X
تبلیغات
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

آقای نوربخش کهنه سربازان را دریابید

چند روز پیش یکی از مدیران اسبق سازمان تامین اجتماعی که هم اکنون رئیس یک درمانگاه کوچک است با بنده تماس گرفت و از من خواست که با توجه به شناختی که از نماینگان مجلس دارم در مورد آسیب های احتمالی انفکاک درمان از تامین اجتماعی با برخی از نمایندگان صحبت کنم، برایم ابتدا کمی شگفت آور بود از این لحاظ که چرا این حرکت توسط وی صورت می گیرد، مردی که از مدیریت عزل شده است و با جان و دل و کوچکترین اعتراض و یا لابی از پست کنار رفته و تسلیم امر شده و  به جایی که سیستم به وی نیاز دارد رفته تا در مسئولیت جدید کار خو را به نحو احسن انجام دهد؟ صاحب این قلم به عنوان یکی از نقش افرینان در موضوع بررسی عملکرد تامین اجتماعی که اتفاقا سبب معرفی برخی از مدیران ان سازمان به نهادهای نظارتی شده ام، شاید کمتر فرصتی پیش آمده که اقرار کنم در سطح درمان مدیران بسیار لایقی حضور دارند که با تعصب فراوان به درد مردم و سیستم رسیدگی می کنند و افرادی که در پست نیستند اما با دغدغه فراوان به اینده ی سازمان می نگرند، چطور می شود که منتقد بود و اما منصف نبود، بنده از جمله کسانی بودم که با اشک شوق از مدیرعاملی آقای دکتر نوربخش خوشحال شدم و هنوز هم معتقدم که با وجود ایراداتی که بر عملکرد ایشان وارد است اگر فردی غیر سازمانی بر سازمان می نشست ، هجم هجمه ها به گونه ای بود که شاید باید بخش درمان را از سازمان جدا می دیدیم و اتفاقات دیگری که اصلا قابل پیش بینی نبود در همین سازمان در دوران مدیران عامل دوره ی احمدی نژاد موسویان ها، ادیب ها، چوبسازها و اهوازی ها مدیران قلدر و با سوادی بودند که انصافا در جلوگیری از هدر رفت منابع خوش درخشیدند به خصوص عزیز ارجمند جناب آقای دکتر اهوازی که فقط در موضوع 202 قلم  دارویی که قرار بود بی حساب و کتاب تحت پوشش بیمه با دستور رئیس جمهور وقت برود با نهایت شهامت و انصاف منافع سازمان را بر خویشتن ترجیح داد و هزاران میلیارد تومان از حقوق سازمان را صیانت کرد و یا در مورد اقای کتر چوبساز که انصافا دستش از ریالی ناشروع پاک بود و یا در مورد برادر عزیز چون دکتر پناهی زاده که با حرص و ولع زیاد مثل عقابی بر بالای هر نوع دخل و تصرف نامشروع به بیمه ها در خوزستان ایستادگی می کرد و یا همینطور در کرمانشاه سهرابی که واقعا خوب کار می کرد و یا در گلستان عزیزی چون نصرتی که حتی یکبار ندیدمشف اما واقعا عالی بود و محکم . ادیب نیا از یک درصدی که در دستش بود برای تجهیز مراکز درمانی واقعا با هوش و مهارت تمام استفاده می کرد.  در استان تهران چه کسی است که نداند مدیرکل با چه ولعی به پیگیری کار بیماران درمانده کمک می کند و یا در بیمارستان میلاد که دکتر فیاض واقعا تا جایی که می تواند در رسیدگی به حال بیماران دریغ نمی کند، اینها را بنده ای می گویم که کمتر پیش آمده جز انتقاد چیزی بر قلم جاری کنم. حتی در دوران مرتضوی مدیران خوبی مثل ملکی ، واقعا برای بازگرداندن بدهی های سازمان تلاش کردند. در میان هیاهوی تحقیق و تفحص نمی شود از انصاف دور نگه داشت که فقط مرتضوی تحقیق و تفحص شد و در میان لیست بلند و بالایی از اقدامات مورد تفحص شده، متاسفانه دوستان اشاره نکردند که بسیاری از دارایی های فعلی سازمان تامین اجتماعی از محل تلاش وی در تعامل ویا لابی با دولت به سازمان برگشته است، اینها را می گویم تا در فردای قیامت متهم به یک جانبه نگری نشوم. در همین تحقیق و تفحص من منکر نمی شوم که در میان استخدام های آشنایان قریب به هزار نفر از نیروهایی که واقعا دستشان به جایی بند بنود با احساس مسئولیت مدیران در دوره ی اقای سعید مرتضوی تعیین تکلیف شدند و افتخار می کنم که الان اینها را می گویم که حمای از مرتضوی هزینه زا می باشد. در شرایط کنونی  برادر ارجمند جناب آقای دکتر حیدری با پوست و گوشت و استخوان پیگیر امور سازمان در حد توان و اختیارات است و حضور وی را باید نعمتی برای سازمان دانست. اما موضوع مورد غفلت قرار گرفته دراین میان، جای تشکیل کارگروهی از مدیران سابق برای انتقال تجربه و نقش آفرینی در سیستم خالی است. معتقدم که باید مدیرعامل محترم در بازسازی این پتانسیل عظیم برای تشکیل کارگروه های فکری و راهبردی تلاش کنند و این تعصب سازمانی را ارج نهندف اگرچه کارگروهی برای این منظور در تعیین راهبردهای سازمان تشکیل شده است اما کافی نیست، زیرا برخی از از این مدیران دیگر هویت سازمان شده اند و حتی در بازنشستگی نیز دغدغه ی اول آنها سازمان تامین اجتماعی است ولی از گود خارج هستند. اینان کهنه سربازانی هستند که بدون درخواست مدیران فعلی سازمان برای اعتلای سازمان تلاش می کنند، باید از این کهنه سربازان به عنوان یک فرصت استفاده کرد و برای اعتلای سازمان بهره برد، به این می اندیشم که اگر امروز دکتر ادیب نیا در کنار معاون پارلمانی بود و دردهای سازمان را منتقل می کرد با توجه به اعتباری که در محلس از محل آبروی خود داشت چقدر می توانست مثمر ثمر واقع شود و قطعا اختلاف در کمیسون تلفیق بیشتر از عدد یک رای بود. قطعا

با تشکر

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 06:25 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد