سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

گزارشی از زمین خواری و مرتع خواری در ایران .. زنگ خطر به صدا درآمد.. به کجا چنین شتابان

در اوایل قرن سیزدهم در ایران و با تمرکز بیشتر قدرت در حکومت مرکزی ؛ با وجود مدرنیزه کردن ساختار دولتی و تغییرات بنیادین در شکل حکومت داری؛ مشکلات فراوانی بر سر توسعه ایران به وجود آمد که چون تیغ دولبه ای در دو سوی یک برهه ی هفتاد ساله بسترهای نابودی کشاورزی سنتی ایران و هجوم مردم به سوی شهرها را سبب شد. اتکا به درآمدهای نفتی و تامین نیازهای کشور با فروش نفت که منابعی خدادادی به جا مانده از چند میلیون سال فعل و انفعلات مواد معدنی در جان زمین بود نیاز دولتها به تامین نیازهای کشور در داخل از یک امری ضروی و حیاتی به امری مصلحتی تدیل شد. این امر باعث افول دامداری وکشاورزی سنتی ایران در مسیر مدرنیزه کردن کشور با دلارهای نفتی شد. این اتفاق نامیمون سبب شد که سیل هجوم مردم به شهرها شروع شود وکارخانه های تازه تاسیس شده؛ اشتهای سیری ناپذیری برای جذب نیروهای کار جوان بروز دهند و در واقع صنعت به جنگ با بخش کشاورزی  و دامداری در تامین نیروی کار کشیده شد. این وضعیت با اشتهای سیری ناپذیر دولتها و تعریف توسعه ی کشور در رشد صنعت بدون در نظر گرفتن امایش سرزمینی و برنامه های اینده نگر سبب شد که شهرهای ایران مورد هجوم مهاجرینی واقع شود که از روستاها به شهرها هجوم اورده بودند. تعداد این مهاجران به حدی زیاد بود که دیگر صنعت ایران قادر به جذب انها نبود و زاغه نشینی و حاشه نشینی به عنوان معضل بزرگی در حاشیه شهرها باعث شکل گیری خرده فرهنگ  هایی شد که با وجود همه ی تفاوتهایی که با ساکنین شهرهای بزرگ داشتند در یک موضوع مهم با آنها اشتراک کامل داشتند.


http://s3.picofile.com/file/8198534392/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87_%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_1325.jpg

بدون شک پیش شرط نخست حل مشکل مسکن؛ جا نمایی و تخصیص زمین هست؛ تلاش میهمانان تازه وارد برای تامین سرپناه ؛ تقریبا در تمامی کلان شهرهای ایران به بروز حاشیه نشینی منجر شد که از هیچ قواعدی در اصول شهرسازی پیروی نمی کرد و به مرور زمان فشارهای اجتماعی و لزوم رسیدگی به نیازهای حداقلی بشری سبب شد که دولت پشت سر این میهمانان تازه وارد که به امید خلاص شدن از یاس و نا امیدی حاکم بر اقتصاد کشاورزی و دامداری به شهرها مهاجرت کردند حرکت کند و به دلیل فشارهای اجتماعی و سیاسی ناچار شود که زیرساختهای بهداشتی و اب و برق را به این حاشیه نشین ها ؛ برساند. ولو با دانستن اشتباه بودن و پر از اشکال بودن اقدامات صورت گرفته.  ادامه مطلب ...

دستور مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی مبنی بر برخورد با کارکنانی که در فضای مجازی اطلاعات این سازمان را ارائه می دهند.

لوگوی معتدلاناختصاصی سرویس سیاسی معتدلان- افشین اورکی:در حالیکه ماه گذشته خبرنگاران حاضر در نشست خبری وزارت ارشاد،خبر داغ سخنگوی این وزارتخانه مبنی بر اجرایی شدن قانون دسترسی آزاد به اطلاعات را خیلی سریع به صفحات اول خبرگزاری‌‌ها رساندند،اما متاسفانه مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی با ابلاغ دستور العملی متفاوت و معنادار(!)،استفاده از شبکه های اجتماعی مانند:«لاین»، «واتس آپ»،«تانگو»،«وایبر»،«اینستاگرام»و غیره را در این سازمان ممنوع اعلام کرد و از برخوردهای شدید حراستی و امنیتی با کارکنانی که این دستورالعمل را نادیده بگیرند خبر داد!

با صدور دستور اداری از سوی دکتر نوربخش گرفت: ممنوعیت حق استفاده کارکنان سازمان تامین اجتماعی از شبکه های اجتماعی!

ماجرا از این قرار است که«حسین نوش‌آبادی»سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اوائل تیرماه امسال در جمع خبرنگاران رسانه های خبری،از اجرایی شدن قانون دسترسی آزاد به اطلاعات خبر داد و گفت: «پس از تصویب در دولت و طی تشریفات قانونی،این قانون اجرایی شد.»
در این حال کامبیزنوروزی«حقوقدان»،بر این اعتقاد و باور است که قانون دسترسی به اطلاعات که اکنون اجرایی شده،فاقد مباهات است.
به اعتقاد وی،آن چیزی که اهمیت دارد اطلاعات مربوط به رفتارهای اقتصادی و سیاسی سازمان‌های عمومی است.به عنوان مثال سال‌های طولانی است که هیچ‌کسی به اطلاعات مربوط به قراردادهای نفتی ایران دسترسی ندارد،یا هیچ کس به اطلاعات یک بنگاه عظیم اقتصادی مثل«شستا»دسترسی ندارد! 

ادامه مطلب ...

قطاری که به ریل بازگشت اما دنده عقب می رود؟ به اجبار روزگار.... دل نوشته ای در وداع با تامین اجتماعی....

جمله کلیشه ای بازگشت قطار تامین اجتمعی به ریل اگرچه باعث خوشحالی بسیاری از فعالان حوزه کارگری شد و بارقه های امید را در بین همه روشن کرد اما دیری نپائید که ناهماهنگی ها در حوزه سلامت و نظام بیمه ای و شرایط جبری خاصی که بر بیمه های کشور وجود دارد سبب شد که احساس دنده عقب رفتن را با تمام وجود درک کنیم. خیلی زودتر از آنچه فکر می کردیم درب سازمن تامین اجتماعی به همان پاشنه ی سابق  چرخید و نیاز دولت به رتق و فتق امور کشور ولو به شکل دیمی جهت پاسخگویی به حداقل نیازهای کشور سبب شد که نگرانی ها نسبت به سازمان تامین اجتماعی و نظام بیمه ای کشور دو چندان شود.

در حالیکه هیچ خبری از همت دولت برای بازگرداندن بدهی های دولت به سازمان تامین اجتماعی نشد و این بدهی ها در طی دو سال اخیر با رشد ۱۲ درصدی و با ده هزار میلیارد تومان افزایش رسید به عدد ۹۰ هزار میلیارد تومان؛ تا شوک بزرگی به سازمان تامین اجتماعی وارد شود؛ اما شوک بزرگتر افزایش هزینه های این سازمان بود که به دلیل  نیاز سرسام اور نظام سلامت بی در و پیکر ایران به ارتزاق بیشتر و بیشتر بودجه رقم خورد. شرایطی که محصول تفکر وزیر جدید بهداشت و درمان بود که به جای پیگیری سیاستهای کلان کشور در حوزه سلامت و استقرار نظام ارجاع و سطح بندی خدمات و گایدلاینهای درمانی ؛ معتقد بود که تنها راه حل مشکلات نظام سلامت سه الی چهار برابر شدن تعرفه ها ی خدمات درمانی و خرید دستگاههای جدید  و سرپا ماندن بیمارستانها بود.... در واقع تنها چیزی که حقیر  در کار این سید بزرگوار ندیده ام؛ مدیریت اقتصاد سلامت بود؛ جایی که هیچ اثری از اعمال سیاستهای مهار تقاضای القایی و .. دیده نشد و تنها باور بر این بود که باید تعرفه های افزایش یابد و این سیاست در دولت با سختی و مرارت تمام به نتیجه رسید و ده ها هزار میلیارد تومان برای دولت  و مردم آب خورد تا کاهش پرداختی مردم به زیر شش درصد برسد اگرچه آمارهای بانک مرکزی اعداد دیگر و به مراتب بالاتری را نشان می دهد. این کاهش به قیمت فشار بسیار بالا به بیمه ها تمام شد؛ بیمه هایی که هرگز آمادگی تحمل این فشار را نداشتند.

چهره ی درهم و نگران وزیر تعاون در جلسات و سخنرانی ها، حکایت از این مهم شاید داشته باشد که وزیر تعاون بیش از هرکس دیگری از اوضاع وخیم بیمه ها مطلع هست و به خوبی می داند که چه بر ۱۸ بیمه کشور می گذرد که اکثرا در وضعیت بسیار بدی هستند. او بیشتر از هرکسی می داند که سازمان بازنشستگی کشوری در انجام بیش از ۹۰ درصد از تعهدات خود نیازمند به کمک دولت است و سازمان بیمه تامین اجتماعی در شرایطی به سر می برد که از نظر محاسبات اکچواری کاملا ورشکست نامیده می شود و در شرایط بحران به سر می برد و شاید تنها او باشد که می داند وضعیت در برخی از صندوق های بازنشستگی به حدی وخیم است که نه تنها از نسبت هفت نفر بیمه پرداز به یک نفر مستمری بگیر عبور کرده است بلکه این نسبت در یکی از صندوق های مهم دقیقا عکس شده است یعنی یک نفر حق بیمه می پردازد و هفت نفر باید از این مبلغ حقوق کامل دریافت کنند؟؟؟ بله دیگر نیازی به پنهان کاری ندارد ؛ صندوق بازنشستگی فولاد که اعتصاب کارگران ان را همه دیده اند و می شناسند؛ صندوقی که ۱۲۰۰۰ بیمه پرداز در برابر ۸۵۰۰۰ مستمری بگیر دارد؟؟؟حالا دولت برای حل مقطعی این مشکل ظاهرا راضی شده است که این صندوق را در سازمان تامین اجتماعی ادغام کند؛ حرکتی که اگر بر اساس اصول بیه صورت نگیردحتما سازمان تامین اجتماعی را دچار مشکلات فراوان می کند و بار مالی بزرگی را بر آن تحمیل می کند. در واقع بستن وزنه ای است به تنی که به سختی سعی می کد سرش را بالای آب نگه داشته باشد. در چنین شرایطی شاهد افزایش صد در صدی اعتبارات بخش درمان غیرمستقیم سازمان تامین اجتماعی برای اجرای طرح تحول سلامت هستیم ؛ افزایش شدیدی که نه تنها باعث رضایت اقای وزیر بهداشت نشد بلکه از هر تریبونی سعی کرد به نظام بیمه ای ایران حمله کند و حتی در روزی که در هفته ی سلامت مدیرکل دامپزشکی یک استان به عنوان یار نظام سلامت مورد تقدیر قرار می گرفت نامی از مدیران عامل سازمان های بیمه ای مطرح نشد.

اما ظاهرا  آقای وزیر قدرتمند تر از آن است که بخواهد خود را پای منطق گرفتار کند. منطقی که ایجاب می کند در شرایط فعلی با درک شرایط بیمه ها؛ بارمالی نظام سلامت کشور را تا حدودی کاهش دهد که هیچ دست؛ کم اینکه بیش از این افزایش ندهد. اگرچه اقای وزیر باور ندارد که کفگیرها به ته دیگ خورده است اما توان مبارزه و تلاش برای ایجاد راه های بهتر برای تامین مقصود خود را دارد. وزارت بهداشت در طول دو سال اخیر با دریافت منابع وسیع از بودجه های جاری کشور و مردم به شکل غیرمستقیم در حال حرکت است؛ حرکتی که سیاستها و سبک آن باعث اعتراضات شدید در میان بدنه ی نظام سلامت شده است و پرستاران و پیراپزشکان و حتی متخصصین طرحی و ... را به اعتراض و واکنش وا داشت و تجمعاتی که نتیجه ی آن به اخراج و تبعید پرستاران انجامید. با این وجود آقای وزیر معتقد است که اگر این راه به نتیجه نرسد چاره ای جز خصوصی سازی نظام سلامت ندارد. تصمیمی که دو سال پیش من ان را نتیجه ی نگاه اقای وزیر در سالهای اتی دانسته ام و در وبلاگم ان را دقیقا پیش بینی کرده ام. با خصوصی سازی و برون سپاری در نظام سلامت؛ تعرفه های قطعا بیشتر افزایش یافته و دست حاکمیت از کنترل تعرفه ها کوتاه تر و فاصله ی بین سطح پوشش بیمه ها و تعرفه ها مجددا افزایش خواهد یافت و نظام بیمه ای عملا نقش خود را در نظام سلامت از دست خواهد داد. زیرا این سیاست هیچ انطباقی با شرایط اقتصادی مردم و بیمه ها نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که انتصاب وزیر هزار میلیاردی نمایش واقعی نگاه وی را در حوزه سلامت در پی خواهد داشت.

استرسی که این روزها بر بیمه ها و افراد اگاه از سخنان وزیر بهداشت دست می دهد به حدی زیاد است که بسیاری از فعالان کارگری بر این باورند که قطاری که به ریل بازگشته است ؛ مجبور خواهد بود که دنده عقب حرکت کند. زیرا از یکسو با پیر شدن صندوق های بیمه ای زنگ خطر مرگ آنها نواخته شده و از سویی با پیر شدن جمعیت و نیاز آنها به خدمات درمانی بیشتر ؛ هزینه های این صندوق های رمق در رفته در بخش درمان و مراقبت های درمانی رو به افزایش خواهد؛ گذاشت. شاید آن نقطه باشد که تبعات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و حتی امنیتی را بتوان کاملا لمس کرد. نقطه ای که تعهدات سازمان تامین اجتماعی همچون سازمان بازنشستگی کشوری بر دوش دولت بیافتد و دولت ناچار شود که با زدن از بودجه های عمرانی و دفاعی و .. کشور به تامین این هزینه ها اقدام کند.

صاحب این قلم به این می اندیشم که اگر فرض را بر  این بگذاریم که مشکل صندوق فولاد به شکل مقطعی با ادغام آن در سازمان تامین اجتماعی  حل شود؛ با روال موجود در صورت نا توانی سازمان تامین اجتماعی از تقبل هزینه های تحمیل شده و رسیدن ان به شرایط صندوق فولاد این صندوق را در چه نهادی و یا سازمانی ادغام خواهند کرد؟؟

کاش ما هم مثل بسیاری از کشورهای دنیا؛ وزیری داشتیم که معیار انتخاب وی ؛ داشتن دانش مدیریت نظام سلامت بود و نه  چشم پزشکی؟  شاید عمری باشد تا  روزگاری را  ببینیم  ، که ما هم به تجربه ی موفق نظام های سلامت  پیشرفته ی دنیا در انتصاب یک مدیر بر تارک نظام سللامت تن دهیم.... شاید.............

اعتراض سازمان تامین اجتماعی به حکم صادره ی دادگاه برای مرتضوی

به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان تامین اجتماعی ،نظری در خصوص حکم صادره اظهارکرد: این حکم مربوط به عدم تمکین مرتضوی به قانون و آرای صادره از سوی دیوان عدالت اداری مبنی بر عدم صلاحیت نام برده جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تأمین اجتماعی می باشد؛ از نظر این سازمان، کل ایام تصدی نامبرده می بایست مورد حکم قرار می گرفت و کلیه حقوق و مزایای نامبرده مسترد می گشت اما رأی صادره فقط بخشی از ایام تصدی را موضوع حکم قرار داده است.

وی افزود: با عنایت به اینکه از ابتدا نامبرده فاقد شرایط قانونی جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تأمین اجتماعی بوده و در ایام مذکور تصرفات مالی متعددی را صورت داده است؛ لذا می بایست موضوع حکم قرار می گرفت. به همین جهت حکم صادره را متناسب با جرائم ارتکابی نمیدانیم و ضمن اعتراض به حکم صادره، از مرجع تجدید نظر، صدور حکم متناسب را درخواست خواهیم کرد.

http://www.shokouhnews.com/wp-content/uploads/2015/08/mortazavi.jpg

آمارهای خیالی وزارت بهداشت؟ از کاهش هزینه های مردم در بخش سلامت؟؟

 وزیر بهداشت در حالی از کاهش پرداختی مردم به ۶ درصد در بیمارستان‌های دولتی خبر می‌دهد که گزارش‌ رسمی بانک مرکزی آمار متفاوتی را ارائه می‌کند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از نسیم، در آمار منتشر شده از بانک مرکزی، شاخص بهای خدمات در گروه بهداشت و درمان با 33.2 درصد افزایش در فروردین 94 نسبت به فروردین 93 با فاصله، بیشترین رشد را در میان 12 گروه کالا و خدمات به خود اختصاص داده است. در همین آمار به عنوان مثال خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها 16.2 درصد رشد را تجربه کرده است.


تناقض آماری وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران در هزینه های درمان
براساس اعلام مسئولان وزارت بهداشت پیش از اجرای طرح تحول سلامت پرداختی از جیب مردم در بیمارستان‌های دولتی حدود 37 درصد بود که با آغاز اجرای این طرح و تصویب بودجه لازم در مجلس و همچنین اختصاص یک درصد مالیات ارزش افزوده به بخش سلامت، در بیمارستان‌های دولتی شهرهای بزرگ به 10 و سپس 8 درصد رسید.

اگرچه در ابتدا همه چیز خوب پیش می‌رفت، مردم راضی بودند و ارائه‌دهنگان خدمت در کمترین زمان ممکن حق‌ خود را دریافت می‌کردند اما پاییز 93 زمزمه‌های افزایش تعرفه خدمات پزشکی در قالب اجرای کتاب تعرفه‌های خدمات پزشکی به گوش رسید. کتاب جدید ارزش گذاری خدمات پزشکی رونمایی شد و اعلام شد که در این کتاب پنج هزار خدمت پزشکی تعرفه گذاری جدید شده است. جدید هم وارد فهرست پوشش بیمه ای شد.

"عادلانه‌سازی" تعرفه‌ها کلیدواژه‌ای بود که مسئولان وزارت بهداشت به عنوان دلیل اصلی اجرای تعرفه‌های جدید عنوان کردند. نتیجه اما چندان با عدالت تطابق نداشت. وزیر بهداشت که گویا خود از اشکالات افزایش تعرفه‌ها مطلع بود توپ را به زمین منتقدان انداخت و گفت: "باید این گام اساسی را که مهمتر از گام‌های قبلی است و به نفع مردم و جامعه پزشکی است حتی اگر در کوتاه‌مدت متوجه اثر آن نمی‌شوند به پیش ببریم؛ ممکن است افرادی پیدا شوند و جوسازی کنند در حالی که این مهمترین تصمیم برای ارائه خدمت به مردم است."

نتیجه عملی اجرای کتاب تعرفه‌ها به اقرار کادر غیر پزشکی بیمارستان‌ها، مشاهده عینی خبرنگاران و افراد مستقل و همچنین استفاده کنندگان از این خدمات یعنی بیماران و خانواده‌ها، افزایش چند برابری تعرفه‌ها در بخش ویزیت و جراحی، افزایش چند برابری کارانه پزشکان متخصص و افزایش پرداختی از جیب مردم بود. به طوری که اثر کاهشی پرداختی‌ها در مرحله اول طرح تحول سلامت خنثی شد و حتی پرداختی‌ها اگرچه از نظر "درصد" کاهش یافت اما با توجه به افزایش رقم اولیه، میزان آن بالاتر رفت. به زبان ساده اگر هزینه یک خدمت بهداشتی پیش از اجرای طرح تحول سلامت 100 هزار تومان بود، شهروندان حدود 37 هزار تومان از آن را پرداخت می‌کردند و پس از اجرای کتاب ارزش‌های نسبی با چند برابر شدن تعرفه‌ها، اگر هزینه همان خدمت را 300 هزار تومان تصور کنیم، 10 درصد پرداختی مردم حدود 30 هزار تومان می‌شود که بنابراین می‌توان نتیجه گرفته پرداختی از جیب مردم در خدمات سلامت پیش و پس از اجرای طرح تحول سلامت تغییر محسوسی نداشته است.

با وجود اینکه کاهش فاصله تعرفه میان خدمات بیمارستان‌های دولتی و خصوصی از طریق واقعی سازی (افزایش) تعرفه‌ها در بخش دولتی، از دیگر دلایل اجرای کتاب جدید تعرفه‌ها بیان شد اما در این حوزه نیز به موازات افزایش تعرفه‌های دولتی، تعرفه خدمات در بیمارستان‌های خصوصی هم بالا رفت تا باز توازن قبلی حفظ شود و فاصله 12 برابری قیمت خدمات در بخش خصوصی و دولتی تنها اندکی کاهش یابد. فاصله‌ای که در نظام سلامت کشورهای توسعه یافته تنها 20 درصد است.

طرح تحول سلامت در حالی با سرعت در جاده اجرایی شدن می‌تازد که بسیاری از انتقادات و اظهار نظرهای دلسوزانه در گرد و غبار آن گم می‌شود.

در حالی که قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت در پاسخ به «نسیم»، در خصوص آمار بانک مرکزی از شاخص افزایش بهای خدمات بهداشت و درمان اظهار بی‌اطلاعی کرد، محمد حاجی آقاجانی، معاون درمان وزارت بهداشت نیز نسبت به گزارش رسمی بانک مرکزی و تورم 33 درصدی خدمات بهداشت و درمان ابراز تردید کرد و آمار وزارت بهداشت را مبنای تصمیم‌گیری دانست. آماری که پرداختی از جیب مردم را در خدمات سلامت 6 درصد اعلام کرده است اما به این سوال پاسخ نداده است که 6 درصد از چقدر؟


سلامت نیوز: تناقض آمار وزارت بهداشت و بانک مرکزی

ای کاش احمدی نژاد بر گردد.......؟

در این روزها که به برخی از ادارات نگاه می کنم و بقول و حرف مسئولین ارشد دولت یازدهم می نگرم، دلم برای احمدی نژاد واقعا تنگ می شود، احمدی نژاد حسن هایی داشت که از نظر دور مانده بود. احمدی نژاد وقتی رای آورد تا پایین ترین سطوح دولت سعی کرد که افرادی را بر سر کار بیاورد که به آرمانهای دولتش پای بند بودند ، چرا که معتقد بود مردم انتخاب دیگری داشته اند و راه دیگری انتخاب کرده اند ، احمدی نژاد و دولتش اگرچه در افکار عمومی به دلیل اتهامات سنگین  فساد مالی زیر سئوال رفته اند ، اما باید قبول کنیم که دولتش در بکارگیری افراد همسو بی نظیر عمل کرد، حال دولتی بر سر کار آمده که هر روز یک پلان از فساد دولت احمدی نژاد رو می کند اما در بکارگیری و حفظ نیروهای احمدی نژاد به قدری تعصب دارد که احمدی نژاد هم شاید تا این  تعصب نشان نمی داد.. فضا به حدی غبار آلود شده که به هیچ عنوان قابل دفاع نیست، از بحث انرژی هسته ای که بگذریم ، در سایر موارد همان سبک احمدی نژاد در حال ادامه یافتن هست که می توان از طرح تحول سلامت یاد کرد که نمونه ی بی بدیل ، خلق الساعه تصمیم گرفتن است، طرحی که هزاران میلیارد تومان از اعتبارات جاری کشور را بلعید تا درمان مردم بی درد سر تر باشد، اما هیچگاه شهامت گفتن واقعیات برای مردم نبود تا بدانند ، اجرای این طرح همچون مسکن مهر ، پر هزینه ، بی برنامه.. دارای ایرادات فراوان و خلاف برنامه توسعه پنجم و با هزینه های وحشتناک غیرمستقیم برای مردم و تبلیغات تلویزیونی و ....همراه بود. از کاهش نرخ تورم سخن گفته اند که سوای از اینکه در این دوران مردم ، افزایش واقعی توان خرید را لمس نمی کنند، بلکه مهار تورم با مهار نقدینگی و نه با افزایش تولید صورت گرفته‌است که رسیدن سطح مقرری بگیران بیمه تامین اجتماعی به رقم ۵ میلیون نفر را باید دم خروس های ادعای خروج ار رکود بر شمرد... مناطق محروم و کمتر توسعه یافته همچنان در آتش تبعیض و بی توجهی می سوزند و توجهی به آنها نیست و  مقایسه ی نحوه خاموش کردن آتش مدرسه ی آذربایجان غربی با آتشی که برجان جنگل بلوط ایلام و کوهدشت افتاد ، به خوبی تداوم بی برنامگی ها و عدم هماهنگی های سابق را نشان می دهد. عزل  مدیران سابق هرچه هم صورت گرفته باشد، هنوز دامن متهمان اصلی را نگرفته و دردا که خروج نیروهای کارشناس اما غیر سیاسی که پشتوانه ی سیاسی نداشتند بسیار جدی تر و پر رنگ تر از مدیران متصل به جریانهای سیاسی نزدیک به دولت سابق بوده است، نمی دانم که آیا حق دارم که به این بیندیشم که در شرایطی که ارکان دولت در رده های میانی و پایین تر قاطبه احمدی نژادی هستند،  حیف نیست که احمدی نژاد بر نگردد؟در این میان دعوا و نرخ اصلاح طلبی داغ است، اما چه داغی؟ آنانکه کارشناس هستند و کاربلد در حاشیه هستند و کم اثر و عده ای لباس اصلاحات بر تن کرده و با ادبیات تخریب  تیشه بر ریشه ی نیروهای مستقل و آزاده می کوبند، فضا پر از غبار است ، من که می گویم کاش احمدی نژاد برگردد ، تا لااقل بغض دیدن و تحمل کردن آنانکه چون  آفتاب پرست رنگ عوض کرده اند ، بیشتر از این آزارمان ندهد، شاید این کمک کند که دولت احمدی نژادی ، آقای روحانی هماهنگی بیشتر با اعضای کابینه داشته باشند.

فقط یک لر می توانست معجزه را کامل کند....

این متنی که براتون می فرستم رو دوست نداشتم عمومی کنم، اما برای همه ی پزشکان و ..... همه ی کسانی که با افرادی سر و کار دارند که شاید بین اونها نیازمندی باشه ، توصیه می کنم که حتما بخوانند که خواندنش ضرر نداره، توی جنوب شهر یک مرکز سونوگرافی و رادیولوژی خیریه رو به مدت ۵ سال اجاره کردم که هشتاد درصد از عایدات متعلق به بنده و بقیه متعلق به درمانگاه می شود، در همان ماه اول متوجه شدم که برخی ازاین بیماران واقعا تهی دست هستند، کارگران شهرستانی و افغانها و ... که بعضی از اونها با اینکه جوان بودند ، دندان هم به دهان نداشتند، با توجه به شناختی که یکی از نماینده های شهرستان ها از استان خودشان و محرومیت اونها بهم داد،مقرر شد که کارگران اون استان و اون طایفه زو اگر دفترچه درمانی ندارند با دفترچه حساب کنم و به اونها که واقعا نیازمند هستند تا سطح رایگان شدن برخی از خدمات پیش بریم، یکی از این گروه شهروندان غیور و با شرف لر بودند.


روز دوشنبه ۹۴/۰۵/۱۹ از مراسم خاکسپاری و ختم مادربزرگم از شهرستان فیروزکوه به طرف تهران حرکت می کردم که در دره ای به نام دری چائی ماشین پژو ۴۰۵ من با سرعت نزدیک به ۸۵ تا، وارد آبی شد که در سی الی چهل متری دهانه ی پل جمع شده بود، تعادل ماشین بهم خورد و با همان سرعت ۹۰ درجه به سمت کوه سمت راست منحرف شد، در حالیکه تنها چیزی که به فکرم رسیده بود ، حائل کردن بازوی چپم میان جمجمه و شیشه و ستون ماشین بود، ماشین با طرف کوه نرفت ، بلکه به حالت عرضی با پرش هایی عجیب به طرف دره کنار پل حرکت کرد، خلاصه ابتدا از صندوق و سپس از درب عقب و جلوی سمت خودم به خاکریز کنار دهنه ی پل که دره ای کنارش بود برخورد کردم و ماشین از پهلو بلند شد تا با یک ملق بره تو دره که گیر کردم به تیر برق و دوباره برگشتم روی چرخها؟ دره ای که حداقل ۴۰ متر با شیب نزدیک به ۷۰ درجه بود، (یعنی یک پرتگاه).. با اینکه بازوم نذاشت که نقطه ی حساس جمجمه از پهلو ضربه بخوره ، اما شدت ضربه به حدی بود که کناره ی عقبی سرم به پیچ کمربند متصل به ستون خورد و شکافت. کاملا گیج بودم و سطح هوشیاری من کاهش پیدا کرده بود و البته نه در حدی نتوانم و فامیل و شماره تلفن خودم رو از یاد ببرم. جاده ی فیروزکوه که در مسیر تهران شمال هست، در این روز وضعیت جوی بدی داشت، تگرگ بسیار تند و وحشتناکی می بارید.... توی این شرایط یک جوان با اینکه زن و بچه داشت در انتهای پا توقف کرد و زیر باران و.تگرگ دوید و اومد طرف من...تمام کارهای اولیه منو انجام داد، اورژانس ، ۱۱۰ و راهنمایی و رانندگی، پارچه ای برای بستن خونریزی و .... در آن شرایط نزدیک ۴۵ دقیقه زیر باران و تگرگ ایستاد ، مثل یک مرد تمام عیار و با شرف ایرانی... خلاصه خدا کمکم کرد و با چندتا معجزه ، معجزه ی پشتک نزدن، نیافتادن در دره و ضربه مغزی نشدن بر اثر برخورد با ستون ماشین و معجزه نهایی که وجود یک مرد باغیرت و با شرف در لحظات واقعا خوفناک .... داشتم به پازل های این معجزه فکر می کردم و اونو حل می کردم که چطور صورت گرفته... تا رسیدم به این مرد که شب باهام تماس گرفت و فهمیدم این مرد شماره تلفن منو گرفته بود تا حال منو بپرسه و فهمیدم که اون یک لر بود... من در حالی که هزاران نفر از همشهری هایم از کنارم می گذشتند توسط یک لر کمک شدم و ... بله تنها شاید غیرتی همسان قوم لر و شرفی همپای آنها می توانست پازل معجزات و رویدادهای اون روز رو کامل کنه... به احترام این قوم همیشه خواهم ایستاد. چون در روزی که می دانستم ایران خودرو به قولش در باز شدن ایربگ عمل نخواهد کرد، خدا پای حرفش بود و سرزمین من لری داشت که هرچه برایش جوگ ساخته بودیم، اون فقط کار خودش رو می کرد و همانگونه بود که در تاریخ ازش یاد شده بود.




مهدی اسفندیار