بسیار مهم دعوت کنم که اساس گرفتار نشدن در دام عوامفریبی است.


شارلاتانها افرادی بسیار باهوش هستند که از خلا های قانونی و نظارتی  کشور و از ناآگاهی مردم سوء استفاده می کنند و با اشاره به دردها و  آلام مردم ابتدا با انها همراه می شوند ؛ جملات کلیدی و بی اساس؛ اما اثر پذیر را به خوبی می شناسند؛ خودشان را دایه هایی مهربان تر از مادر نشان می دهند و استاد رفتارهای پوپولیستی هستند. شارلاتان کلمه ای فرانسوی است که به معنی کسی است که با زبان خوش مردم را فریب می دهد. البته ریشه ای ایتالیایی برای این کلمه برشمرده اند.

شارلاتانهای سعی می کنند سریعترین راه ممکن را برای حل مشکل مردم ارائه دهند؟

مشکلات عدیده ی اقتصادی و اجتماعی در کشور وجود دارد اما آگاهان به خوبی مطلع هستند که گره ی بسیاری از این مشکلات به حدی کور و ریشه در سابقه ی تشکیل نظام دیوان سالاری ایران دارد که حتی چند دهه برای حل این مشکلات و نابسامانی ها نیز زمان لازم است اما شارلاتان می تواند به مردم خسته از زندگی روزمره و  شدواری های و تنگناهاهی سیاسی این نوید را بدهد که در کوتاه مدتی تمام مشکلات را بر طرف خواهد کرد و شاید برای حفظ پرستیژ بگوید ۵ یا ده سال در حالیکه تنها آگاهان هستند که می دانند ؛ تبعیض در تتوسعه ی بخشهایی از کشور دقیقا از زمان شکل گیری حکومت مرکزی مقتدر در ایران و با دخالت مستقیم در نظام برنامه ریزی و بودجه ریزی و تخصیص اعتبار که باعث توجه به بخشهایی و عدم توجه به بخشهای دیگر شد رخ  داده است و این موجب رشد نامتقارن بخشهایی از کشور گریده است و عدم توسعه ی بخشهای دیگر که متاسفانه همان توسعه ی اولیه کارش را کرده و موجب توسعه ی فزاینده ی بعدی شده است . بطور مثال وجود ر اه آهن و بزرگراه ها در بخشهایی از کشور موجب حضور سریعتر کارخانجات صنعتی در این مناطق و مهاجرت پذیری به این نقاط و افزایش جمعیت برخوردار از تمکن مالی بیشتر و به طبع ان سرمایه گزاری بیشتر ومجدد و به همین شکل توسعه ی صعودی شده است.

اما چگونه شارلاتانها را شناسایی کنیم؟ آنها ضعف های مشهودی دارند که می شود بر اساس این ضعف ها انها را شناخت؟ اگر تا کنون در مصاحبه ها و گفتار افراد به نکات زیر دقت نکرده و حرفها را باور داشته اید مطمئن بدانید که شما جزء عوام جامعه هستید. شما باید دقت کنید که....آیا

1-  شما را یک سره مظلوم و مغموم شمرده اند که بیگناه مطلق از هر نوع کم کاری و .... در وضعیت کنونی گرفتار شده اید.

2-  به مسائل کلان و پایه ای و علمی توجه نمی کنند و بیشتر مشکلات را بر می شمرند.

3-  مدعی حل مشکلات در زمان کوتاه می باشند و از دادن وعده ی حل مشکلات در بازه های زمانی طولانی خودداری می کنند

4-  عمدتا  فاقد سابقه ی موثر کاری و علمی هستند و بر موج سواری در رسانه ها اصرار فراوان دارند

5-  از مصاحبه های نفس گیر و نقادانه ی علمی گریزان هستند و معمولا سئوال را با سئوال جواب می دهند و ترجیح می دهند بیشتر خطابه ی یک طرف کنند.

6-  سعی می کنند از نام قهرمانان و شخصیت های مذهبی و علمی بیشتر استفاده کنند و از انچه خودشان هستند نمی گویند

7-  از انتقاد به جامعه و رفتارهای اجتماعی گریزانند و همه مشکلات را در گرو رفتار دو یا چنند نفر می دانند

8-  نفع خود را در زیر سئول بردن دیگران می دانند؛ چون واضح است که کسیکه خود چیزی ندارد سعی می کنند با زیر سئول بردن دیگران خود را مطرح کند.

9-  گاها خود را رستم دستان در گذشته معرفی می کنند اما یک برگ سند و یا مدرک از نهادهای رسمی کشور ارائه نمی دهند.

 

اگر بدون توجه به این اصول حرفها را باور کرده اید مطمئن دانید که اقای شارلاتان شما را مدتهاست که در طبقهی عوام در ذهن خود تقسیم بندی کرده است؟


https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcScanEHY7N5_2h7JUHMhmBsoVxby0VE8r99Vh9UpgR78Tx_9vI_

دولت روحانی و سیاست دو گانه در برخورد با فساد مالی و اداری.....

این یادداشت به واکاوی دولت آقای روحانی در گزینشی عمل کردن در موضوع فساد خواهد پرداخت؛ امیدوارم به دقت به این موضوع توجه کنید تا برخی از ابعاد پنهان رفتار دولت آقای روحانی برای شما مشخص شود. مردم بعد از روی کارآمدن دولت اقای روحانی منتظر این بودند که از دولت قبل موضوعات فراوانی از بحث فساد مالی مطرح شود.(چون از آمدن تا رفتن حمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری اش ؛ تمامی صفحات روزنامه ها پر بوده است مباحث مربوط به فساد مالی در دولت که فساد سه هزار میلیاردی و بحث عدم بازگشت پول نفت و موضوع خروج ۱۶ میلیارد تومان از نهاد ریاست جمهوری برای کمک به دانشگاه ایرانیان متعلق به احمدی نژاد گوشه هایی از این فساد بوده است) در این میان ترکان و جهانگیری به شکل سربسته به موضوعاتی از فساد اشاره کردند و به آن پرداختند منتها به دلایل نا پیدا می بینیم که این بحث ار سوی طرفداران دولت جوری عنوان می  شود که گویی دستهای پشت پرده مانع از لو رفتن این فسادها هستند. که به برخی از این ادعاها و دلایل رد این ادعاها خواهم پرداخت.

۱- گفته می شود که مجلس شورای اسلامی و نمایندگان طرفدار دولت سابق عملا فشارهایی برای جلوگیری از افشای این فسادها و برخورد با مفسدین دارند که در این میان باید مردم عزیز ما توجه کنند که اگر دولت بنای ذره ای تسلیم شدن در برابر این فشارها را داشت در برابر پرونده حمید رسایی کوتاه می امد در حالیکه می بینیم پرونده ی تخلفات حمید رسایی در دوران تصدی گری وی در دولت قبل در اداره ارشاد قم ؛منتظر اعلام رای مقامات قضایی نماند   ادامه مطلب ...

نتیجه ی مطالعه در هفت مرکز استان در نسبت تغییر نمایندگان؛ بیشترین تغییر در خرم اباد و کمترین نتیجه در لرستان

شهرهایی که بیشترین تغییر را در نمایندگان مجلس شورای اسلامی داشته اند؛ از نظر توسعه یافتگی بدترین وضعیت را می شود گفت که دارا هستند. این مطالعه که بر روی استانهای مختلف و با در نظر گرفتن مرکز استانها انجام شده است در میان هفت استان صورت گرفته است که عبارتند از لرستان؛ همدان؛ کرمان؛ اصفهان؛ اراک؛ مازندران و یزد...

که بترتیب زیر بیان می شود:

1-  شهر خرم اباد بیشترین میزان تغییر را داشته است که از میان ۱۸ نماینده ای که می توانست در طول سالیان پش از انقلاب مجلس بفرستند؛ ۱۷ نفر را راهی مجلس نموده است و تنها به یک نفر شانس و فرصت دوباره داده است؛ که اقای سید محمد صالح طاهری بوده است. اگر این روزها نگاهی به وضعیت این استان بیاندازیم می بینیم که به لحاظ شاخص های توسعه در وضعیت ته جدول قرار دارد و با وجود برخی از تغییرات در سالهای اخیر که میزان بیکاری را از صدر آمار بیگاران به رده ۲۹ کشانده است و توسعه ی راهها و گازکشی و توسعه بخش بهداشت ودرمان می رود که بروجرد دیگر شهر این استان با تثبیت مدیریتها و نماینده ی خود( بروجردی) گوی سبقت را از این شهر بگیرد و چه بسا که مرکزیت استان را نیز به دست بیاورد. نسبت تغییرات در این استان با تقسیم عدد ۱۷ به عدد ۱۸ می شود: حدود نود و چهار و نیم درصد که در میان هفت استان مورد مطالعه بالاترین عدد را دارد.

2-  شهر ساری: این شهر که مرکز استان مازندران را برعهده دارد می توانسته بعد از انقلاب ۱۸ نفر را راهی مجلس کند که در این شهر ۹ نفر توانسته اند راهی مجلس شوند. شهر ساری بعد از انقلاب صاحب دانشگاه علوم پزشکی گردیده و یکی از شهرهای مهم استان مازندارن است. در واقع عدد نسبت نمایندگان به کل ظرفیت نمایندگی در این استان نیم است.

3-  شهر کرمان: این شهر می توانست بعد از انقلاب ۲۳ نفر را راهی مجلس کند که  ۱۷ نفر را برگذیده است ؛ این شهر هم اکنون کمترین میزان بیکاری را در کل کشور به خود اخختصاص داده است با هفت درصد بیکاری. عدد نسبت نمایندگان به کل در این شهر ۷۴ درصد است. توسعه ی کرمان تا حدودی نیز مرهون حضور هاشمی رفسنجانی و شخصیتهای سیاسی موثر این استان در تصمیم گیریهای کلان کشور ارزیابی می شود.

4-  شهر یزد مرکز استان یزد در بعد از انقلاب می توانسته ۹ نماینده به مجلس شورای اسلامی بفرستد که ۵ نفر را طول ۳۵ سال بعد از انقلاب به مجلس فرستاده است. شهر یزد دومین شهر کشور است که کمترین میزان بیکاری را در کشور داراست با ۲/۷ درصد بیکاری و یکی از صنعتی ترین شهرهای ایران است. پاک نژاد چندین دوره نماینده این شهر بوده است و بیشترین فرصت را از سوی مردم این شهر برای خدمت داشته است. نسبت ظرفیت نمایندگان به تعداد افراد انتخاب شده در این استان  پنجاه و پنج درصد می باشد

5-  شهر اصفهان: این شهر از بدو انقلاب تا کنون می توانسته جمعا ۵۱ نفر را به مجلس بفرستند که تنها ۳۰ نفر را برای این امر انتخاب کرده است و به نمایندگان خود فرصت مناسبی برای کار کردن در مجلس داده است که کامران و همسرش اخوان از جمله کسانی هستند که در این مورد زبانزد هستند. اصفهان نیز بعد از تهران ؛ بیشترین میزان توسعه ی صنعت را به خود اختصاص داده است و بیشترین میزان بهره گیری از منابع کشور را به خود اختصاص داده است. میزان نسبت در این شهر: پنجاه و هشت و هشت دهم درصد می باشد که نشان اعتماد بیشتر مردم به نمایندگان این شهر و دادن فرصت بیشتر برای کار به نمایندگان  است.

6-  شهر اراک: مرکز استان مرکزی نیز در کل سالهای بعد از انقلاب می توانسته که ۱۹ نفر را به مجلس بفرستد که از این میزان تنها ۱۴ نفر را انتخاب نموده است؛ رجایی از جمله نمایندگانی است گه چند دوره مورد اعتماد مردم این شهر واقع شده است. اراک نیز یکی از شهرهایی هست که همواره بهترین امار را به لحاظ کم بودن میزان بیکاران به خود اختصاص داده است و شهر صنعتی ایران زمین لقب گرفته است. در مورد اراک نیز این نسبت: ۷۳/۰ می باشد.

7-  همدان: همدان مرکز استان همدان نیز بعد از انقلاب می توانسته است ۲۰ نفر را راهی مجلس کند که در این میان ۱۳ نفر را برگذیده و به تعدادی از نمایندگان خود فرصت چند دوره خدمت را داده است؛ این نسبت در این استان شصت و پنج درصد  می باشد.

 

 

 

اما در این میان نکات مهمی وجود دارد که باید ملاحظه شود:

 

شهرهای یزد و اصفهان به پشتوانه حمیات از رجل سیاسی خود در ادوار مختلف توانستند از این افراد وزیر و رئیس جمهور نیز بسازند. یا در استان کرمان مشاهده می کنیم که فقط توسعه ی صنعت نیست بلکه توسعه ی اموزش عالی نیز مطرح است. اگرچه اراک به خاطر شاهراه ارتباطی در ایران قطعا رشد و توسعه می بافته است اما توسعه ی شهر یزد در دل کویر ایران قطعا نتیجه ی صبر و تحمل بیشتر مردم در انتخاب و اعتماد و  فرصتی است که بعد از انتخاب به رجل سیاسی دادند.

 

 

اما در این میان خرم اباد به درستی که بیشترین زیان را دیده است. نباید البته این موضوع را فقط به نمایندگان معطوف کرد که البته مستحضر هستید که تعداد نمایندگان شهر اصفهان در تمامی ادوار بیش تر از دو نیم برابر شهر خرم اباد بوده است. تا همین دو سال پیش حتی عوارض تجمیعی گمرک خرم اباد در اصفهان هزینه می گرید. مع الوصف مردم لرستان با دادن فرصتهای کوتاه به نمایندگان؛ عملا مجلس را محل کارآموزی نمایندگان خود کرده اند و نمایندگان سابق نتوانسته اند فرصت دو دور انتخاب شدن را بیابند. شاید این تکلیف روشنفکران و عالمان را بیشتر می کند که از همین مجموعه ی نه نماینده ی فعلی استان لرستان؛ یک بازبینی درست انجام بدهند و درصورت امکان تثبت موقعیت نمایندگی را در صورت احزار شایستگی های حداقلی بر الزام خود به تغییر  افراد ترجیح دهند.

آیا در قتل دکتر پیرزاده وزیر بهداشت متهم است؟

این روزها فضای مجازی پر است از مطالبی که حمله ی کادر پزشکی به دکتر قاضی زاده هاشمی و مهران مدیری و اصحاب رسانه ها و .... نمونه هایی از مطالب هستند که ظاهرا هیچ عجله ای برای شناخت ابعاد ماجرا ندارند بلکه شاید همه می خواهند قبل از تشریح ابعاد ماجرا بر موج رسانه ها و افکار عمومی سوار شوند. داغ از دست دادن یک استاد دانشگاه که سرمایه ی یک کشور است را نمی توان به هر دلیل که اتفاق افتاده است به این راحتی فراموش کرد. اما در این وانفسای تالم و درد و غمی که بر همه حاکم است اینکه عده ای حمله می کنند که چرا گفته اید درآمد پزشکان بالاست و چرا نظارت را بر پزشکان زیاد کرده اید و چرا مهران مدیری سریال انتقادی از جامعه ی پزشکی ساخته است؛ موضوعی بس عجیب و غیرقابل باور است. بخصوص انکه کسانی این سکان را ظاهرا در دست گرفته اند که می گویند پزشکان مناطق محروم کشور هستند اما انتقادات رسانه ها همگی متوجه افرادی است که در کلان شهرها طبابت را با تجارت اشتباه گرفته اند. .... 

ادامه مطلب ...

قدرت هوشمند


مقاله: قدرت هوشمند 


نویسنده: دکتر رضا سپه وند 

عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه لرستان و مشاور رییس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی


قدرت هوشمند ترکیب هوشمندانه قدرت سخت و قدرت نرم یک کشور برای پیشبرد اهداف آن است.

در سال2007 کمیسیون دو حزبی از حزب جمهوری خواه و حزب دموکرات به ریاست معاون وزیر امور خارجه دولت بوش به نام" ریچارد آرمیتاژ " به منظور یافتن دکترین جدید برای گسترش قدرت آمریکا در جهان تشکیل شد که خروجی آن ارائه دکترین " قدرت هوشمند " بود،  این دکترین توسط "سوزان ناسل" بسط و گسترش داده شد.

ناسل معتقد است که توانایی های اقتصادی، نظامی،  فرهنگی و ایدئولوژیک باید با هم هماهنگ و  هدفمند شوند تا برآیند آن تداوم برتری یک کشور را تامین و تعمیق بخشند.

قدرت هوشمند آمریکا در قالب انترناسیونالیسم لیبرال به دنبال دستیابی به این قدرت از طریق ارائه رهبری دیپلماتیک، اقتصادی و کمی هم نظامی برای پیشبرد اهدافی همچون، خودمختاری بعضی مناطق دنیا، حقوق بشر، سرنگونی دیکتاتورهای، تجارت آزاد،  حاکمیت قانون دلخواه آمریکا و حذف سلاح های کشتار جمعی است.

در این راستا با شروع ریاست جمهوری اوباما،  خروج نیروهای آمریکا از عراق، حذف دیکتاتورهای منطقه خاور میانه از طریق انقلاب های عربی، ایجاد گروه های تروریستی مانند داعش، النصره، کنترل قیمت نفت از طریق عربستان و قطر، درگیر کردن عربستان و شیخ نشینان خلیج فارس در جنگ های منطقه ای و گسترش نقش ناتو در جهان برای مقابله با تهدیدات روسیه، چین و ایران، اعمال تحریم های هوشمندانه علیه ایران و بعد از آن روسیه،  و بحث گسترش آزادی های مدنی و ترویج آن از طرق رسانه های دیداری و شنیداری و از جمله شبکه های مجازی و به دنبال آن ایجاد انقلاب های رنگین و عربی در جهان،  تعطیل کردن زندان های مخوف ابوغریب و گوانتانامو را می توان نام برد.


 پیشنهاد گفتگوی بدون پیش شرط با ایران و احتمال گفتگو با طالبان از جمله کارهای دیگری است که آمریکا از چند سال پیش،  آن را شروع کرده و در حال انجام آنهاست.

در کنار همه ی اینها آمریکا به مقدار کمی قدرت نظامی خود را به صورت هدفمند با اعزام کارشناسان نظامی خود به اوکراین، عراق، سوریه،  مصر،  لیبی، عربستان و یمن، حضور ناو ها و هواپیماهای بدون سرنشین در خاورمیانه، پاکستان و افغانستان و کره جنوبی را پوشش داده و سعی کرده است، تسلط نظامی خود را بر جهان با گسترش ناتو حفظ کند.

اعمال قدرت هوشمند،  دولت اوباما موجب شد، آمریکایی که در زمان بوش بسیاری از شرکت های بزرگ،  و بانک های مطرح آن با مشکل ورشکستگی مواجه شده بود،  و جمعیت بیکار آن هر روز در حال گسترش بود، احیا شود و رشد اقتصادی مثبت پیدا کند.


 اوباما با طرح مذاکرات بدون پیش شرط بعد از اعمال شدیدترین تحریم های طول تاریخ علیه یک کشور، که با اجماع جهانی و در پی گاف های بزرگ احمدی نژاد بر علیه ایران، ایجاد نموده بود، گام بزرگ دوره ریاست جمهوری خود را برداشت. 

این مذاکرات با وساطت سلطان قابوس پادشاه عمان شروع شد و بنیان مذاکرات هوشمندانه با ایران نهاده شد. مذاکراتی که قطعاً سرآغاز شکل گیری نظم نوینی در جهان و منطقه خاورمیانه خواهد بود.

 این مذاکرات که در امتداد مذاکرات هسته ای ایران و غرب و در قالب مذاکرات ایران و 1+5  از سال 83 شروع شده بود، در سال 92 و با روی کار آمدن دولت دکتر روحانی شکل بسیار جدی به خود گرفت و علیرغم مخالفت شدید جمهوری خواهان در گنگره آمریکا و پس از کش و قوس های فراوان در 23 تیرماه 94 به شکل یک توافقنامه جامع خود را نشان داد. توافقنامه ای که همه ی طرفین آن را توافقنامه‌ای فراتر از مسائل هسته ای قلمداد می کنند. اوباما هوشمندانه به آمریکایی ها و قدرت های غربی فهماند که نمی توان جلو تکنولوژی هسته‌ای ایران و قدرت منطقه‌ای آن را گرفت، و آمریکا و غرب برای حل مشکلات خاورمیانه و جلوگیری از نفوذ و گسترش بیشتر القاعده و داعش به ایران نیاز دارند. 


قدرت هوشمند ایرانی"


در این سوی جهان و با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری معمار بزرگ آن حضرت امام خمینی (ره) قدرت منطقه ای در حال تولد بود که اساس آن بر قدرت نرم استوار بود. این قدرت مبتنی بر ایدئولوژی مردم سالاری دینی با استراتژی حمایت از مستضعفین و آزادیخواهان جهان در مقابل استکبار جهانی و دیکتاتورهای منطقه ای بود. این قدرت در حال ظهور با هوشیاری قدرت های بزرگ جهانی در بدو تولد با چالش جدی تقابل نظامی از جمله، عملیات طبس و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مواجه شد. قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران آنقدر بزرگ بود که بر جنگ غلبه کرد و در کنار خود آزادی خواهان جهان از جمله ملت فلسطین، لبنان، افغانستان، عراق،  یمن 

و بسیاری از کشورهای عربی را تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود قرار داد. قدرت های جهانی با شروع حنگ تحمیلی 8 ساله تحریم های تسلیحاتی و تکنولوژیکی و نفتی را بر ایران اعمال کردند. نرم ایران به تدریج با قدرت سخت تلفیق شد و با فزایش توان نظامی، توانست خود را به رخ جهانیان بکشد.


 دکترین قدرت هوشمند ایران با تکیه بر ایدئولوژی دفاع از مظلومین و آزادیخواهان عالم توانست دکترین قدرت هوشمند آمریکایی را در خاورمیانه و افغانستان کاملاً به چالش بکشد و به آنها بفهماند که امنیت منطقه خاورمیانه فقط با حضور ایران امکان پذیر است.

لازم به ذکر است که قدرت هوشمند

 ایران در دوره های مختلف با چالش ها مختلفی از بیرون مواجه بود ولی با ظهور دولت احمدی نژاد چالش های بزرگ داخلی و خارجی به اوج خود رسید و با گاف های بزرگ او در سطح بین الملل و در داخل کشور، هزینه های هنگفتی بر ایران تحمیل شد (ارجاع به مقاله "خیانت بزرگ" نوشته اینجانب).

علیرغم آهنگ ناموزون احمدی نژاد با قدرت هوشمند جمهوری اسلامی ایران، درایت و هوشیاری رهبری فرزانه آن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در کل دوران مذاکرات و بویژه در دو سال آخر دولت دهم و وجود استوانه های محکمی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی، مردم رنجیده از عملکرد احمدی نژاد را در صحنه نگه داشت تا تحریم ها قابل تحمل شود و نقش های آمریکا در به زانو در آوردن ایران ناکام بماند، هر چند که آمریکا برای توجیه افکار عمومی جهان به زانو درآمدن ایران را از طریق اثر تحریم ها برجسته می کند.از طرف دیگر

 ایران به شکل هوشمندانه ای در افغانستان، عراق بعد از صدام، لبنان،  غزه، یمن، سوریه عمل نمود و در قبال انقلاب های عربی  هوشمندانه عمل نمود. 

سال 92 و موعد انتخابات رسیده و کشور جای ریسک و درگیری های سیاسی را ندارد. لذا هوشمندانه در عرض چند هفته کل معادلات توسط صحنه گردانان بزرگ سیاسی چنان طراحی و حل می شود که از درون آن فردی توسط ملت انتخاب می شود که همه بر آمدنش اتفاق نظر دارند، و او کسی نیست جز حقوق دانی برجسته که در کوران انقلاب آبدیده شده و انگار برای این روز های ایران آماده شده است. کابینه ایی ائتلافی تشکیل و با همکاری  مجلس رای اعتماد گرفته،  به سرعت برای کارزاری بزرگ آماده می شود.

  دکتر روحانی که با ارزیابی صد روزه از وضعیت کشور متوجه. اثر.سنکین تحریم ها بر معیشت مردم مب شود،  پا در عرصه ی یک بازی برد برد با 1+5 می گذارد. او با زیرکی خاص مخالفین مذاکرات را سرگرم مسائل داخلی همچون وزارت علوم،  وزارت ارشاد و... می کند، تا بتواند در عرصه ی بین الملل با مزاحمت کمتری کار را پیش ببرد. او زبده تمرین تیم دیپلماتیک طول تاریخ ایران را زیر نظر وزیر امور خارجه خود دکتر محمد جواد ظریف دانش آموخته دانشگاه سانفرانسیسکو و سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد تشکیل می دهد و با حمایت رهبری آنها را برای مذاکراتی سخت فعال می کند.

دکتر روحانی در اولین حضور خود در سازمان ملل متحد بر عکس شعار مدیریت جهانی و هولوکاستی احمدی نژاد، شعار صلح و جهان عاری از جنگ را سر می دهد و جهان را به صلح فرا می خواند،  قدرت نرمی که سید محمد خاتمی در قالب گفتگوی تمدن ها در همان سازمان مطرح کرده بود و آثار مثبت آن برای کشور هویدا شده بود.

 دنیا پیام و رویکرد جدید ایران را دریافت می کند، ولی تند روهای داخلی و همفکران دولت احمدی نژاد مقابل این پیام می ایستند تا جایی که طرح سه فوریتی توقف مذاکرات را در مجلس مطرح می کنند، طرحی که با درایت علی لاریحانی رئیس مجلس نهم و تیم همفکرش راه به جایی نمی برد. 


قدرت نرم ایران حتی طالبان را هم به تهران می کشاند تا بازی ایران به درستی در مقابل آمریکا در افغانستان هم انجام شود. 

در کنار قدرت نرم، ایران سال هاست با انجام رزمایش های مختلف از جمله، به نمایش گذاشتن موشک های بالستیک و پهبادها، قدرت نظامی خود را علیرغم تمام تحریم ها به رخ جهانیان می کشد.

ناوچه های نظامی ایران از خلیج فارس تا خلیج عدن را قرق می کنند و چشم های الکترونیکی ایران به خوبی ورود هر شئ پرنده ای را زیر نظر گرفته نابود می کند.

قدرت سخت ایران، اسراییل را به وحشت می اندازد و با توطئه اسرائیل و حمایت آمریکا و ظرفیت مالی عربستان و قطر و امارات و طمع سیری ناپذیر ترکیه جنگ های نیابتی در سوریه،  عراق، لبنان و لیبی با عنوان دولت اسلامی (داعش) وحشت و قتل عام مردم منطقه را رقم می زند. تا به خیال خود به ایران کشیده شود، ولی ایران با کمک مستشاری به این کشورها نقشه های آمریکا و اسرائیل در منطقه را به بازی می گیرد و اسراییل و عربستان در بازی زیرکانه ایران گیج شده دست به خود زنی و حمله کور به یمن می زنند. ایران با خویشتن‌داری قابل تحسینی وارد معرکه یمن نمی شود،  زیرا زیر ساخت نرم آن را بسیار محکم بنا کرده است.

مذاکرات پر حجم ایران و 1+5 با حمایت و درایت رهبری نظام و با

  دستور نرمش قهرمانانه و تیز هوشی بی نظیر تیم مذاکره کننده ایران در 23 تیرماه 94 به نتیجه می رسد و تحسین ملت ایران و جهانیان را بر می انگیزد. آنچنان که دنیا را به تعظیم در مقابل ایران وا می دارد