X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

جامعه ی دو قطبی ایرانی و آسان شدن کار برای چپاول منابع ملی

یادش بخیر سال ۸۴ بود که احمدی نژاد بر اریکه ی قدرت نشست و خواست ادبیات ساده زیستی و جهادی گری و بحث پرداختن به آرمان های انقلاب را مطرح کند ، شد و شد و شد و... رسید به ۸۸ و ورژن های واقعی احمدی نژاد بیش از پیش رونمایی شد تا از آن روحانی طرفدار دو آتیشه تا آن بچه  آتیشی مزاج هر یک قبول کنند که خیلی از تجسم هایی که در ذهن خود ساخته بودند. رویاهایی بیش از, حد کودکانه بوده، کار به جایی رسید  که بیان کردند ، احمدی نژاد می توانست بعد از رسول خاتم پیامبری دیگر می بود اگر ختم رسالت اعلام نمی شد؟؟ در  این میان هیچ چیزی سخت از بحث کردن با برخی از حامیان بی اجر و مزد نبود که کشورشان غرق در سو مدیریت کلان شده بود و هم در گیر نزاع  های بیهوده بین الملل و حق و حقوق آنها خورده می شد، یادم میاید که در یک نماز جماعت فرصتی شد که با پیش نماز جوان که ظاهرا از طرفداران آقای احمدی نژاد بود سخن بگوییم ، حاج آقا ی جوان که خودم خبر داشتم وضع مالی خوبی ندارد، در توجیه دست اندازی های انجام شده به بیت المال در دوران احمدی نژاد گفت: اصلا در عهد امیرالمومنین هم این کارها می شد و این ها فرع داستان هست، مهم بحث زاد و ولد هست که الحمدالله آقای احمدی نژاد پیگیر این موضوع مهم هستند؟؟؟؟؟؟؟



بگذریم  از این مسائل، اما احمدی نژاد، کار ریاست جمهوری را بر روحانی آسان کرد، چه آنکه از او تا لیاقت پیامبری نیز شان ساخته بودند ، خیلی هم ممکن است کم هزینه نباشد ،از اختلاس گرفته تا سد گتوند و دریاچه ی ارومیه و دانشگاه ایرانیان و تورم چند ده درصدی و رکود و رخوت و‌ تحریم و ..... همه و همه جان  مردم را آنقدر به لب رساند که انتظار مردم از ریاست جمهوری آینده به داشتن قوه ی عاقله در حدی که فرق بین کاغذ پاره و قطعنامه را بداند تنزل پیدا کرد، اما خوشا به سعادت احمدی نژاد که هیچ یک ناکارآمدی ها و مصائب دوران زمامداری ایشان، سبب نشد که برخی از طرفداران دو آتیشه ی این شخصیت سیاسی به خود بقبولانند که این ادبیات رئیس جمهوری و این رفتار حکومت داری مشکل دارد،اما چه روزها و سال ها که با طرفداران احمدی نژاد بحث کردیم و پیه نفوذی و ... رو به جان خریدیم ،با خودم می اندیشیدم که واقعا چه در مغز بعضی ها می گذرد که اصلا برایش مهم نیست که موج اختلاس و سیاست‌های غلط دولت چه بلایی بر سر کشور آورده.....


بالاخره دولت آقای روحانی با نشان کلید و صدای تدبیر بر اریکه قدرت اجرایی کشور سوار شد، شعار بهبود اوضاع کشور در ظرف صد روزه و گزارش به مردم خیلی زود گذشت و فراموش شد و اما برای چون منی که تنها آرزویم از رفتن احمدی نژاد بر ملا شدن موج اختلاس ها و ریشه کن شدن آنها و ظهور مدیران پاک دست بود ، از همان آغاز بیم های جدی شروع شد، رفتار پوپولیستی دولت یازدهم در نظام سلامت شکل گرفت و از آن بدتر مدیرانی که در نظام اتهام بودند توانستند خیلی زود در دولت یازدهم تثبیت شوند و در کشوری که تنها بیست هزار میلیارد تومان می توانست قفل صنعت و تولید را بازکند ، بیش از دو برابر این مبلغ صرف طرحی شد که یک روز هم مجال کارشناسی در مجامع دانشگاهی را پیدا نکرد، دولت در میان گمراهی و بی برنامگی و شعار زدگی خودساخته قفل شد و از دیگر سو دولت بدون درک درست از وقایع جامعه شروع به زدن ریشه های سیاسی خود کرد ، روزنامه نگاران و سایت های مستقل و‌ منتقد تحت فشار قرار گرفتند و از سویی معلمان و کارگران در حالی سفره ی خود را کوچک و کوچک تر دیدند که هرگز قابل تصور نبود ، اما شباهت آقای روحانی به آقای احمدی نژاد هر روز بیش از قبل شد، سفره های خالی و کارگران بیکار و‌بنگاه های تعطیل واقعیت ملموس جامعه هستند و رئیس جمهور مدعی عبور از رکود که رشد را در سامانه ی آماری به رخ مردم می کشد، سه سال پیاپی نتوانست در جشن پرستاران و معلمان حضور یابد و اخیرا جامعه ی هنرمندان کشور که حتی فرصت نیم بند دوران احمدی نژاد را از دست دادند به حدی که دولت قادر به تامین امنیت برای کنسرت های مجوزدار نشد و حکایت دولت روحانی همچنان عجیب و‌عجیب تر می گذرد و این روزها ، روز های عجیب تر و‌ نگران کننده تری در راه است، افشای سو استفاده های مالی در دولت و دستگیری برخی از مدیران که مشخص نیست به کدام نقطه متوقف شد، موجی که در حال اوج گرفتن است و تنها برگ برنده ی دولت این است که بگوید دست پاک تر از دولت سابق است؟؟ برگی که جامعه ی روشنفکری و‌ نوابغ سیاسی و اجتماعی ایران را قانع نمی کند؟؟ این روزها اخبار نگران کننده ای از دولت در حال درزکردن است از خروج کانتینر های قاچاق کالا از گمرک تا حقوق های میلیاردی و...... حاشیه های برادر آقای رئیس جمهور و فرزندان و خانواده های برخی وزرای دولت و ...... شاید بتوان رسانه و‌ امواج متلاطم افکار عمومی را با انتشار بذل و بخشش قالیباف در شهرداری تهران و ..... قانع کرد اما این اقناع آیا در حدی هست که بتواند انگیزه ی مردم را برای اعتماد دوباره به دولت زنده کند و‌موج سیاسی و‌حضور حداکثری را که شرط  بقای دولت آقای روحانی می باشد ، احیا کند......به نظرم آقای روحانی ریاست جمهوری را با این روال در پیش گرفته باخته است.

اما سوای از باخت یا برد آقای روحانی حکایت غریب برای من باور و اعتماد طرفداران پر و پا قرصی هست که همچون طرفداران احمدی نژاد سرجایشان ایستاده اند و چقدر آسان است که در جامعه ای دو قطبی حکومت کرد ، چقدر آسان و بی نیاز به پاسخگویی، چقدر آسان است

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 02:05 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب
نظرات (2)
یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1395 04:54 ب.ظ
محمد دوستدار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متاسفانه با تغییر رئیس جمهور هیچ اتفاق جدیدی در کشور نخواهد افتاد ما باید تغییر کنیم و نگرش ما باید تغییر کند .بشکلی که برای تشخیص حقیقت به هیچ جناح یا گروهی تکیه نکنیم
یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1395 05:44 ب.ظ
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نوشتار واقع بینانه ای بود. سپاس
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد