X
تبلیغات
الی گشت
رایتل

سلامت از نگاه ملی

لطفا با شرکت در نظرسنجی های این وبلاگ به شناخت افکار عمومی کمک کنید

پاسخی به سخنگوی کارشناس وزارت بهداشت

پاسخی به سخنگوی کارشناس وزارت بهداشت
امشب توفیقی شد که سری به سایت های سلامت بزنم و چشمم افتاد به سایت سلامت نیوز و اظهارات آقای حریرچی سخنگوی محترم وزارت بهداشت و درمان و اموزش پزشکی که واقعا به نظرم بیشتر باعث شگفتی افرینی برای جامعه ی سلامت می شوند تا سخنگویی؟ آنجا که می فرمایند (کاپیتیشن) که حتما منظورشانpercapital  بوده است و در جایی که می فرمایند "بعد از افزایش سی درصدی نرخ تعرفه " که معلوم نیست واقعا این سی درصد را چطور محاسبه کردند؟ وقتیکه قیمت برای خدمت تا سیصد درصد رشد داشته است؟

چگونه ایشان سی درصد را احصا می کنند؟ اینکه منابع بخش درمانی بیمه ی خدمات درمانی از 43 هزار میلیارد ریال در سال 92 به پانزده هزار میلیارد تومان در سال 95 افزایش یافته است؟ تامین اجتماعی که با وجود افزاش 150 درصد منابع بخش درمان الان حدود یکسال است که به بخش خصوصی بدهکار است و با وام از بانک ها هزینه ها را تامین می کند و این دقیقا به این معناست که سازمان تامین اجتماعی نیازمند افزایش سیصد درصدی منایع برای تامین هزینه های طرح تحول است و اینکه سازمان خدمات درمانی با وجود افزایش سیصد و پنجاه در صدی اعتبارات بخش سلامت باز هم حدود یکسال بدهی به طرف قرارداد دارد و ..... اینکه اقای نوبخت معاون برنامه ریزی رئیس جمهوری از ایرادات طرح و افزایش غیرمنتظره ی هزینه ها می گوید و اینکه دنیای تجربه آزموده ی امروز ، افزایش تعرفه ها را بدون اعمال گایدلاین ها و پروتکل هی درمانی منجر به پدیده ی حتمی الظهور تقاضای القایی می داند و اما در نظام سلامت ما دکتر ایرج حریرچی معتقد است که اصلا در کشور ما افزایش تعرفه ها ربطی به خدمات القایی ندارد، واقعا این سخنان اقای حریرچی را باید ظهور پدیده ی احمدی نژادیسم در نظام سلامت دانست که از نظر انها ، حقیقت همان ادعاست. متاسفانه باید گفت که باید مقصر انچه در این سال ها بر نظام سلامت کشور امده است را باید تمامی کسانی دانست که ذره ای به این نیاندیشیده اند که این همه پول بی زبان را در کشور مورد تحریم و بیکاری و تورم و رکود خرج چه طرحی می کنند؟
الان واقعا بهترین استراتژی برای توجیه شرایط بغرنج فعلی نظام سلامت همان است که اقای حریرچی در پیش گرفته است ، دیوار بلند حاشا و تریبون یک طرفه و همایش های عاری از منتقد و بالا رفتن از تریبون رسانه و همه ی اینها را متاثر از فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ی دانست که در آن حساب کشیدن باب نیست و آنقدر آش شور و دفتر بی حساب می شود که یک نفر در ارکان دولت از این حضرات نمی پرسد که اگر خدمات القایی نیست ، پس چرا با وجود افزایش سه برابری اعتبارات وزارت بهداشت در این سال ها و با وجود افزایش سه برابری منابع بیمه ها و .... باز هم کشور بدهکار شماست و باز هم پرداخت به ارایه دهندگان خدمت یکسال عقب افتاده است؟ نتیجه اینکه مهم نیست که دولت عوض شود یا نشود مهم نیست که چپ باشی و یا راست و .... واقعیت این است که تفکر اجرایی یکسان نتیجه ی یکسان به بار خواهد اورد. شباهت دولت یازدهم با دولت دهم در عقب ماندن پرداختی ها به طرف قرارداد تا ده ماه را (با توجه به اینکه سلامت اولویت اول بدولت بوده است بر خلاف دولت احمدی نژاد که اولویت نداشت) باید نتیجه ی تفکر یکسان دانست ، با این تفاوت که در دوران دولت قبل همین تفکرات در بخش مسکن و یارانه دنبال می شد و متاسفانه در این دولت آمد در حوزه ی سلامت. خدا کند که روزی صبح بلند شوم و حرف هایی از این دست ادعاهای نچسب به منطق و علم؛ از دهان متولیان نظام سلامت تراوش نکند............

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:29 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

اگر امام ( ره ) زنده بودند و شهرداری قالیباف ، ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی را می دیدند؟

شکوه های شهاب مرادی را از حقوق های نجومی و نگرانی مردم می شنیدم و مطلع می شدم که همین ایشان... همین آقای نگران... یک واحد آپارتمان را در میدان هروی با ۱۳۵ متر تمام به بذل آقای شهردار تهران و با قیمتی معادل تقریبا یک سوم قیمت واقعی خریداری کرده اند و برخی از اعضای شورای محترم شهر تهران با شعار مردم داری و اصولگرایی... چگونه بر خان ملت گرسنه که کودکان و زنانشان تا کمر در زباله دان می روند تا لقمه نانی به دست بیاورند؟؟؟؟ و ای بنازم به قانون که یک سرش آنقدر گشاد هست که میلیاردها تومان  با یک تبصره بین داراهای شهر توزیع می شود با تخفیف های میلیاردی و‌ سر آن آنقدر تنگ است که نان پیر مرد و آن کودک گرسنه ای که تنها وسیله ی شکم سیر کردنشان ترازوی کوچکی است هم بیرون نمی آید ، که جوانان رشید و قانون مدار مبارزه با سد معبر با آن بازوان قدرتمند و با غیرتشان جمع می کنند،  خدایا این چه قانونی است که شهاب مرادی را یک شبه به نان هزار ساله می رساند و این پیر مرد بی نوا و آن کودک بیچاره را ازنان خوردن می اندازد؟؟؟ مگر هر دو تابع شهرداری نیستند؟؟؟؟

دارم به این فکر می کنم که واقعا این رقابت نفس گیر چپ و راست ایرانی را در بر ملا کردن ، فیش های نجومی و‌اختلاس و رانت ‌‌‌‌ و کانتینر قاچاق و....قرار اسطبق طبق کدام برنامه متوقف شود؟؟

نمی دانم که چه بگویم ، در شگفتی و عجب و‌تعجب و کنگی همین بس که دیشب در اخبار سیما ، چشمم به جمال معاونت محترم برنامه ریزی و توسعه ریاست محترم جمهور افتاد تصمیم گرفتم که چند روز و چند ماه ننویسم ، یعنی احساس می کنم که نمی فهمم ، یک سری معادلاتی پیش می آید که اصلا قابل تحلیل و نورپردازی نیستند،یک سری مسائل که فکر کنم باید برایش از نو راه رفته را برگشت و نگاه کرد که واقعا چه چیزی از چشمان من پنهان مانده بود که اینطور به گیجی رسیدم، به این اندیشیدم که گیرم معادله ی ما با آمریکا حل شود، فرضا معادله ی گرانی و بیکاری و تورم حل شود؟؟ شما دوستان بگویید که من معادله ی جای مهر را بر پیشانی نوبخت در تصاویر امشب چگونه حل کنم؟ باور کنید این یکی خیلی قابل حل نیست ،چون آخه عزیزان جای مهر جایی بود که اصلا  پیشانی نمی تواند آنجا بنشیند ، خدایا خود شاهدی که امشب شام نخوردم و درس نخواندم و فقط دعا کردم که بیشتر از این دولت آقای روحانی معادله بر دستان من نگذارد...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 02:56 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

نامه ی یک خبرنگار از این روزهای تاسف‌بار نظام سلامت به نمایندگان مجلس

نمایندگان شریف ملت ایران 

سلام

چند صباحی است که در اوج بیکاری و رکود بنگاه های اقتصادی کشور ، مجلس نهم و دولت یازدهم دست به دست هم دادند که وضعیت نظام سلامت به سرانجام برسد ، منتهی راوی این قلم که این روزها درگیر بیماری پدرش می باشد و به چشم دیده است که با وجود برخورد عالی ریاست یک دانشگاه و قائم مقام وی با بیمارش اشکالات عدیده به دلیل سوء مدیریت نظام سلامت گریبانگیر مردم شده است و همینطور در چهار ماه پیش تصادف خاله اش را شاهد بوده که باز هم با وجود پیگیری یکی از مسئولین محترم وزارت بهداشت ، عدم تشخیص صحیح و حضور به موقع کادر درمان معضلات جدی برای بیمار بوجود آورده است ، بنده به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر در حوزه سلامت  از نزدیک مراحل درمان و رسیدگی به بیماران را دیده ام و  مستندا به شما می گویم  که چه بر جان و مال مردم می گذرد و از شما نمایندگان مردم می خواهم که طبق اصول قانون اساسی ایران بر وظایف نمایندگی خود تاکید و ابرام ورزیده و‌نقش نظارتی خود را دقیقا اعمال بفرمایید تا باشد که خروجی این طرح جز سراب نتیجه ی دیگری برای کشور به ارمغان آورد...


۱- تماس پزشکان با بیماران دچار مشکل شدید بوده که نتیجه ی امر اگرچه بر روی کاغذ مثبت است اما در عمل نتیجه بسیار متفاوت از ادعای متولیان امر می باشد 

۲- به دلیل ایجاد شکاف شدید میان دریافتی ارائه دهنده گان خدمت ، یاس وسر خوردگی شدید میان پرستاران و پیراپزشکان ایجاد شده که متاسفانه این موضوع به جای بررسی دلسوزانه ، با نوعی نگاه صنفی و از دریچه ی پزشکی دیده شده که در این میان آسیب دیدگان اصلی بیماران هستند که ساعتها با کادر غیر پزشک درگیرند 

۳- فشار بالای کار روی مراکز درمانی سبب فشار روانی بالا بر پرستاران شده که ناچارند علاوه بر دو یا سه شیفت کار برای تامین حداقل معاش ، فشار روحی و عصبی ناشی از افزایش لود کاری را تحمل نموده که این فشار مستقیما بر بیماران بی نوا منتقل شده و ظاهرا تنها راهکار وزیر محترم بهداشت ، تربیت کمک پرستار و تنزل سطح مراقبت ها بوده تا پاسخگویی درست و منطقی به مطالبه ی به حق این قشر زحمتکش 

۴- باید به این سوال اساسی پاسخ گفت که واقعا برخی از تدابیر اندیشیده شده در مورد واگذاری مراکز پاراکلینیک به بخش خصوصی که بهتر است نام آن را بست بی چون و چرای منافع صنفی نامید بر اساس کدام پارامترهای دقیق علمی صورت گرفته است.

۵-  از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی استدعا دارم که با کلید زدن طرح تحقیق و‌تفحص از طرح بی بنیاد تحول سلامت روشن بفرمایند که اینهمه منابع ملی در طرح تحول سلامت تا چه حد در جهت اهداف ملی بوده و تا چه حد در جهت تامین منافع ، تدوین کنندگان طرح؟؟

۶- از نمایندگان محترم استدعا دارم که پاسخ بدهند بر اساس کدام معیار و بر اساس کدام پارامترهای مدیریت ، به افرادی که خود سهام دار و بنگاه دار بزرگ بخش خصوصی هستند این اجازه داده شده که نسبت به صدور مجوز های تاسیس مراکز درمانی و یا واردات دستگاه های تشخیصی و یا ملزومات مورد نیاز درمان کشور تصمیم بگیرند در حالی که خود مستقیما یا غیر مستقیم در منافع یا مضار حاصله منتفع هستند. پر واضح است که آن مسئول محترم که خود وارد کننده ی دستگاه های تشخیصی گران قیمت است به نفع ش می باشد که راه را برای دادن مجوز کار با دستگاه های تشخیصی به همکاران متخصص باز کند تا دستگاه های بیشتری وارد کند که نتیجه ی امر قطعا ایجاد تقاضای کاذب و تحمیل هزینه بر مردم بی نوا به هدف سود و منفعت بیشتر می باشد.

۷- با وجود سرازیر شدن منابع هنگفت به طرح تحول سلامت ، شاهد نارضایتی شدید مردم و ارائه دهنده گان خدمت هستیم که دلایل پیچیده ای دارد که از جمله دلایل آن قشری و سطحی نگری متولیان نظام سلامت است که در موضوع اعتبار بخشی سیستم درمانی به خوبی خود را نشان داده است که با گرته برداری از نظام سلامت انگلستان ، بدون درک صحیح از کمبود کادر درمانی ، با وجود کمبود شدید پرستار ، نیمی از توان پرستاری کشور صرف نوشتن مستندات می گردد که مشخص نیست در شرایطی که بیمار در تب می سوزد و‌فشار خون وی بالای هجده تا بیست رسیده و دو پرستار برای حداقل بیست بیمار در نظر گرفته شده، چرا باید مکانیسمی در کشور اجرا شود که در کشورهایی اجرا شده است که نسبت تخت به پرستار آنها تا ده برابر نسبت تخت به پرستار کشور ماست؟؟؟ و از همین دو پرستار یکی باید تا  صبح فقط مستندات را وارد کند ولو اینکه بیمار تلف شود؟ آیا جا نداشت که قطره ای از آنهمه اعتبارات صرف بهبود معیشت کادر پرستاری می شد تا از سه شیفته بودن یک پرستار و فروپاشی روحی و روانی این عزیزان جلوگیری به عمل می آمد؟؟ تا در برخورد با بیماران اینهمه مشکل پیش نیاید ؟ بنده از شما می پرسم که چطور و چه منطقی به شما این واقعیت را القا کرده است که می توان به ذینفعان این منابع اختیار انحصاری توزیع منابع را داد ؟؟؟

۸- به راستی با این منابع سرشار ، چقدر به کادر درمانی ، اضافه شده است؟؟ آیا دریچه ی مسدود ورود پزشکان جوان به بیمارستان های دولتی باز شده است؟ قطعا پاسخ منفی هست؟ 


عزیزان ، نمایندگان محترم مجلس آنچه در این سطور آمده است ، تنها بخش اندکی از زوایای مغفول مانده ی وظایف نمایندگان محترم مجلس می باشد که متاسفانه باید گفت ،جامعه و سایر کادر درمانی را در طول سه سال اخیر در میان دایره‌ای بسته که شامل ، کمیسیون بهداشت و درمان ( کمیسیون پزشکی) و وزارت بهداشت و رئیس‌جمهوری که به هیچ یک از نامه های ده ها هزار نفر از کادر درمان پاسخ نداده است گرفتار نموده است،خواهشمندم شما به عنوان امین مردم و اهالی و معتمدان خانه ی ملت از این درد جانکاه به سادگی نگذرید.



مهدی اسفندیار 

تاریخ ارسال: یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 12:11 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 1 نظر

جامعه ی دو قطبی ایرانی و آسان شدن کار برای چپاول منابع ملی

یادش بخیر سال ۸۴ بود که احمدی نژاد بر اریکه ی قدرت نشست و خواست ادبیات ساده زیستی و جهادی گری و بحث پرداختن به آرمان های انقلاب را مطرح کند ، شد و شد و شد و... رسید به ۸۸ و ورژن های واقعی احمدی نژاد بیش از پیش رونمایی شد تا از آن روحانی طرفدار دو آتیشه تا آن بچه  آتیشی مزاج هر یک قبول کنند که خیلی از تجسم هایی که در ذهن خود ساخته بودند. رویاهایی بیش از, حد کودکانه بوده، کار به جایی رسید  که بیان کردند ، احمدی نژاد می توانست بعد از رسول خاتم پیامبری دیگر می بود اگر ختم رسالت اعلام نمی شد؟؟ در  این میان هیچ چیزی سخت از بحث کردن با برخی از حامیان بی اجر و مزد نبود که کشورشان غرق در سو مدیریت کلان شده بود و هم در گیر نزاع  های بیهوده بین الملل و حق و حقوق آنها خورده می شد، یادم میاید که در یک نماز جماعت فرصتی شد که با پیش نماز جوان که ظاهرا از طرفداران آقای احمدی نژاد بود سخن بگوییم ، حاج آقا ی جوان که خودم خبر داشتم وضع مالی خوبی ندارد، در توجیه دست اندازی های انجام شده به بیت المال در دوران احمدی نژاد گفت: اصلا در عهد امیرالمومنین هم این کارها می شد و این ها فرع داستان هست، مهم بحث زاد و ولد هست که الحمدالله آقای احمدی نژاد پیگیر این موضوع مهم هستند؟؟؟؟؟؟؟



بگذریم  از این مسائل، اما احمدی نژاد، کار ریاست جمهوری را بر روحانی آسان کرد، چه آنکه از او تا لیاقت پیامبری نیز شان ساخته بودند ، خیلی هم ممکن است کم هزینه نباشد ،از اختلاس گرفته تا سد گتوند و دریاچه ی ارومیه و دانشگاه ایرانیان و تورم چند ده درصدی و رکود و رخوت و‌ تحریم و ..... همه و همه جان  مردم را آنقدر به لب رساند که انتظار مردم از ریاست جمهوری آینده به داشتن قوه ی عاقله در حدی که فرق بین کاغذ پاره و قطعنامه را بداند تنزل پیدا کرد، اما خوشا به سعادت احمدی نژاد که هیچ یک ناکارآمدی ها و مصائب دوران زمامداری ایشان، سبب نشد که برخی از طرفداران دو آتیشه ی این شخصیت سیاسی به خود بقبولانند که این ادبیات رئیس جمهوری و این رفتار حکومت داری مشکل دارد،اما چه روزها و سال ها که با طرفداران احمدی نژاد بحث کردیم و پیه نفوذی و ... رو به جان خریدیم ،با خودم می اندیشیدم که واقعا چه در مغز بعضی ها می گذرد که اصلا برایش مهم نیست که موج اختلاس و سیاست‌های غلط دولت چه بلایی بر سر کشور آورده.....


بالاخره دولت آقای روحانی با نشان کلید و صدای تدبیر بر اریکه قدرت اجرایی کشور سوار شد، شعار بهبود اوضاع کشور در ظرف صد روزه و گزارش به مردم خیلی زود گذشت و فراموش شد و اما برای چون منی که تنها آرزویم از رفتن احمدی نژاد بر ملا شدن موج اختلاس ها و ریشه کن شدن آنها و ظهور مدیران پاک دست بود ، از همان آغاز بیم های جدی شروع شد، رفتار پوپولیستی دولت یازدهم در نظام سلامت شکل گرفت و از آن بدتر مدیرانی که در نظام اتهام بودند توانستند خیلی زود در دولت یازدهم تثبیت شوند و در کشوری که تنها بیست هزار میلیارد تومان می توانست قفل صنعت و تولید را بازکند ، بیش از دو برابر این مبلغ صرف طرحی شد که یک روز هم مجال کارشناسی در مجامع دانشگاهی را پیدا نکرد، دولت در میان گمراهی و بی برنامگی و شعار زدگی خودساخته قفل شد و از دیگر سو دولت بدون درک درست از وقایع جامعه شروع به زدن ریشه های سیاسی خود کرد ، روزنامه نگاران و سایت های مستقل و‌ منتقد تحت فشار قرار گرفتند و از سویی معلمان و کارگران در حالی سفره ی خود را کوچک و کوچک تر دیدند که هرگز قابل تصور نبود ، اما شباهت آقای روحانی به آقای احمدی نژاد هر روز بیش از قبل شد، سفره های خالی و کارگران بیکار و‌بنگاه های تعطیل واقعیت ملموس جامعه هستند و رئیس جمهور مدعی عبور از رکود که رشد را در سامانه ی آماری به رخ مردم می کشد، سه سال پیاپی نتوانست در جشن پرستاران و معلمان حضور یابد و اخیرا جامعه ی هنرمندان کشور که حتی فرصت نیم بند دوران احمدی نژاد را از دست دادند به حدی که دولت قادر به تامین امنیت برای کنسرت های مجوزدار نشد و حکایت دولت روحانی همچنان عجیب و‌عجیب تر می گذرد و این روزها ، روز های عجیب تر و‌ نگران کننده تری در راه است، افشای سو استفاده های مالی در دولت و دستگیری برخی از مدیران که مشخص نیست به کدام نقطه متوقف شد، موجی که در حال اوج گرفتن است و تنها برگ برنده ی دولت این است که بگوید دست پاک تر از دولت سابق است؟؟ برگی که جامعه ی روشنفکری و‌ نوابغ سیاسی و اجتماعی ایران را قانع نمی کند؟؟ این روزها اخبار نگران کننده ای از دولت در حال درزکردن است از خروج کانتینر های قاچاق کالا از گمرک تا حقوق های میلیاردی و...... حاشیه های برادر آقای رئیس جمهور و فرزندان و خانواده های برخی وزرای دولت و ...... شاید بتوان رسانه و‌ امواج متلاطم افکار عمومی را با انتشار بذل و بخشش قالیباف در شهرداری تهران و ..... قانع کرد اما این اقناع آیا در حدی هست که بتواند انگیزه ی مردم را برای اعتماد دوباره به دولت زنده کند و‌موج سیاسی و‌حضور حداکثری را که شرط  بقای دولت آقای روحانی می باشد ، احیا کند......به نظرم آقای روحانی ریاست جمهوری را با این روال در پیش گرفته باخته است.

اما سوای از باخت یا برد آقای روحانی حکایت غریب برای من باور و اعتماد طرفداران پر و پا قرصی هست که همچون طرفداران احمدی نژاد سرجایشان ایستاده اند و چقدر آسان است که در جامعه ای دو قطبی حکومت کرد ، چقدر آسان و بی نیاز به پاسخگویی، چقدر آسان است

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 02:05 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 2 نظر

جناب آقای روحانی ، فیش های حقوقی نوک قله فساد نباشد؟؟ با شما مستند سخن می گویم

جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی 

سلام

چند صباحی است که دولت محترم مورد نقد اصحاب رسانه ها و جریانات سیاسی و اقتصادی قرار گرفته و در این میان بحث های خانوادگی و .... نیزمطرح بوده که بنده فرا تر از این مسائل درد دل ها و آگاهی ها و اطلاعاتی را با شما در میان می گذارم که امیدوارم بابت این ادعاها مورد بازخواست و توجه ی دولت شما قرار بگیرم تا بار دیگر دولت شما در آستانه ی انتخابات سرنوشت ساز ۹۶ غافلگیر نگردد .

جناب آقای دکتر روحانی، نخست آنکه بدانید که دولت شما منحصرا در موضوع انتخاب یک مدیرعامل بانک بی توجه به هشدارهای نهادهای نظارتی نبوده بلکه این مورد بسیار فراتر از این یک نمونه بوده است که به شما پیشنهاد می کنم که اسناد مربوط به تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از نهادهای دولتی در ادوار گذشته نگاهی بیندازید تا دریابید که چگونه بسیاری از موارد ، افراد در مظان اتهام یا متهم هستند بدون کوچکترین پیگیری و توجه به پست های حساس منصوب شده اند؟؟ که جای شگفتی فراوان این مطلب این است که این افراد از دولت گذشته بوده اند و همان مجلس نهم که افکار عمومی آن را طیف سیاسی مخالف شما می پنداشتند نیز آن دسته از مدیران را به دادگاه معرفی نموده بود، اما دولت شما به دلایل مبهم از این افراد استفاده نموده است که در این مورد لیست بلند بالایی را صاحب این قلم مدعی است که می تواند  تقدیم حضور جنابعالی نماید ، مورد دوم که به نظر بنده فاز دوم نگران کننده ای از بی توجهی دولت جنابعالی به موضوع فساد سیستمیک در بدنه ی دولت و خلاف عهد و وعده ی دولت با مردم است بحث بی توجهی دولت به گلوگاهای فساد می باشد که ناشی از عدم شفافیت های قانونی می باشد ، در این مورد می توان به موضوع انتساب مدیران به سمت هایی نظیر عضو هیئت مدیره شرکت های دولتی یا شبه دولتی یا عمومی اشاره کرد ، موضوعی که بستر بسیاری از فساد های دولتی بوده و متاسفانه دولت جنابعالی هیچ کوششی برای حل این موضوع که تنها نیاز به صدور یک بخشنامه بوده نداشته تا از انتصاب مدیران دولتی در سمت های موظف و غیر موظف شرکت های دولتی جلوگیری گردد که در این مورد نیز دو اخطار و هشدار اساسی بابد به جنابعالی داد که قابل تامل است ، نخست اینکه مراقب رفتارهای پوپولیستی برخی از مدیران ارشد دولت در انتشار فیش حقوقی برای اقناع افکار عمومی باشید که در صورت افشای دریافتی های پنهان این حضرات در شرکتهای تحت امرشان ، هیچ آبرویی برای دولت باقی نخواهد ماند که در این مورد نیز بنده لیست بلند بالایی را می توانم تقدیم حضور جنابعالی نمایم.

نکته ی دوم این بخش از سخنان بنده ، اپیدمی و گسترش موضوع سو استفاده از خلل های قانونی در بدنه ی اجرایی دولت شماست که متاسفانه اجازه داده که برخی از مدیران ارشد شما به دلیل اشتغال توامان و گسترده ی مدیران در بخش سلامت در هر دو بخش خصوصی و دولتی که به اذعان کارشناسان ام الفساد حوزه ی سلامت است از موضوعات مغفول مانده ی جنابعالی است ، اهمیت این موضوع چنان است که دولت جنابعالی تجربه ی موفق و آزموده ی دنیا را که حداقل چهل سال از آن می گذرد مورد بی توجهی قرار داده، کارسختی نیست که نگاهی به لیست وزرای کشورهای موفق دنیا در حوزه ی سلامت بیندازید و ببینید که چرا دنیا وزیر غیر پزشک را بر پزشک ترجیح داده، مصیبت کار وقتی دو چندان می شود که در کمیته ی رفاه و سلامت جنابعالی هیچ اثری از غیر پزشکان نیست ، این موضوع از جنابعالی که فارغ التحصیل دنیای مدرن هستید نباید سر می زده، حضرتعالی فارغ التحصیل رشته ی حقوق هستید و جا داشت که با نگاه حقوقی به آفت های تصمیم گیری در انتصاب مدیران اجرایی حوزه ی سلامت بیشتر از این ها توجه می داشتید، آنچه امروز به عنوان دعوای صنفی بین پزشکان و پرستاران در طول دوره ی مسئولیت حضرتعالی. روی داده است نتیجه ی تشدید شده ی انتخاب وزیر بهداشت از رشته ی پزشکی  می باشد که در این برهه بکار گیری مدیران با سابقه ی طولا در بخش خصوصی و از سویی تشدید بکارگیری متخصصین پزشکی در رده های اول اجرایی می باشد که صدای پرستاران و پیراپزشکان و پزشکان عمومی را بلند کرده و متاسفانه شاهد آن هستیم که از گلوی همه ی این مدیران صدای واحد و استراتژی واحدی در توجیه ناکارآمدی ها بیرون می آید که همگی بر افزایش دست مزدها ی متخصصین به عنوان راهکار واحد و کارشناسی شده تاکید داشته و از توجه به بدیهی ترین اصول نظام سلامت نظیر لزوم طراحی گایدلاین ها و سطح بندی خدمات غافل هستند که هیچ ، بلکه ناتوان از اجرا هستند که عملا نوعی از نابرابری شدید را رقم زده اند که باید آن را نوعی از فساد در پوشش  قانون دانست، به هرحال شما و تیم سیاسی دولت یازدهم همه ی هزینه های این رفتارهای غیر علمی و صنفی را می پردازید در حالیکه جا داشت از خودتان می پرسیدید که سنخیت یک پزشک متخصص با موضوع اقتصاد سلامت و مدیریت نظام سلامت چیست؟؟ چرا دنیای مدرن امروز و کشورهای موفق چنین. الگویی را کنار گذاشته اند؟ جا داشت از خود می پرسیدید که چه دانشی و چه تفکری در نظام سلامت موجود بوده و هست که موضوعات مهمی چون بهره وری منابع ، مدیریت تکنولوژی سلامت و سطح بندی خدمات را رها کرده و تریبون های کشور را به محلی برای لزوم افزایش تعرفه ها تبدیل نموده و آنچنان دولت شما را در تنگنا قرار داده که امروز بیمه های شما غرق در بدهی شده اند؟ جناب آقای دکتر روحانی انتساب یک داروساز به سمت رئیس هیئت مدیره ی یک بنگاه بزرگ اقتصادی عمومی را بر اساس کدام معیار شایسته سالاری تعریف کرده اید ، آنهم فردی که خود دارای فعالیت شناخته شده در بخش خصوصی است؟؟ آیا اینها همان تحقق وعده ی شایسته سالاری مورد نظر شما می باشد؟؟ آیا اینها کلید تدبیر شما بوده است ؟؟ جناب آقای رئیس جمهور ، بنده از شما معذرت می خواهم که ناچارم این مطالب را در رسانه ها بیان کنم، چون مسیری برای نوشتن نامه و ارتباط با جنابعالی ندارم ، وگرنه می دانم که دولت بیشترین سیبل انتقادات در کشور است، شما نباید سرمایه ی اجتماعی آرای مردم را صرف ناکارآمدی های موجود می کردید که من آن را حاصل منفعت طلبی ، انفعال برنامه ریزی شده و کم دانشی مدیرانی می دانم که شما به دقت آنها را  گزینش نکرده اید و این افراد دل در گرو بیزینس در بخش خصوصی  در باطن   و تحت ادبیات  صیانت از بخش خصوصی و تولید و کار و ...........حافظ منافع خود هستند و یا اینکه دست کم با برخی از رفتارهای ناصواب با اعمال مر قانون برای رقبا و یا عدم اجرای قانون در حق سایرین و یا با اجرای گزینشی قانون عملا باعث ایجاد نارضایتی عمومی و گسترش بی اعتمادی عمومی به زیرلایه های جامعه گردیده اند که این مهم نیز متاسفانه از رصد دولت جنابعالی یا مغفول مانده و یا اینکه به نوعی تزیینی و شعار گونه مورد توجه واقع شده است.

اما در بخش دیگری از تعریف فساد باید گفت، فساد را باید شکلی از بی عدالتی و شکلی از اراده برای تامین منافعی بیشتر از حد قانون و شرع و عدالت معقول و مقبول افکار عمومی دانست که متاسفانه در بخش هایی مثل سلامت و یا صنایع دولتی نظیر خودروسازی که انحصارات فراوان موجود است بسیار متصور ، عیان و قابل لمس بوده و نارضایتی های فراوانی را در جامعه از قبل ایجاد نموده و بی توجهی و بعضا دامن زدن به رفتارهایی از این دست که مورد انتقاد و شکوه مردمی بوده که به جنابعالی رای اعتماد داده اند در دولت جنابعالی صورت گرفته و شما به اعتقاد بنده از این بابت نتوانسته اید نمره ی قبولی از موکلی چون بنده بگیرید که به دلیل فعالیت های اجتماعی با پوست و گوشت و استخوان این مشکلات را درک کرده ام.


جناب آقای روحانی در پایان به جنابعالی به عنوان ریاست محترم جمهوری که قابل احترام هستید، چون نماینده و منتخب کشورم هستید و قطعا بنده موظف هستم که جایگاه جنابعالی را مورد احترام قرار بدهم می خواهم مغتنم بشمارید این فرصت اندک باقی مانده را و اجازه ندهید دولت مورد اعتماد مردم بیش از این از بابت حضور برخی از افراد فرصت طلب با نگاه های صنفی و شخصی و خانوادگی آسیب ببیند، پشتوانه ی شما رای مردم است و شاید لازم باشد بیش از آنچه تا کنون صورت گرفته است نگاه کنید که درد کارگران و معلمان و پرستاران و پیراپزشکان و مهندسان و دانشجویان و فارغ‌التحصیلان این کشور چیست ، به شما با قاطعیت عرض می کنم که ما هرگز از جنابعالی توقع حل کوه مشکلات کشور را در طول چهارسال نداریم، اما مانده ایم که چرا در جاهایی که نباید خطا از دولت سر می زد ،نظیر همین سو استفاده های مالی ، این اتفاق افتاده ، مانده ایم که چرا دولت جنابعالی پرچم دار مسیری شده که قرار بود اصلاح شود و نه اینکه باقی بماند، عدالت در توزیع اعتبارات و یا عدالت در ایجاد شرایط برابر برای رشد همگانی در حد اختیارات دولت محترم ، انتظار نابخشودنی یا زیادی نیست و نبوده ، در بحث تدوین بودجه که شما را توجه می دهم به آنچه دولت محترم در تخصیص اعتبار در دو بخش درمان و آموزش و پرورش انجام داده و با در بخش سلامت و اشتغال انجام داده که البته فکر می کنم که عمیقا کارشناسان محترم سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به این نتیجه رسیده باشند که آنچه در طرح تحول سلامت انجام داده اند مصداق دقیق آب رفته به جوی است ، با این حال برادر ارجمند و‌ محترم، جناب آقای دکتر روحانی ، امیدوارم که همت دولت عالی آنقدر بلند باشد که صاحب این قلم را به خاطر ادعاهای برشمرده احضار نموده و مورد بازخواست قرار دهید ، به هرحال اذعان می کنم که جنابعالی و جایگاه محترم ریاست جمهوری ، در حوزه ی نقد، دیواری کوتاه برای نقد بوده و از این بابت برای شما به خاطر اینکه اکثریت اصحاب رسانه و فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و صنفی تمام نقدها و درد دل های خود را رو شانه های شما استوار می کنند از درگاه خداوند منان آرزوی بردباری و سلامت دارم. اما نگران هستم که فقط در روزهای انتخابات آتی و یا در ماه های آینده،متوجه شوید که فیش های حقوقی آنچنانی نوک قله ی فساد اقتصادی و اداری در دولت بوده که قطعا اذعان خواهید داشت که زمان دیر هنگامی خواهد بود، که البته امیدوارم ، آنچه در ذهن حقیر هست توهمی بیش نباشد و مراقبت های لازم صورت گرفته باشد.

تاریخ ارسال: شنبه 26 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 12:29 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

اخراج افشاگران فیش های نجومی ، تیر خلاص به سرمایه اجتماعی

روی کار آمدن دولت آقای روحانی را باید نتیجه ی محض خواست مردم دانست که خسته و سردرگم از بگو مگوها و حاشیه های ناتمام دور دوم دولت آقای احمدی‌نژاد به تغییر رای دادند، مردمی که منتظر بودند تا آنچه در رسانه ها و گزارش نهادهای رسمی کشور هر روز می آمد و سبب نگرانی شدید افکار عمومی می شد پایان پذیرد، دولتی که بتواند و بخواهد پاسخگوی افکار عمومی باشد و نظرات کارشناسی را بر نظرات شخصی و فی البداهه ترجیح دهد. اینچنین بود که با حمایت بسیاری از چهره های سیاسی مشهور هر دو جناح و با حمایت مطلق جریان اصلاحات این دولت روی کار آمد. خیلی زودتر از حد تصور دولت وعده ی حل مشکلات مردم را با کیلید تدبیر مطرح کرد ، صاحب این قلم به عنوان یکی از فعالان اجتماعی با دغدغه ی اصلی مبارزه با فساد اقتصادی ، بر این باور بود که این دولت به دلیل تضاد سیاسی با دولت سابق خواهد توانست با ایجاد تغییرات فراوان در بدنه ی اجرایی کشور تحول جدی در روند ایجاد سلامت اقتصادی و اداری ایجاد کند. مع الوصف و با تاسف فراوان باید گفت که بسیار زودتر از توده ی اجتماعی مردم به این نتیجه رسیدم که مبارزه با فساد اقتصادی در برنامه ی دولت بیشتر جنبه ی تزیینی و شعاری گونه دارد تا واقعی، به عنوان یک کنشگر سیاسی به این نتیجه رسیدم که تشابه رفتاری این دولت با دولت آقای احمدی نژاد بسیار فراوان تر از حد تصور است، اجرای طرح تحول سلامت که هیچ مصوبه ی قانونی نداشته و در تضاد با برنامه پنجم توسعه بود از سویی و از سوی دیگر بکارگیری مدیرانی که در ادوار گذشته در اسناد رسمی نهادهای نظارتی و قانونی به عنوان افراد متخلف معرفی شده بودند  از جمله شگفتی هایی بود که بنده زودتر از سایرین به آن پی برده بودم، استدلالی که احمدی نژاد را بر گماشتن رحیمی به عنوان رئیس کمیته مبارزه با فساد کشور واداشته بود ، مبنی بر اینکه هنوز وی محکوم نشده است؟ بی شباهت با استدلال دولت آقای روحانی در انتساب برخی افراد به سمت های مدیریتی نیست که بلکه کاملا همان منطق استوار است.

به هر حال سونامی فیش های حقوقی را باید نتایج این نوع از استدلال ها دانست. آنچه بیشتر مایه ی شگفتی است، مقایسه ی دولت آقای روحانی با دولت آقای احمدی نژاد از سوی طرفداران دو طیف سیاسی است که بر این باور هستند که هنوز محاسن دولت آقای روحانی بیشتر از دولت آقای احمدی نژاد است که این استدلال صرف نظر از درستی یا نادرستی ، باعث ایجاد نوعی سرخوردگی اجتماعی میان مردم شده زیرا قرار مردم با دولت جدید تغییر بود و نه شدت و حدت تشابه ؟؟؟

آنچه این روزها از سیاست های عجیب دولت در مواجهه با موضوع فیش های حقوقی شنیده می شود و در یکی از خبرگزاری ها درج شده است را باید تیر خلاص بر باور مردم  به دولت آقای روحانی خواند ، اخباری نظیر شکایت وزارت بهداشت از شریفی مقدم دبیر کل خانه ی پرستار به جرم افشای فیش های حقوقی و نیز اخراج چهار تن از کارکنان دولت به جرم انتشار این فیش ها هیچ سنخیتی با اعتراض رئیس جمهور به عدم اشراف نهادها ی نظارتی در موضوع حقوق های نجومی نداشته و نتیجه ی امر کاهش اعتماد عمومی به دولت خواهد بود ، در این روزها به این فکر می کنم که فرم مناظره انتخابات ریاست جمهوری آینده چگونه خواهد بود و آیا باز هم رئیس جمهور از جیبشان کلید رو بیرون خواهند آورد؟؟

و اگر این اتفاق بیفتد ، واکنش نگاه های خیره به تلویزیون چه خواهد بود،معلمان،کارگران، پرستاران ، پیراپزشکان ، فعالان اجتماعی ........ چه خواهد بود؟؟؟؟

تاریخ ارسال: دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 09:52 ق.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر

روحانی ، احمدی نژاد را بر کرسی ریاست جمهوری خواهد نشاند....

در این روزها خیلی ها به این موضوع می اندیشند که انتخابات ریاست جمهوری آینده به چه نتیجه ای خواهد رسید، عده ای از آمدن احمدی نژاد و عده ای از راه یابی ناپلئونی دکتر روحانی به ساختمان سفید پاستور و عده ای هم از پیدایش و ظهور شخصیت های نوظهور در انتخابات آتی سخن می گویند ، صاحب این قلم که خود در سنوات گذشته راه یابی آقای روحانی را به پاستور پیش بینی کرده است، می خواهد در این برهه به موضوع احمدی نژاد که یکی از دلایل هول و هراس طرفداران روحانی است بپردازد و اینکه آیا احمدی نژاد شانس بازگشت دارد یا خیر؟ به نظرم احمدی نژاد هر روز که از عمر دولت آقای روحانی گذشته است، محبوبیت بیشتری بین توده ی جامعه ، بخصوص در میان اقشار یارانه بگیر و کارگران یافته است، از سویی اقبال توده ی دانشگاهی و جریان سیاسی, دوم خردادی  به آقای روحانی کاهش شدیدی یافته است، اینکه چرا احمدی نژاد با آن سیاست خارجی معیوب و هزینه زا و اقتصاد پر ازمشکل و ناهنجاری های فراوانی چون اختلاس و سو استفاده های فراوان و رانتی که در دوران دولتش ثبت شده این روزها شانس خود را در حال فزوتی می بیند دلایل بسیار زیادی برای آن متصور است.....که همه و همه ریشه در ضعف های بنیادین در عملکرد تیم اقتصادی و تیم رفاه اجتماعی دولت آقای روحانی دارد که می شود به شکل زیر آنها را بر شمرد...

۱- دولت آقای روحاتی با ضعف شدید در نیاز سنجی های کشور تمام تخم مرغ های خود را در عرصه ی داخلی در طرح تحول سلامت گذاشت که با صرف هزینه های بی شمار و غیر منطقی به دنبال ایجاد جو رسانه ای و امواج مثبت به نفع دولت بود و آنقدر این کار غیر حرفه ای و غیر علمی صورت گرفته که با وجود پیدایش تبعات این طرح و ورشکستگی بیمه ها و ناتوانی آنها در تامین منابع ،دولت همچنان بر طبل شکست خود می کوبد و در دو راهی پذیرش خطای نابخشودنی خود و کمک به تولید و اختصاص یارانه به این بخش که شاید تنها لنگ شانزده هزار میلیارد تومان برای رونق دوباره باشد ، یا ادامه ی طرح تحول سلامت به هر قیمتی مانده است ، سناریوی بدتر عبارت است از احتمال شکست قطعی طرح تحول سلامت و رکود بیشتر بنگاه های اقتصادی که این نیز محتمل است...

۲- دولت آقای روحاروحانی خیلی از زودتر از حد تصور با بدنه ی اجتماعی خود درگیر شد، ایجاد لایه های جدید اجتماعی مخالف دولت در دولتی که به اصلاح طلبی بیشتر نزدیک است، موضوعی بسیار عجیب و حتی به نظر بنده می تواند پیچیده باشد، لایه های اجتماعی سرخورده از اقدامات دولت مثل معلمان ، پرستاران ، پیراپزشکان ، کارگران و  رابطه ی نه چندان مناسب دولت با خبرنگاران ، ( از استاندار خوزستان فاکتور بگیریم ) ، نارضایتی هنرمندان و اهالی موسیقی و ..... مواردی هستند که یا در دولت آقای روحانی شکل گرفتند یا اینکه تشدید شده اند.....شاید ناتوانی آقای روحانی در پاسخ به نامه های صنفی را معلول تصمیمات کلان دولت دانست که امکان برآورده کردن نیازهای حداقلی  صنفی را از رئیس دولت گرفته و ایشان را مجبور به اتخاذ سیاست سکوت کرده است.

۳- سیاست اقتصادی خارجی و داخلی دولت محلی از تامل است و واقعیت این  که تشابه رفتاری فراوانی بین دو دولت از لحاظ اعتقاد به اقتصاد تجار و تجاری به جای اقتصاد تولیدی نتیجه ی حضور بازرگانان در ستون های اقتصادی دولت یا ارکان تصمیم گزار دانست که حضور افراد مهم اتاق بازرگانی را در نهاد ریاست جمهوری نمی توان نادیده گرفت...

۴- گردش نخبگان نیز چالش مهم دولت آقای روحانی است ، همین بس که بیش از پنجاه درصد از مدیران دولت آقای روحانی را کساتی تشکیل می دهند که اساسا در دولت آقای احمدی نژاد به عنوان مدیر متولد شده اند که این امر در ساختار اجرایی کشور که بار احزاب سیاسی را در جاگیری و سازماندهی نیروهای احزاب را بر دوش می کشد ، نشان می دهد که سرخوردگی زیادی را باید در میان طرفداران سیاسی آقای روحانی متصور بود.

۵- اما حاشیه‌های دو دولت نیز تشابهات خاص خود را دارد، هرچه باشد اگرچه حاشیه های دولت آقای احمدی نژاد قابل قیاس با دولت فعلی نیست ، اما ظاهرا در این بخش نیز داستان فیش های حقوقی و نقش یکی از اعضای مهم دفتر ریاست جمهوری که مستندی از شراکت وی با یکی از مدیران رده بالا منتشر شده است، نشان می دهد که هنوز یکسال مانده به انتخابات آتی و سیاست های پیچیده ی اصولگرایان در رو کردن دست ها در لحظات پایانی نمی توان خیلی هم به کم حاشیه بودن دولت اعتماد کرد....



به هر حال ، نمی دانم که چرا باید گفت که احتمال زیاد روحانی با آنچه با اجرای طرح تحول سلامت با خود کرده را احمدی نژاد با اجرای مسکن مهر نکرد... به هر روی زمان به سرعت و در بستری نا امن و لغزان به جهت ثبات دولت فعلی در حرکت است ، شاید تنها راه برون رفت دولت روحانی از وضعیت شکننده ی حاضر، تدوین قوانین به نفع جوامع ناراضی در برنامه ی ششم باشد که نوعی تضمین وعده هست که از این مهم هم ظاهرا غافل مانده است،.... بگذریم... شاید احمدی نژاد بر نگردد و شاید اصلا تایید صلاحیت نشود، معتقدم که با این عملکرد ، احتمال بازگشت احمدی نژادیسم کاملا متصور است و در مورد آن احمدی نژاد فرضی راحت می توان نوشت که ...

روحانی ، احمدی نژاد را به کرسی ریاست جمهوری نشاند.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 9 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 08:03 ب.ظ | نویسنده: صادق | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 605 )
   1      2     3     4     5      ...      87   >>
صفحات