دکتر مسجدی و دکتر قناعتی و دکتر علمداری؛ دکتر کریمی دکتر محمد صادقی؛ میرزابیگی؛ دکتر علی فتاحی و دکتر زالی ؛ دکتر منصوری به انحاء مختلف با حضور در دفتر دکتر ولایتی با وی همراه شدند.
دکتر براتی و دکتر احمد اسفندیاری و دکتر زارع نژاد ؛ دکتر امیرحسین قاضی زاده؛بادکتر لنکرانی همراه شدند..
دکتر حافظی مدیرعامل پیشین تامین اجتماعی با محسن رضایی بیعت کرد.
دکتر گلمکانی و دکتر غفاری با قالیباف شهردار تهران بیعت کردند اما ظاهرا از همان ابتدای کار حضور دکتر گلمکانی در راس ستاد قالیباف باعث اختلاف بین برخی جریانات مذهبی و بی طرف با دکتر گلمکانی شد.
اما از مجلس خبر می رسد که دکتر تامینی نماینده رشت با قالیباف کار خواهد کرد.
اما تحلیلهای پشت پرده حکایت از انتظار جریان اصولگرایی برای تعیین تکلیف حضور یا عدم حضور کاندیدای اصلاح طلبان هستند تا تعیین تکلیف ائتلاف یا عدم اعتلاف را روشن کنند.
با این وجود حمایت پرویز سروری و برخی از نمایندگان از زاکانی کاندیدای دیگر روشن است. اخباری از احتمال حضور دکترجلیلی و ائتلاف وی با دکتر زاکانی منتشر شده است.
اما از دیگر اخبار پشت پرده از ائتلاف قطعی بین قالیباف و دکتر ولایتی در نزدیکای انتخابات حکایت دارد. شاید به همین دلیل باشدکه در این روزها موجی از طرفداران دکتر قالیباف و راندهشدگان از دولت به طرف دفتر دکتر ولایتی سرازیر شده اند و در همین اثنا خبر می رسد که خیابان خرمشهر غربی محل اصلی دیدار برخی از روسای دانشگاههای علوم پزشکی کشور یا نمایندگان انها با دکتر محمد صادقی رئیس ستاد دکتر ولایتی شده است. از نکات جالب این اخبار حضور چپ به اصطلاح ارزشی از طیف جامعه پزشکی در دفتردکتر ولایتی است که نشان می دهد این جریان به سیاستهایی نظیر سیاستهای دوره هاشمی راضی شده است. اما تاکتیک برخی از اصولگرایان در انتقاد از هاشمی ظاهرا در این دوره به اب در هاونگ کوبیدن تبدیل شده است و جواب نمی دهد. زیرا دولت و منتقدین وی سعی دارند صحبتهای جدیدی مطرح کنند.ظاهرا آنقدر پیش بینی های هاشمی در مورد علمکرد اقتصادی دولت درست از اب درامده است که کسی حاضر به خودزنی و اعلام حمایت از عملکرد دولت نیست؟
اما از کاندیدای احتمالی دولت که مهندس رحیم مشایی باشد هیچ خبری به گوش نمی رسد. دولت ظاهرا با اتکابه مدیران دولتی همراه با خود قصد دارد کار را در نزدیکای انتخابات شروع کند. آنچه مسلم است؛ این است که کاندیداهای مخالف دولت می دانند که هیچ امکاناتی به لحاظ مادی ندارند.
با این وجود اگر هم کاندیدای دولت تایید صلاحیت نشود صاحبنظران معتقدند که همه طرفداران دولت حول محور مهندس نیکزاد یا در گام بعدی در کنار دکتر باقری لنکرانی از نیروهای محصولی وزیر سابق رفاه تجمع خواهند کرد. قدر مسلم اینکه بازتاب استقبال کم و هر روز کمتر مردم از ریاست جمهور در سفرهای اخیر دولت به سمنان و خوزستان و خبر خروج نمایندگان استان خوزستان از جلسه هیئت دولت در خوزستان سبب شده است که در افکار عمومی این تلقی ایجاد شود که دوران دولت به سر امده است ظاهرا اصرار دولت بر حمایت از مهندس اسفندیار رحیم مشایی نه تنها که باعث این نشده است که مردم به طرف دولت و کاندیدای مطرح ان جذب شوند بلکه کار به جایی رسیده است که در حضور ریاست محترم جمهور برخیی مخالفان عقیدتی مشایی بلند شده و به اعتراض بپردازند؛ موضوعی که شاید چندان منطقی هم به نظر نرسد زیرا شنیدن صحبتهای یک فردی که معتقد است پتانسیل هدایت کشور را دارد برای مردمی که همیشه ثابت نموده اند توان شناختن سره از ناسره را دارند نمی تواند زیانبار باشد.
قدر مسلم شرایط انتخابات تا اینجای کار توانسته شور واقعی را در مردم ایجاد کند و حضور تعداد زیادی کاندیدا با ستادهای قوی نشاندهنده اتفاقات حماسی در ۲۴ خرداد می باشد. البته دولت باید با تمام وجود با هماهنگی با نهادهای نظارتی داخل و خارج دولت این حماسه بزرگ را رقم بزند تا پایان کار دولت را با مشارکتی بالای ۸۵ درصد مردم به عنوان یک رکورد همیشگی به نام خود ثبت کند. شاید این رکورد توام با نشاط و شادابی و با استرس کم بیشتر از همه دست اوردهای دولت فعلی در تاریخ ماندگار شود.
بنا به گزارشهای موثق رسیده؛ روسای ستاد دکتر ولایتی در سرتاسر کشور مشخص شدند و تنها در سه یا چهار استان دیگر تا چند روز دیگر باقی مانده افراد مشخص خواهند شد.
اما طببق خبرهای رسیده در جلساتی که در دفتر دکتر ولایتی و در دفتر دکتر شاهین محمد صادقی رئیس ستاد انتخاباتی ولایتی در شب گذشته تشکیل شده بود. گرایشهای بسیار متنوع از سلایق سیاسی حضور پیدا کردند و از نکات جالب این جلسه حضور افرادی با سلیقه چپ ارزشی بوده است که به محض تایید کامل نام افراد تا دو روز دیگر اطلاعات تکمیلی از این افراد به روی سایت خواهد امد. همینطور از پشت پرده خبر می رسد که جریان لاریجانی و ابوترابی و برخی سلایق دیگر تمایل به انتخاب دکتر ولایتی دارند. اما خبر جالب دیگر رد حمایت هاشمی از روحانی در یک محفل خصوصی بوده است که یک منبع نسبتا مطلع این خبر را داده است. ظاهرا در جلسه دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام گفتگوهای در گوشی بین هاشمی رفسنجانی و دکتر لاریجانی و دکتر روحانی در مورد حضور یا عدم حضور در انتخابات صورت گرفته که ایت الله هاشمی قویا حضور خود را در انتخابات اتی تکذیب نموده است. با این وجود در شرایط کنونی تیم دکتر ولایتی انسجام سیاسی و تنوع سلایق سیاسی بیشتری را در خود داشته است. حمایت برخی از چهر های فعلی دولت از دکتر ولایتی در رده های میانی مدیریت از نکاتی است که از منابع مختلف به گوش می رسد. با این وجود باید منتظر ماند و دید که قالیباف به نفع ولایتی کنار می کشد یا نه ؟ در اینصورت باید دید که قطب ولایتی با حمایت لاریجانی ها و قالیباف و ...... در برابر کاندیدای دولت و احتمالا اصلاحات چه خواهند کرد. ظاهرا بر خلاف تصور در انتهای کار دولت دیگر خبری از حمایتهای سفت و سخت کارگزاران دولت از کاندیدای دولت نیست و بیشتر یک جریان رسانه ای از کاندیدای دولت حمایت می کنند؛ حضور گسترده مدیران رده های میانی دولت در دفتر دکتر ولایتی و اعلام حمایت از دکتر ولایتی نشان از این نکته مهم دارد که انسجام و وحدت سلیقه ای که در دولت شکل گرفته است خیلی هم عقیدتی نیست و بسیاری از افراد با علم به احتمال قوی متوقف شدن جریان دولت دهم در انتهای کار دولت؛ حتی به قیمت حذف از دولت در این چند ماهه باقیمانده به سمت کاندیداهای مقبول و معروفی نظیر دکتر ولایتی و قالیباف و حتی لنکرانی که مورد حمایت محصولی می باشند رفته اند و بیشتر مدیران فعلی با حالتی شببیه به چراغ خاموش در حال جدا شدن از سایه مدیریت فعلی هستند.
برکناری دکتر محمد شریعتی رئیس ستاد اجرایی پزشک خانواده از سوی وزیر بهداشت به اعتقاد بنده که به عنوان سردبیر برنامه پزشک خانواده رادیو سلامت به مدت قریب به نه ماه میزبان دکتر شریعتی در رادیو بودم در واقع زدن میخ نهایی به تابوت برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع بود. برکناری مدیران بلند پایه نظام سلامت تنها در مدت کمتر از سه ماه مانده به اتمام فعالیت دولت فعلی یقینا؛ نشان از عدم بردباری و شتاب زدگی غیرقابل درک وزیر بهداشت برای اصحاب رسانه دارد. اینکه وزیر بهداشت تنها در سه ماه مانده به اتمام کار دولت طرح معیوب و مجهول و ناقص و پر انتقادی مثل واگذاری بخشهای بالینی به روسای بالینی را ........
ادامه مطلب ...در رزوهایی که دولت دکتر احمدی نژاد به روزهای پایانی خود می رسد و در روزهایی که همه خودشان را در مقیاسی بالاتر از دکتر می بینند و امده اند تا سنگ مفت و گنجشک مفت به سوی بخت ریاست جمهوری خیز بردارند؟ در این روزها تحلیل درست و حسابی شنیده نمی شود و همه سیاستمداران با اما و اگر و احتیاط درست مثل مفسران فوتبالی ما حرف می زنند و ظاهرا تحلیل های خود را از شرایط موجود گذاشته اند برای روز اخر؟؟؟
اما ما که اهل سیاست نیستیم و چند صباحیست که در فضای رسانه از سلامت و نظام سلامت و حق بیمه و.... فاصله نگرفته ایم به خودمان حق می دهیم که اگر برای ریاست جمهوری کاندیدا نشویم لااقل برای اظهار نظر در مورد سرنوشت این انتخابات وارد شویم. من معقتد هستم که از کل جریان اصولگرا تنها یک گزینه در انتخابات وارد عمل خواهد شد و این گزینه یا دکتر علی اکبر ولایتی و یا دکتر قالیباف شهردار تهران هستند.
اما در میان جریان دولت نیکزاد و صالحی تنها افرادی هستند که توان عبور از ملاکهای شورای نگهبان را خواهند داشت.
اما در میان جریان اصلاحات اگر خاتمی نیاید تنها گزینه جهانگیری می باشد و دیگر هیچ؟؟؟
این وبلاگ را برای روز اول اعلام نتایج تایید صلاحیتها در گوشه ای ذخیره کنید.
مواد غذایی تلخ اگر چه چندان به ذائقه آدمی سازگار نیست اما ثابت شده است که این مواد غذایی سبب افزایش کارایی بدن و نیز باعث سلامتی انسان می شود.
مواد غذایی تلخی که گیاهانی نظیر نعناع و تربچه و یا کلم تایلندی دارند سبب می شوند که خون تصفیه شود و نیر بدن انسان کمتر متمایل به استفاده از قندها شود. این عمل احتمال ابتلای انسان را به دیابت و یا بیماری کبد چرب از بین می برد. با این وجود اگر می خواهید زندگی شما با دیابت و کبد چرب تلخ نشود کمی تلخی غذاها را تحمل کنید..
منبع: گوگل ارث
نگاهی به گذشته و دیدن عملکرد بزرگان و مردان نیک نام جامعه ایرانی بیان فاصله فرهنگی میان مدعیان بزرگی و کرامت امروز را با گذشته راحت می کند. روی صحبتم با انهاییست که داعیه دار فرهنگ و ادب و هنر و علم و دانش هستندُ اری قشر تحصیلکرده جامعه را می گویم. وقتی از دکتر حسابی می شنویم و اینکه چقدر بزرگ بوده است هرگز برای نسل جوان توضیح نداده ایم که حسابی وقتی به ایران آمد کشوری از همه لحاظ عقب مانده را دید اما مایوس نشد و با کمترین امکانات بزرگترین تحولات را در عرصه علم و دانش انهم نه در پایتخت نشینی بلکه با طراحی راههای کشور و خدمت به همه نقاط کشور اغاز کرد انهم در دورانی که برایش حداقل امکانات اجتماعی و زندگی در ایران در مقایسه با غرب وجود نداشت. اما به راستی در شرایط امروز چند متخصص پزشکی حاضر هستند در مناطق دور افتاده کشور حاضر شوند و به ارتقاء سلامت جامعه بکوشند واقعا سهم عالمان جامعه ما در ارتقا شاخصهای بهداشتی و درمانی کشور چیست؟ چرا همه پزشکی در این خلاصه شده است که در پایتخت کشور با امکانات عالی و با درامد آنچنانی به پارو کردن پول بپردازیم و با دریافت زیرمیزی و رومیزی و با استدلال اینکه بیست سال درس خوانده ایم خودمان را از جامعه جدا کنیم و برای فردای خود نه به یک میلیارد و صد میلیارد بلکه به برج سازی و املاک و دلالی رو بیاوریم و به حدی و عددی قانع نشویم؟؟؟ واقعیت این است که نه فقط در جامعه پزشکی بلکه در تمامی جوامع علمی کشور روحیه ایثار و گذشت و تعهد در حق میهن در برابر زرق و برق زندگی و به دست اوردن راحت ترین و ساده ترین راه پول درآوردن خود را باخته است؟؟
مردانی که در کریدورهای مدیریت دولتی نظام بهداشتی و درمانی ایران همزمان بخشی از وقتی را که باید برای برنامه ریزی برای نظام سلامت کنند صرف درامدزایی برای خود در بخش خصوصی نموده اند کم نیستند؟
واقعا کجاست شرافت ایرانی نظیر امیرکبیر و دکتر حسابی و دکتر قریب واقعا نوابغی که امروز بالاتر از کون و مکان خود را پنداشته اند و همه هم و غم خود را برای فرار از تعهد به کشور خلاصه کرده اند و حاضر نیستند از پایتخت قدمی دور شوند و به داد مردان و زنان تهیدست سیستان و کردستان بشتابند و یا خراسان جنوبی؟ واقعا چه تربیتی بر دانشگاههای کشور ما حاکم شده است که تحصیلکردگان جامعه ما در برابر اینهمه نیاز مردان و زنان ایرانی احساس تکلیفی برای خود نمی کنند. عید امسال که همگان در حال گشت و گذار بوده ایم ؛ آیا می دانیم که یک خانواده ایرانی برای انجام یک سونوگرافی ساده در همین تهرانی که فکر می کنیم همه چیزش روبراه است چند بیمارستان را جستجو کرده اند؟ واقعا متخصصین کجا بوده اند و به چه اندیشه ای حاضر نشده اند برای بیماران خود وقت بگذارند؟ چرا بیماران را به امان خدا رها کرده ایم و با چند برنامه انکالی فرمالیته مردم را رها کرده و سر از خارج و داخل کشور و به سیاحت پرداخته ایم؟
سهم مردم از موفقیت امروز ما چیست؟ ایا قداست جامعه پزشکی در همین است؟؟؟ چطور وقتی به امتیازات می رسیم ما جامعه ای مفتخر و فرهیخته ایم و باید بیشترین سهم را از پوشیدن لباس پزشکی ببریم و وقتی به تعهد و انجام تکلیف می رسیم دستمان الوده به زیرمیزی و ..... است؟ سالها این مردم انتظار کشیده اند تا کشور از دست متخصصین هندی و ..... راحت شود ولی ایا این جواب انتظار یک ملت است که در کمال وقاحت برای یک عمل جراحی چندساعته گاها؛ ده تا پانزده و اخیرا حتی تا بیست و سی میلیون تومان بی حساب و کتاب و بدون پرداخت مالیات از مردم پول بستانیم و نفهمیم که دختری بی جهیزیه مانده و زنی بدون شوهر از کجا باید این مبلغ را تهیه کند؟ آیا واقعا انچه که با نوامیس ما ایرانیها توسط خودمان در کشور می شود هندی های غریب با ما کرده اند؟ کدام متعهد انسانی به خود اجازه می دهد که چشم در چشم کودک خردسالی که دیواره قلبش سوراخ مادرزادی دارد نگاه کند و به پدر کارگرش بگوید که دفترچه ات بی ارزش است و باید ....... تومان پول به دفترم تحویل دهی تا دخترت را در فلان بیمارستان بخوابانم؟؟؟؟ ایا واقعا شرف و وجدان بی قیمت نشده است؟؟؟
مقایسه خود با تاجر و دلال به لحاظ درامدی یکی از افتهایی است که دیده می شود و متاسفانه زشتی بیان این مطلب نیز از بین رفته است؟
خدایا ما را به جایی برسان که وقتی چچشم در چچشم مردان غیوری چون همت و باکری کرده ایم از فرط بی غیرتی و بی شرمی نمیریم؟ خدایا ما را در هر لباسی و در هر جایی از کون و مکان صاحب کمی وجدان و شرف بدار؟
شاید دیده باشید که برخی از مدیران که در ابتدا حرفهای زیبا می زنند و همه را به همراهی با خودشان دعوت می کنند به مرور زمان می شوند همان ادمها سابق و به قول معروف ادم را به این نتیجه می رسانند که بدی نرفته که بهتر جایش بیاید. واقعیت این است که اگر مهارت مدیریت با دانش مدیریت توام نشود همیشه دردسر ساز خواهد شد. توان شنیدن و پاسخگویی معقول امری نیست که در توان هر فردی باشد و اگر هم فردی این خصایص را داشته باشد بازهم توان تحلیل و انطباق با واقعیت امری نیست که از عهده هر کسی بربیاید. فقط کافیست یکی از مراحل سه گانه یعنی شنیدن درست و قضاوت درست و دانش مناسب برای اصلاح امور در دست یکی نباشد؛ انوقت خواهید دید که چگونه تفکرات این فرد در میان باند و گروه و ....... معدوم و هضم خواهد شد و خیلی زودتر از قبل به این نتیجه خواهید رسید که بدی نرفته که بهتر جایش بیاید. به همین خاطر باید مدیران قبل از هرچیزی برای قبول مسئولیت به این فکر کنند که آیا می توانند :
۱ـ خوب بشنوند؛ یعنی حرفهای منفورترین پرسنل را نیز بشنوند تا اجازه کانالیزه شدن خودشان را ندهند.
۲ـ باید توجه کنند که آیا قدرت تمیز و تحلیل قوی را دارند؟
۳ـ باید توجه کنند که دانش مدیریت در حوزه مرتبط را دارند تا بتوانند بهترین تصمیم را برای اصلاح ساختارها بگیرند؟؟؟؟