بعضی وقتها می بینیم که خودمان منتقد می شویم و نقد می کنیم و وقتی در همان جایگاه قرار می گیریم به مراتب بدتر عمل می کنیم. نگاهی به عملکرد خودمان در جایگاه مالک و مستاجر و کارفرما و کارگر و پزشک و بیمار و قاضی و متهم و رئیس و مرئوس و .... بندازیم و به این بیاندیشیم که چقدر در سلوک علی بن ابیطالب ما قرار می گیریم و چقدر داعیه ی مسلمانی را جامعه ی عمل پوشانده ایم... خیلی جای بحث نیست به این گفتار علی بن ابیطالب ع و آنچه در ادامه به نقل از شهید بهشتی آمده است بیندیشیم...
امام علی(ع) می فرماید: «انصاف، دل را الفت می بخشد» و می فرماید: «با رعایت انصاف است که پیوند ها دوام می یابد» (غررالحکم، ح۱۱۳۰ و ۴۱۹۰) و می فرماید: «انصاف داشتن، باعث افزایش دوستان می گردد» (نهج البلاغه، حکمت ۲۳۱) و می فرماید: «زکات قدرت انصاف است» (غرر الحکم، ح۵۴۴۸) و می فرماید: «بدانید که هر کس نسبت به مردم از خود انصاف به خرج دهد، خداوند جز بر عزت او نمی افزاید» (الکافی، ح۲، ص۱۴۴).
علی(ع) در یکی از جنگها با مردی مشرک در حال مبارزه بود. آن مرد عرض کرد:
یا علی شمشیرت را به من ببخش. حضرت شمشیر را به او داد. مرد گفت: از تو ای
پسر ابوطالب در شگفتم که در چنین موقعیتی شمشیرت را به دشمن میدهی.
فرمود: تو دست تقاضا دراز کردی و رد کردن درخواست کننده از شیوه کرم
به دور است. مرد کافر از اسب پیاده شد وگفت: این روش اهل دیانت است. آنگاه
پای مبارک امیرالمؤمنین را بوسید و ایمان آورد. (هزار و یک حکایت اخلاقی ص
468 به نقل از سفینهالبحار ج 1 ص 413)
شهید بهشتی از دور شدن امت اسلامی از مهم ترین تعلیم اسلام، که انصاف است، می نالد و می گوید: «اگر بدانید ما چگونه هستیم که از دیدن زشتیهای خودمان کوه را مو می بینیم و در دیدن زشتی های دیگران، که دوستشان نداشته باشیم، مو را کوه می بینیم. در دیدن خوبی ها و نقطه های مثبت خودمان مو را کوه می بینیم و در دیدن و ارزش نهادن به خوبیها و نقاط مثبت آنهایی که دوستان نداریم کوه را مو هم نمی بینیم. می گوییم فلانی را ول کنید، ساقط است، اسقاط است، اصلا در او کمال پیدا نمی شود. و با کمال تاسف، به همین دلیل و جهت است که فاصله ما با اسلام واقعی خیلی زیاد است» (حق و باطل از دیدگاه قرآن، ص۱۲۸-۱۲۹).
شاید کمی باید تربیت شویم تا به این بیندیشیم که اگر زور و قدرتی که در دست داریم نداشتیم ؛ از در منطق و صبر و توکل و استعانت چگونه پیش می رفتیم؟؟؟
هرکس به نام علی ضمان دهد
مگر تواند چیزی به غیرآن دهد
به حرمت نام مقدست یا علی
سعادتی که مهدی جان دهد
بزرگ و برازنده نامت ای علی
که برتر از هر سند ضمان دهد
اکملتم لکم دینکم به نام علی
بهای نامش شیعه جهان دهد
خوشگوار و بزرگ اهل خانه ای
پیرش نفس علی به جوان دهد
خوشا به حال آن گنه کار غافلی
که احسان علی به او امان دهد

تقدیم به مرد اهل معرفت و درویش مازندرانی نامش محفوظ
یادداشت آقای نعمت بخش از متولیان صنعت قراضه سازی ایران که در نشریه ی صدا درج شده است، اگرچه مفرح قلوب مومن است ، اما تا آن حد ارزش دارد که بنده دقایقی از وقت خودم را در حین خوردن صبحانه به نوشتن این سطور اختصاص دهم.
اگرچه معتقدم که نوشتار نامبرده حکایت ار آن دارد که بر صنعت خودروسازی ایران چه تفکری در دهه های اخیر حاکم بوده، که صم بکم لا یسمعون باید آن را نامید که گوشها و چشمها بر تمامی دردت و آلام کشته شدگان و سوختگان و معلول شدگان بسته و همچنان با اشاره به میزان اشتغال و ... بر تولید قراضه اصرار داشته اند.
می بینیم که آنکه خود را از پدران صنعت قراضه سازی می داند ، هیچ اشاره ای بر دلیل قهر مردم از این صنعت نکرده، چون قرار نیست و نبوده که تحولی صورت گیرد و این نشان می دهد که اگر مردم بر موضع خود پافشاری نکنند، چه بسا ، پژو ۴۰۵ و پراید و سمند، همچون پیکان و چه بسا بیشتر از پیکان تبدیل به نوستالژی مردم ایران تبدیل شوند و قرنها و دهه ها باید.. با این قراضه ها سر کنند، قراضه هایی که حسرت کیفیت ده سال پیش آنها نیز بر دل ما مانده است، به هرحال این نوع نوشتارها و واکنش ها نشان داده است که تحریم خودرو کاملا اثربخش بوده و انشالله گامهایی اساسی برای ارتقا کیفیت می باشد تا ایرانی بتواند سوار خودرو شود. اما آقای نعمت بخش ، درست که جنابعالی مسیر فعلی خودروسازی را می پسندی اما بدان که اگرچه حکایت نرود میخ آهنین بر سنگ درست است اما میخ فولادین بر مغزهای می رود... بنده روزهایی که شما با اشک و اندوه و با حراج قیمتها و التماس از مردم پوزش خواسته و در تاریخ این مملکت شما را آخرین نسل تولید کننده ی خودروی بی کیفیت بدانند نزدیک می دانم، استراتژی شما به تاریخ پیوسته و روزهای تکریم مردم و احترام به مشتری را در صنعت خودروسازی نزدیک تر می دانم... بگزارید این نوشتار میخی باشد بر تابوت انحصار گرایی در تولید خودروی بی کیفیت ... ما ترجیح می دهیم... حتی اگر لازم باشد، سوار الاغهایی شویم که باعث آلودگی محیط زیست نمی شوند و نشستن بر آنها سبب لعن و نفرین سازنده و فروشنده نمی شود و از آن مهم تر قابل رقابت با نمونه ی خارجی هستند....
با احترام تمام به پیشکسوتان صنعت قراضه سازی ایران
بالاخره خودروسازان ایران به روزهای پایانی خود رسیده اند... وقتی استراتژی ببند و بده به دست من که من آنم پهلوان تاریخ مصرف خود را از دست داد و مردم در یک باور عجیب به این نتیجه رسیده اند که اگر طبق گزارش سازمان استاندارد ایران امسال هم کیفیت خودروها نسبت به سال قبل کاهش یافته است چه لزومی دارد که خودروی صفر بخرند. خودروی گران؛ آلوده کننده ی محیط زیست و بسیار کم ایمینی برای مردم دیگر غیرقابل تحمل شده است و مردم به این باور رسیده اند؛ که بیشتر از این جانشان می ارزد که بخاطر سوار شدن بر ارابه های مرگ جانشان؛ میلیونها تومان پول پرداخت کنند. فضای مجازی پر شده است از عکسهای دو خودروی پر مصرف ایرانی که به حق و انصاف دل هر دردمندی را به درد می آورد و این سئوال را بدون پاسخ گذاشته است که چرا باید ایرانی که قله های علم را در انرژی هسته ای و صنابع دفاعی و .. فتح کرده است و در نانو تکنولوژی و .. سرآمدی در بین کشورهای منطقه شده است به روزگاری بنشیند که خودروی سی سال پیش غرب و شرق را با چندبرابر قیمت واقعی بخرد ؟؟؟؟

آنچه این روزها در فضای مجازی از کلیپ های برگرفته از برنامه های صدا و سیما در حال دست به دست شدن است به خوبی گویای این واقعیت است که خودروسازی ایران به روزهای پایانی خود در ارائه خدمات کلنگی و اتومبیل های از رده خارج رسیده است. از فروش خودروهای رنگ شده تا تصادفی و لاستیک های تاریخ مصرف گذشته گرفته تا آجا که صندوق پران و نمد زیر کاپوت کنده شده و به عنوان آبشن تحویل مردم می شود؛ همه و همه گویای یک منطق در روابط بین فروشنده و خریدار در صنعت خودروسازی این مرز و بوم است و آنهم اینکه وقتی تو ناچاری برای خریدن؛ من لزومی برای احترام به تو نمی بینم.
عده ای از مدیران ارشد این صنعت سعی کرده اند که این درخواست عمومی مردم را برای تکریم و احترام متقابل بین خودروساز و مردم سیاسی جلوه دهند و مردم را طرف حاکمیت نشان دهند؛ این درحالی هست که نگارنده ی این سطور که از طرفداران پر و پا قرص این درخواست عمومی است به شخصه بنا دارم اگر در گذشته در برخی از مناسبت های سیاسی نتوانستم در راهپیمایی ها و مراسمات شرکت کنم؛ در سال جاری از هیچ کدام از این همایش ها در دفاع از نظامی که به آن عشق می وزرم جا نخواهم ماند؛ تا خوب بدانند که مردم فرق بین ارزشها و نطام و سودجویی مدیران کم تحرک و بی برنامه را به خوبی می دانند و با شناختی که از مسئولین ارشد نظام دارم ممعتقدم به این زودی ها؛ صدای نهیب و خروش این عزیران بر سر مسئوولین و مدیران خودروسازی ایران بلند خواهد شد تا مردم دریابند که کرامت آنها وجه المصالحه ی هیچ سودجویی قرار نخواهد گرفت. در این روزها برخی از کامنت گزاران که مشخص هست از سوی افراد طرفدار وضع فعلی خودروسازی حمیات می شوند سعی می کنند که از مردم بخواهند که با شکست این کمپین جلوی بیکاری کارگاران این صنعت را بگیرند؛ اما هرگز پاسخ نمی دهند که آیا بیکاری کارگران به قیمت از دست دادن جان مردم می ارزد؟

در محور دیگه ای از این فعالیت ها عنوان می کنند که تحریم خودروی صفر؛ کار دلالان تحریم است که قصد دارند دولت را وادار به کاهش کیفیت برای کاهش قیمت کنند؟ در حالیکه اگر ادعای اینها درست بود باید در سال جاری افزایش کیفیت خودروهای داخلی را شاهد بودیم در حالیکه موسسه ی استاندارد که ارگانی دولتی است به صراحت در گزارش خود در ابتدای سال جاری از کاهش دوباره ی کیفیت خودروهای داخلی در سال جاری خبر داده است که نشان می دهد این نوع سخنان نیز نوعی فرار به جلو و تلاش برای موج سواری بر روی افکار عمومی است.
من به این مردم درود می فرستم و با شرایطی که در بازار خودرو شاهد هستیم ؛ شک و تردید نداشته باشید که نهایت مقاومت خودروسازان ایرانی در برابر خواست مردم به نیمه ی اول بهمن خواهد رسید... مقاوم و پایدار باشید.

افشین اورکی اصلی ترین منتقد سعید مرتضوی در زمان مدیرعاملی وی در سازمان تامین اجتماعی، امروز با شکایت سازمان تامین اجتماعی به دادگاه رسانه احضار و با قرار وثیقه ی سی میلیون تومانی آزاد شد. عمده ی انتقادات این روزنامه نگار دوم خردادی از سازمان تامین اجتماعی به چرایی ماندگاری مدیران دولت احمدی نژاد در سازمان تامین اجتماعی بر می گردد. اورکی در طی دو سال اخیر انتقادات فراوانی به سازمان تامین اجتماعی به دلایل چون انتصاب مدیران سیاسی و روئسای ستاد احمدی نژاد در رده های ارشد و میانی این سازمان وارد کرده است
شکایت سازمان تامین اجتماعی (اداره کل استان اردبیل) از اورکی در حالی در دولت یازدهم رقم می خورد که اورکی پیش از این در دولتهای نهم و دهم انتقادات به مراتب تندتری در سایتهای دوم خردادی علیه مدیران وقت وارد نموده اما هرگز کارش به شکایت و وثیقه نکشیده بود، افشین اورکی سالهای زیادی از عمر خود را صرف فعالیت در حوزه های اجتماعی و کارگری نموده و از این منظر فرد شناخته شده ای در بین دلسوزان جامعه ی کارگری است، به نظر می رسد بعد از نارضایتی هایی که از عملکرد دولت یازدهم در بین معلمان و پرستاران ایجاد شده، این روزها، این نارضایتی در حال سرایت به جوامع کارگری و فعالان عرصه ی آزادی بیان است تا بیش از پیش افکار عمومی جامعه بپذیرد که دولت یازدهم در حال فاصله گرفتن از خواست عمومی هست.
توضیحات وزبر بهداشت، در مجلس شورای اسلامی پیرامون دلایل عدم اجرای قانون تعرفه گزاری خدمات پرستاری به خوبی نشان داد که چه در مخیله ی آقای وزیر بهداشت می گذرد، در این روز آقای قاضی زاده سخنانی به زبان آورده اند که واقعا متاسف شدم که یک وزیر بتواند در مجلس شورای اسلامی چنین سخنانی را بر زبان آورد؟
![]()
آنجا که قاضی زاده هاشمی برای نیل به آنچه در ذهن خود می گذرد هرچه در نهان دارد بر زبان می آورد ، آیا وی بی خبر است یا خود را به بی خبری زده است؟ آنجا که می گوید، حرفی نیست اگر شما مایل هستید از پیر و جوان و زن و کودک و اندام تحتانی و فوقانی و ... بخاطر زدن یک آمپول وجهی بگیریم....
آقای قاضی زاده ، مگر کار رایگان هم در درمان دارم؟ مگر این پول الان گرفته نمی شود؟ می شود آدرس مراکز درمانی رایگان تزریقات را بفرمائید که ما هم اطلا ع رسانی کنیم؟ بهتر می دانید که نداریم ، خودتان هم نداشتید، مرکز چشم پزشکی نور را اجازه می دهید که محل تزریقات رایگان اعلام کنیم.... آقای قاضی زاده اسم این سخنان را چه باید گذاشت؟ فرافکنی، دادن اطلاعات غلط، در روز روشن وارونه جلوه دادن حقایق؟

نه آقای وزیر شما قادر به این کار نیستید، جلوی شما ایستاده اند، محکم و بسیار قوی تر از شما، رسانه های مکتوب ، فضای مجازی، دیگر امکان چنین سخنانی به هر قصد و نیتی و پیش برد هدف وجود ندارد، مگر قصد خود زنی....
گفته اید که برای اجرای این طرح نیازمند ۲۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار است، می شود بفرمائید این عدد از کجا بدست آمده است؟ مگر قرار است که دوبار از بیمار پول دریافت شود؟ خوب همین پولی که بیمار دریافت می کنید و آن را کارانه و .... منظور می کنید برای پزشکان و ... خوب حق پرستار است و چرا به وی نمی دهید؟
بی جهت برای دولت هزینه های سیاسی ایجاد نکنید و اجازه ندهید رقابت های صنفی بین پرستاران و پزشکان که محصول نابخردی ها و تنگ نظری هاست، دامن دولت را بگیرد.
اینکه تعرفه ی پرستاری را در آمپول زدن خلاصه کنید و کار این عزیزان را آنچنان که هست تبیین نکنید به هر نیتی صورت گرفته باشد ، محکوم به شکست است، زیرا پرستاران شخصیت خود را از شما نگرفته اند که بخواهند از دست بدهند، جامعه ی پرستاری امروز عالم.دانا و بالغ و فهم و رشید و کارآمد است و از توان هیچ کس ساخته نیست که این بلوغ و شایستگی را از آنها بگیرد.. شما نام یک استاد دانشگاه را بر خود می کشید، یعنی رعایت ادب و وقار بالاتر از سطح جامعه، انتظار از شما قطعا بیشتر از این حرفهاست که سخن و گفتار شما مایه ی رنجش قشر فرهیخته ی پرستاری کشور شود. این رنجش مدتهاست که وجود دارد، معتقدم که شما با توانایی استثنایی در دنیا، که توانسته اید بالای هزار میلیارد تومان سرمایه کسب کنید آنهم در کشوری که می فرمائید نرخ تعرفه ها یک سوم نرخ حداقلی هست( که اگر واقعی بود حتما حق شما تضییع نمی شد و چند هزار میلیارد سرمایه داشته اید تا ثابت شود در این کشور فعل خواستن را می شود راحت صرف کرد و قطعا با تولید این همه ثروت ، با مالیاتی که سه برابر می شد چقدر بیش از گذشته و حال وقف مردم می شدید و کشور از وجود شما بیشتر بهره مند می شد) قطعا توانایی پیدا کردن راه حل تعامل با پرستاران را دارید ، چون عرض کردم که شما ماشالله مصداق خواستن توانستن هستید.
اما آقای قاضی زاده ، علومی در دنیا بیش از ۵۰ سال است که بوجود آمده که مربوط به اقتصاد سلامت و مدیریت سلامت و مدیریت منابع و اثربخشی منابع و .... اینجور چیزهاست، اتفاقا در داخل کشور هم اساتید فارغ التحصیل این رشته هستند که توان ان را دارند که پیشرفتهای علم مدیریت نظام سلامت را به اطلاع شما برسانند، دنیا خیلی بیشتر از یک رشته ی پزشکی علم دارد و توسعه یافته است، اصلا دوره ای که ابوعلی سینا، سیاست و فلسفه و پزشکی و .... رو با هم داشت گذشته.. امروز ابوعلی سینا اگر زنده بود شک نکنید اولین چیزی که می فهمید این بود که جای فقط وی در تدریس و آموزش بود و نه مدیریت، چون آنقدر تخصصی شده است که انسان اگر از آن سر در نیاورد ، مجبور است به فرافکنی و شارلاتانیزم و ... اینجور کارها برسد، چون نادانی و جهل، عصیان می آورد و عصیان خشم و خشم هم عصبانیت و بی منطقی و بی ادبی که باعث اعتراض می شود.
من معتقدم که پرخاشگری ، پرخاشگری می آورد و توهین ،توهین، من معتقدم ادب مرد به از دولت اوست...لذا خودم به شخصه سعی می کنم، عشق بورزم و اهل درد باشم و محبت، معتقدم محبت بنایی هست که خلل پذیر نباشد، البته همیشه معتقدم که موضوع ادب را چندان به اجبار نمیشود نهادینه کرد بلکه در نهایت از کوزه همان تراود که در اوست. البته اینها بخشی از اعتقادات من است و جنابعالی ساحت شما، ساحت یک استاد هست و چه نیاز به شنیدن این حرفها، خواستم اعتقادات بنده را بدانید.

وی گفت: اکنون 10 هزار میلیارد تومان بودجه به وزارت بهداشت تزریق شده است و اگر فکر می کنید این عملکرد درستی است آن را ادامه دهید.
توضیح اینکه: در این جلسه حسنیعلی شهریاری به دفاع از وزیر بهداشت پرداخت و برخی از نمایندگان فریاد زدند که مردم از وضع کنونی راضی هستند. اما هیچ کدام از این نمایندگان حاضر نشد به این سئوال پاسخ دهد که اثربخشی اینهمه منابعی که به شکل بی سایقه ای از مردم و دولت گرفته شده است را چگونه ارزیابی کرده اند.
دولت عملا در یخش سلامت حدود مبلغ شصت هزار میلیارد تومان هزینه کرده است که این هزینه جدای از سهم پرداختی مردم از جیب بوده است و از محل بودجه ی جاری و بیمه ها و مالیات بر ارزش افزوده و درآمد حاصل از هدفمندی یارانه ها حاصل شده است.
در حالی شهریاری در مصاحبه ای به کوبا به عنوان یکی از کشورهایی که ۱۳ درصد از سهم تولید ناخالص ملی به حوزه ی سلامت در برابر شش درصد کشور ما اشاره کرد که کاملا پیداست هیچ ایرانی حاضر نیست وضعیت اقتصادی و تکنولوژی کوبا در کشور ما داشته باشد. در واقع نگاه تک بعدی به مقتضیات کشور بدون در نظر گرفتن بیکاری و معیشت و فرهنگ و اموزش و ... آفت نگاه شهریاری محسوب می شود. شهریاری علاوه بر سمت نمایندگی مجلس در حوزه سلامت یکی از فعالان درشت بخش خصوصی است. متاسفانه هنوز اصحاب قلم به این درک نرسیده اند که از خود بپرسند این چه طرح تحول سلامتی است که هیچ یک از مقامات و شخصیت های مدافع این طرح از خود نپرسیده اند که اسناد مطالعاتی این طرح کجاست؟ و چرا از طرحی دفاع می کنند که در هیچ کجای دنیا ازموده نشده و هیچ سند مطالعاتی از ان ارائه نشده است؟؟
نمی دانم این چه منطقی است که بدون بررسی اثربخشی منابع و بدون در نظر گرفتن سایر بخشهای کشور ؛ حاضر به دفاع از این طرح به صرف کاهش سهم مردم در پرداختی هاست؟ در کشوری که کمبود نقدینگی به یکی از چالشهای مهم بخش تولید تبدیل شده است و دولت قادر به پرداخت یارانه ی بخش تولید برای ایجاد اشتغال نشده است؟ هزینه کردن در بخش سلامت و اداره ی آن با ولخرجی و بی بند و باری مالی و تبعیض و بی عدالتی توام با اعتراض بسیاری از کارکنان نظام سلامت؛ چگونه مورد دفاع قرار می گیرد؟ ظاهرا آقای شهریاری و دوستان ایشان انقدر به این طرح ایمان دارند که هنوز درک نمی کنند که در شرایطی که اموزگاران و کارگران در زیر سطح فقر زندگی می کنند و محیط زیست کشور اعتبار برای تامین یک بالگرد برای خاموش کردن اتش را ندارد؛ هزینه های سرسام اور در بخش سلامت و به شکل نامتقارن و غیرعلمی چه تبعات وحشتناکی برای کشور دارد.
هنوز متفکران کشور نپرسیده اند چرا وزارت بهداشتی که از این طرح تمام قد دفاع می کند و از داشتن منطق و استدلال در اجرای این طرح دفاع می کند چرا تا این حد از حضور منتقدان در رسانه ها بیم دارد؟ چرا حتی یک اقتصاد دان حوزه سلامت حاضر به افع از این طرح نیست و یک مقاله از یک استاد مدیریت خدمات بهداشتی در رسانه ها در دفاع از این طرح منتشر نشده است و دفاع از این طرح را تنها سیاسیون و افراد غیر متخصص بر عهده گرفته اند.